محمد باقر صدر

همایش «راه صدر»  با موضوع «بزرگداشت آیت الله شهید سید محمد باقر صدر و خواهرش بنت‌الهدی صدر»

خصائص ممتاز کننده شهید صدر (ره)

بنده از 14 سالگی محو شهید صدرم. از مزیت‌های شهید صدر این بوده که آراء ایشان باقی‌مانده است. ویژگی شهید صدر این است که مرزهای دانش را توسعه داد، محقق و صاحب‌نظرهای فراوانی داریم که در مسأله‌ای نظر جدیدی ارائه می‌دهد که در علوم مختلف است، اما مقوله دیگری وجود دارد به نام توسعه مرزهای علم؛ معنای آن، این بوده که فردی از سطح‌های متعارف عبور کند و شاکله علم و دانش را تکانی دهد. ممکن است 200 سال فقه یا هر دانش دیگری پیش رود و مسائل جدیدی مطرح گردد و حجم مباحث و عمقش بیشتر گردد، اما این توسعه مرز دانش نیست.

انقلاب شهید صدر در علوم

این امر، با تحول در روش شناسی‌ها رخ می‌دهد و معمولاً توسط جمعی آرام و تدریجی رقم می‌خورد، در علوم مادی نیز بدین‌صورت است که این نوعی انقلاب در علم است ولی انقلابی در مقطع کوتاه‌مدت رخ می‌دهد که توسط یک شخص است. ازاین‌روی، رشد هر علمی به سه نوع است؛ رشد متعارف کمی و کیفی، توسعه و انقلاب در مرزهای دانش، تحول علم و دانش با یک شخصیت، فیلسوفان راجع به این نوع اخیر بحث نموده‌اند، همانند تکامل دانش علم فیزیک به دست انیشتین. هرچه از نوع اول به نوع سوم برسیم، این تحول دشوارتر خواهد بود. همواره هر سه نوع تحول علمی در طول تاریخ وجود داشته است و نوع سوم کمتر اتفاق می‌افتد. این امر هم به ضریب هوشی و استعدادی فرد بستگی دارد و هم نیازمند هوش عاطفی و هیجانی فرد است که هر دو در شهید صدر در حد اعلا بود و علاوه بر این، نیازمند جامعیتی است که در وجود ایشان وجود داشت. توجه به این نکته لازم است که اجتهاد ایشان، اجتهاد پس از شیخ است نه اجتهاد قدیم و بر پایه‌های دشوار و پیچیده استوار است. تقریباً ایجاد چنین تحول‌هایی بدون نگاه شامل و جامع که علوم را به یکدیگر پیوند دهد، محقق نمی‌گردد.

ایشان کسی است که قبل از 50 سال به شهادت رسید و دارای این‌همه آثار و افتخارات بوده است که ازجمله انقلاب آفرینان علوم اسلامی و توسعه‌دهندگان مرزهای علوم اسلامی است. ممکن است کسی درزمینهٔ علوم نقدی داشته باشد، اما ایشان حرف‌های بنیادینی را درزمینهٔ علوم به وجود آورده است.

یکی از موارد انقلاب ایشان، همان منطق استقرایی است، در اینجا ایشان همان منطق ارسطویی سنتی قدیم را موردتوجه قرار داده و هم منطق جدید و به این نظریه اعتبار فقهی داده است. این تحولی درروش شناسی است که در طول اصول و گاهی فقهشان می‌توان این امر را مشاهده نمود.

دوم نظام سازی ایشان است که تقریباً شاگردان ایشان کسی بدان نپرداخته است، همچنان که در منطق استقراء نیز کسی کاری ننموده است. در بحث اجتهاد و تقلید حدود 15 سؤال در خصوص این نظریه مطرح نمودم. نظام سازی‌ای که در اقتصادنا ذکرشده است، الگویی است که جاییان را نشان دادند ولی پشت‌صحنه آن، نظریه کلان منهجی است که می‌توان در عرصه‌های مختلف پیاده نمود.

سوم، تفسیر موضوعی ایشان است که نسبتی بین آن و نظام سازی وجود دارد، اما درعین‌حال دارای نکات منهجی‌ای است. این امری است که ایشان در اواخر عمر انجام دادند و مع الاسف ما از گسترش آن محروم شدیم. ما در حوزه علوم انسانی و اجتماعی و ادبیات جدید، نیازمند این رویکرد هستیم.

مدل‌سازی‌های علمی شهید صدر

چهارم، مدل‌های سازی عملی برای نظام فکری است که شامل قلمروهای اجتماعی و سیاسی است و در آثارشان نسبت به‌نظام حکومت اسلامی، این مطالب ذکرشده است. ذیل هرکدام از این موارد بحثی اساسی ایشان که معنوی و متولوژیک است، طبیعتاً بحث‌های زیادی وجود دارد که قابل‌بحث و بررسی خواهد بود. پنجم نیز اینکه ایشان دارای نظام فلسفی خاص خود در فلسفه است و با حکمت متعالیه دارای تفاوتاتی است.

تحولات ایشان در حوزه

نکته دیگر در خصوص حیات ایشان، این بوده که شهید صدر جو و فضای حاکم بر آن زمان حوزه نجف را سخت شکافت، البته حوزه نجف، حوزه‌ای سیاسی، اجتماعی و خواستگاه نهضت‌های مهم بوده است، مع‌ذلک در برهه‌هایی نیز به سمت انزوا رفته است، در آن انزوای اجتماعی و سیاسی و فاصله‌ای که حوزه نجف با قم داشته، ایشان مرزها را شکافته و حصارهای را شکسته است و وارد مرزهای ارتباطی جدید و هدایت‌های اجتماعی شده است. ایشان خلاف موج‌ها حرکت نمود و در الگوی تعامل مرجعیت با جامعه و مسائل سیاسی و اجتماعی نیز، ایشان دارای ابتکاری بوده است، باقدرت بیان بالا و نفوذ زیادی که داشته‌اند، به‌عبارتی‌دیگر ایشان آفاق فراموش و محدودشده حوزه را کشف نموده و به روی حوزه باز نمود. البته از این وسیع‌تر کار امام بود، ولی این مرز شکنی ایشان در ارتباطات حوزوی امر مهمی است. حیات حوزه نیز به این است که در ارتباط جامعه پرنشاط باشد.

حوزه زنده با جامعه همدردی داشته و در مقابل واقعیات موضع دارد و دارای شجاعت و حکمت لازم است. این طراز، در آن عصر پایین آمده بود.

سوم اینکه ایشان در نظام بخشی به نظامات علمی و اداری حوزه دارای ابداع بوده که نمونه آن متون درسی است.

چهارم اینکه شهید صدر یک انسان مجاهد و اخلاقی و از خود گذشته بود. این امری است که ما در حوزه بدان نیازمندیم. بنده از 14 سالگی در سراسر وجودم عشقی به شهید صدر بود. از سال 54 که فلسفتنا را می‌خواندیم بنده عاشق ایشان شدم و این عشق همچنان به همراهم است. چیزی زیباتر از اواخر عمر ایشان نبود که در کتب نوشتند که صدام حاضر شد کوتاه بیاید، آخرین شرط او، این بود که از حمایت انقلاب اسلامی دست بردارد که در این صورت صدام گفته بودکه تو سید عراق خواهی بود؛ انت سید العراق و الا اعدام خواهی شد. اما ایشان فرمودند که من برای اعدام آماده هستم. الگو گیری از ابعاد مختلف شخصیتی ایشان امری ضروری برای حوزه‌های علمیه است. ای‌کاش دائم در مورد ایشان فکر و آثار تولید می‌گشت و درون حوزه بیش از این الهام‌بخش می‌شد.