توضیح آنکه این سخنرانی در شرایط شیوع بیماری کرونا و عدم برگزاری نماز جمعه در روز جمعه مورخ 1399/01/22 توسط صدا و سیمای استان قم از مسجد مقدس جمکران ضبط تلویزیونی گردیده است.

محورهای سخنرانی

نوع تعامل علل مادی و فرا مادی از منظر اسلام

تبیین چهره دیگر تمدن مدرن بشری و تلنگر کرونا به آن

 

سخنرانی آیت الله اعرافی

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم‌اللّه الرحمن الرحیم الرّحیمالحمد لله رب العالمین نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا ثم الصلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا و حبیبنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین و لا سیّما بقیة الله فی الارضین.

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا تَالِيَ كِتَابِ اللَّهِ وَ تَرْجُمَانَهُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ‏ تَقْعُدُ السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقُومُ السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ وَ تُبَيِّنُ السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصَلِّي وَ تَقْنُتُ السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَرْكَعُ وَ تَسْجُدُ»[1]

از مسجد مقدس جمکران و در آستانه میلاد خجسته حضرت ولیعصر (ارواحنا له الفدا) با شما عزیزان در قم و سراسر کشور سخن می‌گوییم و درود می‌فرستیم به پیشگاه مطهر حضرت ولیعصر (ارواحنا له الفدا) و همه ما در این ایام به آن وجود نورانی و چهره مبارک متضرعانه متوسل می‌شویم و از او می‌خواهیم که دست ما را بگیرد و به قله‌های بلند هدایت بفرماید و همه بلاها، محنت‌ها و سختی‌ها را از امت و ملت بزرگ ما و جهان دور بدارد و دریچه‌های نور و رحمت الهی را به روی ما بگشاید. انشاء الله همه ما شاهد ظهور آن امام دور از انظار و آن غایبی که دل‌های ما مشتاق ظهور و بروز اوست هر چه نزدیک‌تر باشیم.

1. نگاه اسلام به علل و عوامل موجود

در نوبت قبل در این ایامی که با موج سهمگین کرونا و این بلای جهانی مواجه هستیم نکاتی را پیرامون بلایا و محن و حوادث تلخ و ناگوار از منظر اسلام عرضه کردیم. گفته شد که در نگاه اسلام، منطق کامل و منسجمی در باب بلاها و سختی‌های عالم وجود دارد و این بلایا به‌درستی تفسیر شده است. در ادامه به مجموعه‌ای از پرسش‌ها و شبهاتی که در این زمینه وجود دارد پاسخ داده شد.

در این نوبت به نکاتی که مکمل عرایض جلسه قبل است و این روزها در ایران و جهان پرسش‌هایی هم پیرامون آن مطرح می‌شود خواهم پرداخت.

نوع تعامل علل مادی و فرا مادی از منظر اسلام

یکی از نکات مهمی که گاهی سؤال می‌شود و در پاسخ آن هم ما شاهد افراط و تفریط‌ها و پاسخ‌های ناروا و ناصحیح هستیم رابطه علل مادی و طبیعی با علل فرا مادی و فرا طبیعی است.

حوادثی که در این عالم رقم می‌خورد از خوبی و بدی‌ها، تلخی‌ها و شیرینی‌ها چه علل و عواملی دارد؟ آیا عوامل آن‌ها فقط امور و عوامل غیبی و نهان این عالم است یا فقط علل و عوامل آن‌ها همین عوامل طبیعی و عادی و متعارف بشری است؟

در اینجا دو نگاهی که ناقص است گاهی طرح می‌شود:

نگاه اول: رویکرد حس‌گرایانه

نگاه اول این است که بر اساس یک منطق حسی و ظاهرگرایانه، عوامل مؤثر در عالم را در قوانین حاکم بر طبیعت و قوانین فیزیکی و حسی منحصر بدانیم. جمع زیادی این نگاه را دارند. ما در عصر جدید و دوره جدید غرب به‌خصوص بعد از رنسانس شاهد یک رویکرد حس‌گرایی و حصر علل و عوامل مؤثر در عالم در علل و عوامل طبیعی و مادی هستیم. این یک رویکرد حس‌گرایانه است.

نگاه دوم: انحصار عوامل در عوامل ماورای طبیعی

رویکرد دیگری است که ممکن است آن را مطرح کرد این است که در حقیقت آنچه مؤثر در این حوادث و پدیده‌ها می‌دانیم یک سلسله عوامل و دلایل پنهان و غیبی و ماورای طبیعی است.

نگاه اسلام: تأثیر هر دو نوع عامل در طول هم

در منطق اسلامی و دینی، هر دو این دو نگاه ناقص هست. نمی‌گوییم غلط است. حوادث این عالم معلول پدیده‌های طبیعی است. بشر هم سفارش شده است که در این جهان غور و تحقیق و دقت کند و اسباب و عوامل را شناسایی کند. این مسیری است که قرآن هم به روی ما بازکرده است و ما معتقدیم که این عالم تحت تأثیر علل و عوامل و روابط متقابل حسی و مادی است. اصلاً این را نفی نمی‌کنیم. در منطق قرآن این پدیده‌های عالم از خوبی‌ها و ناگواری‌ها همه معلول عوامل طبیعی است و علوم طبیعی هم در این مسیر می‌تواند پیش برود. علوم انسانی اجتماعی با همین رویکرد می‌تواند تلاش کند و ما همه این علل و عوامل طبیعی را قبول داریم، اما حصر علل  و عوامل حوادث عالم را در این عوامل طبیعی قبول نداریم. ما معتقدیم این جهان هم به دست قوانین طبیعی و مادی رقم می‌خورد و درعین‌حال این عالم تحت تأثیر اراده الهی و قوانین ماورای طبیعی است.

این دو سلسله علل طبیعی و ماورای طبیعی در عرض هم نیستند بلکه در طول هم هستند و طبقات دارند. مثالی می‌زنم وقتی‌که کسی انگشت می‌گذارد روی کلید برق و لامپ روشن می‌شود اگر کسی بگوید روشنایی این لامپ معلول چیست؟ جواب اول آن است که کسی به‌ظاهر نگاه کند و بگوید که معلول این است که او انگشت را روی کلید نهاد و اتصال برقرار شد و لامپ روشن شد. خوب این علت اولیه و ظاهری است، اما کمی که دقت کنیم می‌بینیم که این روشنایی معلول آن نیروگاه عظیم برقی است که در حال کار کردن است. آن نیروگاه را هم دنبال کنیم به علت‌های طبیعی دیگر می‌رسیم.

در منطق الهی، علل فرا مادی عین موتور برق در مثال سابق است. آن چیزی را که می‌بیند و آشکار است در روشنی بخشی به این لامپ این فشار دادن کلید است ولی نباید از آن موتور محرک و قدرت نیروگاهی که نهان است و الآن نمی‌بینیم غافل بمانیم. در منطق اسلام این تقابل علل طبیعی و علل فرا طبیعی مطلقاً درست نیست و این‌که این دو علت را در عرض هم بدانیم که بعضی‌ها تنها یکی را قبول کنند و بعضی دیگر دومی را درست نمی‌دانیم. ما می‌گوییم هر دو علت وجود دارند اما در طول یکدیگر. همه عالم چنین است:«وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[2]؛ «بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ»[3]و «وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»[4]

همه این عالم سرپای خودش است. قوانین فیزیکی و علل طبیعی و تأثیر و تأثرهای متقابل در جریان است. در این پهنه هم فیزیک و علوم طبیعی با علوم انسانی باید با شتاب پیش بروند و همه این‌ها مظاهر قدرت الهی هستند، اما در منطق اسلام این‌ها آیات است، این‌ها تکیه زده است به یک قدرت برتر و دست نهان در عالم که او روی این علل و عوامل در پیدایش و در ادامه تأثیر دارد. این منطق قرآن است.

«وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» یعنی اینکه این جهان با همه جلوه‌های متنوع و با همه قوانین پیچیده‌ای که بر آن‌ها حاکم است که علم پرشتاب به سمت کشف آن‌ها حرکت کرده است درعین‌حال نباید غافل بمانیم که تمام این‌ها در برابر عالم غیب ذره‌ای است و همه این‌ها تحت تأثیر عالم غیب و جهان ملکوت است. «بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ» است.

در جایی قرآن می‌فرماید:«وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[5]؛ یعنی این قوانین فیزیکی امثال جاذبه و سایر قوانین عالم ملک عالم و دست خداست در جای دیگر می‌فرماید: «بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ» یعنی تمام این قوانین در پرتو یک قوانین برتر سر و سامان می‌گیرد.

 بنابراین تقابل دنیا و آخرت و تقابل علل فیزیکی و متافیزیکی و طبیعی و ماورای طبیعی، منطق غلطی است. با براهین روشن و با آیات خیلی واضح این‌ها را کنار هم می‌بینیم. بنابراین جهان مادی و جهان غیب مثالی است که هفته قبل هم عرض کردم. مثال آن عالم، رحم و جنین در عالم رحم با عالم طبیعی و وسیع ماست. آن رحم و جنین در درون این عالم بزرگ‌تر قرار دارد. این عالم هم در دل جهان وسیع‌تری قرار دارد که به عقل ناقص بشر هم به‌سادگی نمی‌آید، بنابراین این علل در کنار هم قرار دارد.

کسانی که فکر کردند که جریان ترقیات بشر مقوله‌ای در برابر آن نگاه آسمانی الهی  و غیبی و ملکوتی است درست نیندیشیده‌اند و هرگز چنین نیست. این‌طور نیست که حوادث، سختی‌ها و خوبی‌های این عالم معلول عوامل طبیعی است و عوامل ماورای طبیعت در کنار آن‌ها یا به‌صورت مستقیم اثر می‌گذارند درست نیست بلکه هر کدام جای خود و در طول هم هستند و این عالم در طبقات مترتب تأثیر می‌پذیرد. این مطلبی بود که به نظرم لازم است که به آن توجه شود و تقابلی بین دنیا و عالم غیب مطلقاً تصور نشود. قرآن هم با آیات خودش نشان داده است.

2. تأثیر اعمال انسان بر این عالم

مطلب دومی که مایلم در این اوضاع  و شرایط و با پرسش‌هایی که وجود دارد اشاره کنم رابطه انسان در این عالم طبیعت است. ما معتقدیم انسان از یک گوهر درخشان معنوی و روحی برخوردار است و انسان در ارتباط با این عالم است. در اینجا هم نکته‌ای که باید آن را مهم شمرد به‌قرار ذیل است:

در منطق قرآن و روایات، علل طبیعی برون عالم انسانی را قبول داریم عین آنچه در نکته قبل گفتیم یعنی این عالم تحت تأثیر قوانین فیزیک، شیمی و علوم طبیعی در حال اداره شدن است، اما انسان هم بر این عالم اثرگذار است. تأثیراتی که انسان در این عالم می‌گذارد بخشی تأثیرات طبیعی است.

در اینجا قرآن پرده دیگری کنار زده است و سخن نو و بدیع دیگری را به ما عرضه کرده است و آن اینکه: ای انسان! جان، انگیزه‌ها، رفتارها، خوبی‌ها و بدی‌های تو بر جهان پرتو می‌افکند و همان‌ها بر خود تو تأثیر می‌گذارد. چنین نیست که این عالم درون انسانی جدای از عالم برون باشد. گاهی فیلسوفان چنین مثال می‌زنند: شما وقتی‌که می‌خواستید کاری انجام دهید، اما ناکام شدید یا مواجه با قضیه‌ای شدید که ترسیدید این ناکامی و ترس و خجالت امور درونی و روحی است، اما بلافاصله این امور درونی و روحی روی جسم شما اثر می‌گذارد.

عین این قصه در ارتباط این روحیات و اخلاقیات و شخصیت انسان‌ها با عالم طبیعت و جهان وجود دارد. در آیات فراوان و روایات متعدد بدون هیچ تردیدی اشاره شده است که رفتار و کردار و اخلاق و روحیات شما هم بر زندگی فردی، جامعه و حتی در عالم طبیعت اثر می‌گذارد: «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ»[6]این آیه از آیات تکان‌دهنده است. اگر بلا و محنتی آمد یکی از دلایل آن رفتارهای شماست. رفتارهای شما بر عالم اثر می‌گذارد. آیه مبارکه «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا»[7]آیه خیلی عجیبی است. چقدر روایات ذیل این آیه وارد شده است. می‌فرماید: اگر فساد در زمین و آسمان و همه جا ظاهر شد به خاطر آن رفتارهای ناشایست و ظلم و ستمی است که از شما صادر می‌شود. ده‌ها آیه قرآن و صدها روایت می‌فرماید که گناه بشر فراتر از این علل طبیعی در جهان اثر می‌گذارد. چطور گفتیم علل و امدادهای غیبی روی این عالم اثر می‌گذارد عالم درون و اعمال ما هم روی این عالم و جهان اثر می‌گذارد. در نقطه شر چنین است خیرش هم این‌طور است: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُون»[8]اگر شما تقوا را پیشه کنید عالم نورانی می‌شود.

بنابراین ما علل و قوانین طبیعی و انسانی این عالم را نفی نمی‌کنیم و امور درست و صحیحی است. همان‌طور که باید توجه کنیم که این علل طبیعی تحت تأثیر هم عوامل غیبی این عالم قرار دارد و ادله می‌گوید هم آن عوامل بر این‌ها اثرگذار است و همین‌که رفتار و کردار و شخصیت انسان روی این عوامل طبیعی اثر می‌گذارد. بنابراین ما قائلیم باید علم پیشرفت کند و قوانین علمی باید شناخته شود چراکه ما برای کنترل عالم از علم و دانش و قوانین طبیعی باید بهره بگیریم، اما غفلت نکنیم که همه این‌ها به دست خداست.

دوم این‌که غفلت نکنیم که اعمال و رفتار بشر بر این عالم طبیعت اثر می‌گذارد.

برادران و خواهران! در این بلا و محنتی که با آن مواجه هستیم باید متوجه باشیم که بشر علی‌رغم همه ترقیات و پیشرفت‌هایی که دارد ظلم و ستم‌هایی دارد و رفتارهای ناصوابی دارد که آن‌ها می‌تواند بلا و سختی بیافریند و ما ضمن این‌که باید درصدد معالجه سختی‌ها و بلایا با برداشت از عوامل طبیعی باشیم نباید از علل ماورای طبیعی غفلت کنیم.

مایل هستم  در ادامه سخن به بخش دیگری بپردازم و آن این است که کرونا اتفاقی بود که تلنگری را به بشر وارد کرد.

راجع به این بخش نکاتی را عرض کنم:

3. ناگوار دانستن این بلا برای همه بشریت

ما این بلا را برای بشر بلای ناگواری می‌دانیم و آن را برای هم بشر نمی‌پسندیم. ما این بلا را برای هیچ کس نمی‌پسندیم و فکر می‌کنیم که باید این بلا و سایر ناهنجاری‌های اجتماعی معالجه شود و تکلیف همگانی بشر هم هست. معتقدیم بشر هم باید قوانین عالم طبیعت، پزشکی و بهداشتی را رعایت کند و درصدد حل مشکل برآید و هم خداوند قدرتی به بشر داده است که بر این محنت‌ها غالب خواهد شد.

4. چهره دیگر تمدن مدرن بشری و تلنگر کرونا به آن

اما درعین‌حال باید با یک نگاه نو و جدیدی به این بلا و حادثه پرداخته و تحلیلی صورت پذیرد:

بشر امروز و جریان غربی معاصر وقتی‌که تحلیل می‌شود ترقیات و پیشرفت‌هایی دارد که یک روی سکه است، اما این تمدن جدید بشری یک روی دیگری هم دارد که عبارت است از محنت‌ها، سختی‌ها، ظلم‌ها، ستم‌ها و ناگواری‌هایی که برای بشر آورده است. جای آن است که کرونا جهان را بیدار کند، نخبگان، شخصیت‌ها و قدرت‌های عالم را بیدار کند. به نظر می‌آید که این بلا می‌تواند پرده از یک سلسله دردهای مزمن بشریت بردارد که فهرست‌وار اشاره می‌شود:

1. دوری از خدا و معنویت

2.  اصالت دادن به ماده و عالم طبیعت

3.  اصالت دادن به اقتصاد و رفاه

4. گسترش فساد و ستم در عالم

5. یکه‌تازی قدرت‌های زورگو و استعماری در طول چند قرن در جهان و غارت منابع مستضعفان عالم

6. تبعیض‌ها

7. اشغال‌ها

8. ترورها

9. تحریم‌هایی که در سخت‌ترین شرایط ملت‌ها هنوز در حال اعمال است

10. نژادپرستی‌ها

11. هزینه‌های هنگفت نظامی که در عالم انجام می‌شود

12.  پرخاشگری‌هایی که دولت‌های غربی دارند

13. دعواهایی که امروز بین خودشان است: «إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّار»[9]. می‌بینید که چه دعواها و مخاصماتی درون اتحادیه اروپا و با یکدیگر دارند

14. بی‌توجهی به سالمند

15. انسان و ارزش انسان

16. تناقض‌گویی‌هایی که ترامپ و دیگران داشتند

17. خرافه‌گرایی‌هایی که در عالم داشتند

18. طعنه‌هایی که به ایران و انقلاب اسلامی زدند

19. تبلیغاتی که علیه ما به وجود آوردند که البته همه آن‌ها را بعداً خودشان حس کردند و مفتضح شدند.

و ...

این‌ها چیزهای است که در کرونا خودش را نشان داد،آیا نباید بشر به بازی گری این تمدن جدید بپردازد؟!

چرا باید بیدار شویم؟ این بشر علی‌رغم علوم، دانش‌ها، ترقیات و پیشرفت‌ها با یک سلسله سهمگینی از امواج بلا در محیط‌زیست و طبیعت و عالم مواجه است که باید حل شود.

5. کرونا و ملت و انقلاب اسلامی ایران

 کرونا یک تلنگر بود برای این‌که همگان بیدار شوند و برای ملت ما هم به‌عنوان پیشگام یک انقلاب بزرگ یک بیدارباش بود. به ما درس داد که روی پای خود بایستید و روی تجربه‌های اعتماد کنید.

الف) برگ‌های درخشان جهاد علیه کرونا

در همین جریان، مدیریت خوب صحنه، شفافیت کشور ما، حضور جهادی مردم و گروه‌های مردمی از دانشگاهیان، دانش آموزان، فرهنگیان، دانشجویان، حوزویان و قرارگاه‌های مردمی تجربه نوین ما در این صحنه بود. سرعت تولید تجهیزات لازم و تحقیقات خوبی که برای درمان این بلا انجام می‌شود و پیشرفت علمی در این زمینه همه برگ‌های درخشان ملت ما بود.

ب) درس‌های بزرگ مقابله با کرونا

درس بزرگ کرونا هم این بود که دل از غرب بکنیم. ای مسئولین، نخبگان، فرهیختگان! ما تجربه غرب و دستاوردهای بشری را مهم می‌دانیم، اما نباید مرعوب باشیم، نباید بترسیم. ما با این موج سهمگین مقابله کردیم، تجربه‌های خوب را نشان دادیم. باید روی پای خود بایستیم و در علم و دانش و فناوری جلو برویم. از زورگویان عالم هم نترسیم.

 این‌ها تحریم را در شرایط سخت کرونا نگه داشتند، در شرایط کرونا در عراق شاخ و نشان می‌کشند، عربده می‌کشند و چنگ و دندان نشان می‌دهند به ملتی که همین آمریکایی‌ها آمدند فرمانده عراقی‌ها را در روز روشن ترور کردند، اما این را بدانند که ملت عراق و دولت عراق تسلیم نمی‌شود. ملت ایران و محور مقاومت بر پای خود خواهد ایستاد و قم قهرمان هم انشاء الله در این مسیر پیشگام خواهد بود. ان‌شاءالله ما درس‌های مهمی از این حادثه بگیریم برای خیزش معنوی و یک جهش الهی و بازگشتی به یک تمدن اصیل که با همه ابعاد زندگی بشر سازگار باشد.

دعا

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و سهل مخرجهم و اوسع منهجهم واسلک بنا مهجتهم والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 


[1]- احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج 2، ص 493

[2]- سوره منافقون، آیه 7: خزانه‌هاى آسمان‌ها و زمين براى خداوند است.

[3]- سوره یس، آیه 83: كسى كه حاكميّت و مالكيّت همه چيزى به دست اوست.

[4]- سوره حجر، آیه 21: و هيچ چيز نيست مگر آنكه منابع و گنجينه‌هاى آن نزد ماست و ما جز به مقدار معين فرو نمى‌فرستيم‌.

[5]- سوره آل عمران، آیه 189: و حكومت آسمان‌ها و زمين براى خداست.

[6]- سوره شوری، آیه 30: و آنچه از مصيبت به شما رسد پس به خاطر دست آورد خودتان است.

[7]- سوره روم، آیه 41: به خاطر كارهايى كه مردم انجام داده‌اند، فساد در خشكى و دريا آشكار شده است، تا (خداوند) كيفر بعضى اعمالشان را به آنان بچشاند.

[8]- سوره اعراف، آیه 96: و اگر مردم شهرها و آبادى‌ها ايمان آورده و تقوا پيشه كرده بودند، قطعاً (درهاى) بركات آسمان وزمين را برآنان مى‌گشوديم، ولى آنان (آيات ما را) تكذيب كردند، پس ما هم به خاطر عملكردشان آنان را (با قهر خود) گرفتيم.

[9]- سوره ص، آیه 64: همانا مجادله‌ى اهل آتش يك واقعيّت است.