خطبه اول

تتبیین نکات اعتقادی نهفته در مقوله‌ی زیارت

بیان ویژگی‌های زیارت در منطق شیعی

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله ربّ العالمین بارئ الخلائق اجمعین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا و طبیب نفوسنا و شفیع ذنوبنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین ولا سیّما بقیة الله فی الارضین.

توصیه به تقوا

اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم‌الله الرحمن الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»[1] عِبَادَ اللَّهِ أُوصِیکمْ و نَفسِی بِتَقْوَی اللَّه و ملازمة أمره و مجانبة نهیه

همه شما نمازگزاران گرامی و خودم را در این ایام شریف و متعلق به اربعین سالار شهیدان به ذکر و شکر خداوند، به کسب تقوا در همه شئون و احوال زندگی و عزاداری و سوگواری خالصانه برای اباعبدالله الحسین (علیه السلام) دعوت و سفارش می کنم. امیدواریم خداوند ما را از یاران واقعی سالار شهیدان مقرر بفرماید.

زیارت و جایگاه آن در تعالیم دینی

گرچه بحث ما در خطبه پیشین در مورد آداب و اصول تجارت و کسب و درآمد بود، اما به مناسبت ایام اربعین حسینی و دهه‌ی آخر ماه صفر که مناسبت‌های مهمی در آن قرار دارد مباحث گذشته را قطع می کنم و بحث کوتاهی را در خصوص زیارت و جایگاه زیارت و از جمله زیارت اربعین تقدیم خواهم کرد.

 از این جا می‌توان سخن را شروع کرد که در بحث‌های سابق هم شاید عرض کرده‌ایم که یکی از وظایف ما انسان‌ها در برابر اولیای الهی زیارت درست و واقعی آنهاست. زیارت اولیای الهی و بخصوص پیامبر و ائمه معصومین (علیهم‌السلام) یکی از وظایف انسان‌های متقی و پارسا است. در زمان حیات پیامبر  و امام (علیهم‌السلام) اینکه کسی خدمت آنها برسد و عرض ادب و ارادت و بیعت کند یک وظیفه است. این وظیفه در زمان بعد از ارتحال و شهادت آنها شکل دیگری دارد که یکی از آن ها زیارت مراقد مطهر پیامبر و ائمه و اولیای الهی (علیهم‌السلام) یکی از اصول فرهنگ اسلامی و به طور خاص  در مکتب اهل بیت است.

مفهوم شناسی واژه «زیارت»

کلمه زیارت گویای مطالب زیادی است.بعضی ها چنین  گفته‌اند که زیارت از زور می‌آید و زور این است که انسان از کسی و نقطه‌ای جدا شود و تمام تمرکز خودش را به سمت نقطه یا شخصی ببرد و متوجه آن کند.[2]

 همین طور گفته شده است که زیارت ملاقات دیگران است این که آدم با دیگران به ملاقات رود.[3]

ولی در معنای لغوی و اصیل خود زیارت چیزی شبیه هجرت البته به همراه مولفه‌های بیشتر است. هجرت هم این طور است که وقتی کسی هجرت می‌کند از چیزی یاجایی یا کسی جدا می‌شود و به سمت جایی دیگر رهسپار می‌شود. در زیارت اینها به اضافه چیزهای دیگری است. انسان از شهر، خانه، نزدیکان و خانواده خود چشم می‌پوشد و جا و شخص دیگری را قصد می‌کند و با شوق و ذوق به ملاقات او می‌رود. اینها عناصر مهم در مفهوم زیارت است. [4]

عناصر نهفته در واژه «زیارت»

فلذا اگر با کلمه زیارت برخورد کنیم و این واژه را بکاویم خواهیم دید که عناصر زیادی در زیارت نهفته است:

1. در زیارت انسان از چیزهایی چشم‌پوشی و صرفنظر کرده روی برمی‌گرداند؛

2. عزم و اراده نقطه و شخص دیگری دارد؛

3. متمرکز به جا و شخصی است که به آن مزور گفته می‌شود ؛

4. این قصد ملاقات و تمرکز حواس روی مزور( کسی که به زیارت آن رفته است) از روی تکریم، احترام، تواضع، فروتنی، عشق و محبت است.

لذا جایی که به زیارت آن می‌رود باید جا یا شخص مهمی‌باشد مانند کعبه  و شخصی باشد که آدم مهمی است و کار دست اوست، انسان متوجه آن شود و به آن عشق بورزد.

اصل زیارت کوچ و هجرتی است بسمت یک انسان بزرگ یا نقطه بسیار متبرک برای تکریم و تعظیم و برای بهره برداری و استفاده معنوی از آن.

در این ملاقاتها معمولا چیزی هم خوانده و گفته می‌شود . لذا به انواع گفته ها و نوشتارهایی که ثبت و ضبط شده است و خوانده می‌شود  زیارت گفته شده است.

زیارت از حقوق مهم اولیای الهی است. البته زیارت در معنای اولش ملاقات با انسان زنده بوده است، ولی در تعالیم قرآنی و معارف اسلامی (به طور عام) و در معارف اهل بیت (به طور ویژه) زیارت دامنه وسیع‌تری پیدا کرده است. لذا می‌گوید زیارت فقط مخصوص زمانی نیست که وجود مقدس پیامبر اکرم محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) یا دیگر اولیای الهی و معصومین (علیهم‌السلام) حضور دارند بلکه بعد از ارتحال و شهادت آنها هم زیارت به همان معنای حقیقی (نه به معنای مجازی) ادامه دارد. زیارت حقیقی این بود که کسی از جایی کوچ کند، از نقطه و جایی چشم پوشی می‌کند و متمرکز به محبوبی می‌شود و به قصد تکریم و تعظیم و استفاده در محضر او حضور پیدا می‌کند.

نکات اعتقادی نهفته در مقوله‌ی زیارت

در منطق اسلامی همین نوع زیارت بعد از ارتحال و شهادت معصومین و اولیای الهی (علیهم‌السلام) بخاطر چند نکته که از مسائل اعتقادی ماست ادامه دارد:

1.انسان‌های بزرگ در برزخ هم زنده هستند؛

2. در ارتباط با ما در این دنیا هستند؛

3. دارای قدرت هستند، یعنی بعد از شهادت و ارتحال دارای حیات برجسته و آگاه به احوال ما و توانا هستند و در پیشگاه خداوند می‌توانند برای ما شفاعت کنند؛

4. وجود آنها و حتی سرزمینی که در آنجا دفن شده‌اند به برکت وجود آنها قداست دارد.

لازم به ذکر است که این اعتقادات اختصاص به شیعه هم ندارد.[5] تمام مذاهب اسلامی، غیر از افراد نادری مانند ابن تیمیه، محمد بن عبدالوهاب و چند نفر معدود که افکار انحرافی داشته‌اند و منشأ افکار این تکفیریها هستند، این اصول کلی را قبول دارند. البته به این برجستگی که شیعه قبول دارد قبول ندارند و لی اصل آن را قبول دارند. یعنی صدها روایت می‌توان در کتب اهل سنت پیدا کرد که دلالت می‌کند پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)  بعد از حیاتشان هم زنده هستند و با انسان‌ها در ارتباط هستند و در همین حیات برزخی می‌توانند به اذن خدا تصرف کنند.

کتابی است به نام موسوعه الزیارات المعصومین که هفت جلد در باب دایره‌المعارف زیارت‌های معصومین است. شاید این کتاب جامع هم نباشد و از شیعه و سنی هم نقل می‌کند. الی ماشاء الله در کتب اهل سنت و بزرگان مذاهب اسلامی راجع به زیارت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت نقل کرده‌اند. روایاتی که اگر در حد تواتر هم نباشد در حد استفاضه است از جمله که فرمود: بعد از حیات من هم کسی که به زیارت من بیاید گویا در حال حیات من به زیارت من آمده است.[6] در کتب معتبر عامه هم آمده است.

در قرن شش و هفت این آقای ابن تیمیه آمد و حرفهای گمراه‌کننده و غلطی را پایه‌ریزی کرد که البته سابقه داشت ولی او به این حرفها رنگ و لعاب داد و در عصر ما هم محمدبن عبدالوهاب که سرسلسله سعودی‌ها و تکفیریها هم هست این ها را توسعه داد و به صورت یک فکر در جان اسلام درآورد و الا قبلاً این افکار در انزوای مطلق بود. همه امت اسلامی در این که معصومین و اولیای الهی بعد از حیاتشان زندگی برزخی دارند، آگاهی و علم دارند، با این جهان در ارتباط هستند، به اذن الهی حق شفاعت دارند و قدرت تصرف در عالم را دارند که اختصاص به پیامبر هم ندارد تا درجاتی قبول داشتند. البته در نگاه شیعه و مکتب اهل بیت این مساله خیلی پرفروغ تر است. یعنی ما عین این مقامات را در شعاع وجود پیامبر خدا برای ائمه هدی و فاطمه زهرا (سلام الله علیهم) قائل هستیم.

زیارت مبتنی بر سلسه‌ای از اعتقادات است که اهل سنت هم باید عمده آنها را بپذیرند. این اعتقادات بر پایه‌ی حیات برزخی، زنده بودن انسان‌های بزرگ، بخصوص علم و آگاهی آنها، ارتباط آنها با این عالم و قدرت و توانایی های آنها مبتنی است. همانهایی که در اذن دخول زیارات آمده است:«أَشْهَدُ أَنَّكَ‏ تَشْهَدُ مَقَامِي‏ وَ تَسْمَعُ‏ كَلَامِي وَ أَنَّكَ حَيٌّ عِنْدَ رَبِّكَ تُرْزَقُ فَاسْأَلْ رَبَّكَ وَ رَبِّي فِي قَضَاءِ حَوَائِجِي- فَإِنَّهَا تُقْضَى إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى»[7]گواهی می‌دهم که تو می‌دانی که من کجا هستم، گواهی می دهم که این سخن مرا می شنوی  و به من پاسخ می‌دهی. این ها واقعیت‌هایی است  که ریشه‌های قرآنی هم دارد ـ حالا فرصت پرداختن به این مباحث طولانی را نداریم ـ و هم روایاتی که در باب زیارت دارای حجم بالایی است که در حد تواتر معنایی می‌باشد. البته در مکتب اهل بیت این مساله پربارتر و دامنه‌دارتر بوده ابعادش روشن‌تر است.

نکات مهمی که در زیارات شیعه است عبارت اند از:

زیارت قرآنی و اسلامی است. مطلقا وجهی وجود ندارد که ما آن را شرک بدانیم بلکه موکد توحید است. این حرف باطلی که یک اقلیت منحرف در جهان اسلام پایه ریخته‌اند هیچ اصل و اساسی ندارد. بلکه زیارت در ممات و شهادت و ارتحال مثل این است که خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)  حاضر می‌شود  و از او درخواست می‌کند پیامبر و امام (علیهم‌السلام) را مظهر اراده الهی می‌داند. اگر کسی زیارت بعد از شهادت و ارتحال را بخواهد معاذالله شرک بداند با بیّنات اسلام مخالفت کرده است و باید بگوید زیارت درحال حیات آنها هم شرک است در حالی که اینها عین توحید و توحید ناب است.

ویژگی‌های زیارت در منطق شیعی

زیارت در منطق شیعه ویژگی‌هایی پیدا کرده است:

1. حجم تأکید بر زیارت خیلی بیشتر از چیزهایی است که در منابع دیگر اسلامی وجود دارد؛

2. این زیارت دارای یک میراث ملفوظ، مکتوب و مجموعه ای از زیارت‌هاست که حجم آن خیلی بیشتر از روایاتی است که در منابع اهل سنت وجود دارد؛

3. زیارت گنجینه‌ای برای همه معارف اسلامی است. زیارت فقط عرض سلام صرف نیست. وقتی به متن و فلسفه زیارت مراجعه می‌کنید می‌بینید که معارف اسلامی در آن موج می‌زند، همانطور که دعا چنین است که ظرفی برای آن همه معارف و تعالیم است. چنان‌که در زیارت جامعه کبیره و امین الله مشاهده می‌شود . زیاراتی که در مفاتیح‌الجنان آمده است بخش کوچکی از زیاراتی است که ما در منابع اسلامی داریم. اگر دقت کنید خواهید دید که همه دین در زیارات شما جمع شده است؛

4. زیارت یک مقوله اجتماعی، فرهنگی و کاملا سیاسی است. عده‌ای می‌خواهند بگویند که شما زیارت را از سیاست جدا کنید. بله اگر کسی بگوید شما در زیارت اربعین عکس فلانی را نیاورید و به مسائل خرد و ریز تنزلش ندهید اینها درست است، اما مگر می‌شود  زیارت را از سیاست جدا کنیم. تمام عاشورا یک پدیده سیاسی است. زیارت امام حسین (علیه السلام) هم پدیده سیاسی بود اینکه امام سجاد و امام باقر و امام صادق و ائمه هدی (سلام الله علیهم اجمعین) آن همه تاکید به عاشورا کرده‌اند برای اینکه جریان بنی امیه و جریان‌های مقابل اسلام ناب در پرتو خورشید زیارت منزوی شوند. امروز اربعین هم یک معجزه الهی و یک پدیده‌ی بزرگ آسمانی و یک اتفاق کم نظیر است که در عصر ما رخ نشان داده است. این پدیده اخلاقی، معنوی، عبادی و در عین حال اجتماعی و سیاسی است. زیارت اربعین یک پدیده‌ی تمدنی و عالم تاب است.

حتما این پدیده در رفتن عالم به سمت زمان ظهور نقش دارد، زیارت در منطق اسلامی نقش دارد و در بین این زیارت‌ها زیارت امام حسین یک قله است که چیزی به پای آن نمی‌رسد. دیگر فرصت نیست شما در همین موسوعه‌ی زیارات حدود دو جلدش مربوط به امام حسین (علیه السلام) است، هر چند جامع نیست ومطالبی هم به قلم نیامده است. زیارات امام حسین (علیه السلام) در همه احوال، زمانها، اوقات و با زبان‌های گوناگون و در قالبهای متعدد و از همه ائمه نقل شده است و هیچ کدام به زیارت امام حسین (علیه السلام) نمی‌رسد. در این زمینه همه در باب عظمت کربلا و سالار شهیدان تاکیدات فراوان دارند. ثواب‌هایی که حتی به مخیله ما خطور نمی‌کند اما این ها واقعیت است. اتصال به نقطه ای که قبه حضرت باشد، پایگاهی که در آن عالی ترین مظاهر عشق به خدا تجلی کرده و موجب نور است و آدم را مبهوت می‌کند.

السلام علیک یا ابا عبدالله

)فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ‏ مُهْجَتَهُ‏ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة[8](…

 می‌گوید همه وجود خود را قربانی کرد تا همه بندگان را در طول تاریخ از جهالت نجات دهد. رهایی به این است که پیام عاشورا را بشنویم. این عزاداری ها راهی به سمت ظهور امام زمان است. خود امام زمان (علیه السلام)  در زیارت ناحیه آن قدر نوحه‌سرایی کردند. وقت ظهورشان هم عرض ادب به پیشگاه جد بزرگشان می‌کنند السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلّت بفنائک ای کسانی که اربعین رفته‌اید، ای همه کسانی که مشعل عاشورا را روشن نگه داشته‌اید، شما با این اقدامتان زمینه درست می کنید وقتی امام عصر (علیه السلام) ظهور می‌کنند و پشت خود را به دیوار کعبه می‌دهند از اولین کلماتشان نوحه برای جدشان است می‌فرمایند: «أَلا يَا أَهلَ الْعالَم إِنَّ جَدِّيَ الْحُسَين قتلوه عَطشاناً، أَلا يَا أَهلَ الْعالَم إِنَّ جَدِّيَ الْحُسَين سَحَقوهُ عُدواناً»[9] ای مردم جهان من فرزند آن بزرگی هستم که با لبان تشنه او را به شهادت رساندند، من فرزند آن جد بزرگی هستم که «سَحَقوهُ عُدواناً» می دانید «سَحَقوهُ»که امام عصر اول ظهورشان می‌فرمایند یعنی چه؟ می‌فرماید جد من را ریز ریز کردند، پیکر و جسد مطهرش را پاره پاره کردند الا لعنه الله علی القوم الظالمین وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون[10]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَعْطَينَاكَ الْكَوْثَرَ  فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ  إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ[11]

 



[1]. آل عمران، 102.

[2]ـ  احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج 3، ص 36: (الزور: الميل، يقال ازورّ عن كذا: أى مال عنه.و من الباب الزائر، لأنّه إذا زارك فقد عدل عن غيرك)

[3]ـ احمد بن محمد فیومی،المصباح المنير في غريب الشرح الكبير، ج‏2، ص 260: (الزور: الميل. و زاره يزوره زيارة و زورا: قصده)

[4]ـ  سید حسن مصطفوی، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏4، ص 366(لا يخفى أنّ اطلاق الزيارة بالنسبة الى لقاء الأولياء و الأعاظم: من جهة أنّ هذا العمل انحراف عن الجريان المادّىّ و عدول عن العالم الطبيعىّ و توجّه الى الروحانيّة مع حفظ الجسمانيّة و في محيطها)

[5]ـ برای نمونه رجوع کنید به:سبکی، شفاء السقام فی زیارة خیر الانام، ۱۴۱۹ق، ص۴۸؛ امینی، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۱۲-۱۱۳.

[6]ـ شیخ مفید، المقنعه، ص 479: (من‏ زارني‏ بعد موتي كان كمن هاجر إلي في حياتي فإن لم تستطيعوا فابعثوا إلي بالسلام فإنه يبلغني)

[7]ـ این فهد حلی، عده الداعی و نجاح الساعی، ص 65

[8]ـ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 6، ص 114

[9]ـ یزدى حایرى، على‏، إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب (عج)، محقق، مصحح، عاشور، على‏، ج ‏2، ص 233، بیروت، مؤسسة الأعلمى‏، چاپ اول‏، 1422ق؛قصص الانبياء، راوندي ، ص 80؛ بحارالانوار، ج 52، ص 225

[10]سوره شعراء، آیه 227

[11]. سوره کوثر

خطبه دوم

بزرگداشت حماسه اربعین 

بررسی مسائل منطقه‌ای و پایان سیطره نظامی داعش

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم‌الله الرحمن الرحیم الحمدالله نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ و علی مولانا علیّ بن ابیطالب و علی الصدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة و علی أئمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و أمناء الرحمن و سلالة النبین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلوات الله علیهم اجمعین.

توصیه به تقوا

اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم‌الله الرحمن الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ»[12] عِبَادَ اللَّهِ أُوصِیکمْ و نَفسِی بِتَقْوَی اللَّه و ملازمة أمره و مجانبة نهیه

امیر مومنان در خطبه متقین در توصیف و ترسیم سیمای انسان‌های باتقوا بیش از صد صفت ذکر کرده است. به این جا رسیدند که از نشانه های انسان‌های باتقوا این است که پاره ای از شب را زنده می‌دارند و در نیمه‌های شب  به قرائت قرآن می‌پردازند. نسبت انسان متقی با قرآن این گونه است: اول آنکه قرآن را با آرامش و دل دادگی تلاوت می‌کند «ِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلا»[13]دوم اینکه در نیمه های شب با قرآن مأنوس و در درون خود حزنی ایجاد می‌کند. یک غم مقدس از قرآن برای تحکیم پایه های تقوا برمی‌گیرد و سوم اینکه از قرآن  دارو برای شفای اسقام و امراض روحی خود برمی‌گیرد. نگاه او به قرآن یک نگاه تاریخی و تشریفاتی نیست بلکه نگاهش به قرآن  به عنوان یک داروخانه بزرگ است، یک ذخیره شفابخش است. از قرآن برای نجات و درمان خود بهره می‌گیرد و ارتباطش با قرآن آن چنان نزدیک می‌شود که آیات بهشت و رضوان خدا را که می‌خواند دل به آنها می سپارد و آسمانی می‌شود. وقتی که تشویق قرآن را می‌شنود آنها را جدی می‌گیرد و وقتی که به آیات جهنم و عذاب می‌رسد تمام وجود را گوش شنوا برای آن قرار می‌دهد. همه وجود انسان متقی در برابر تشویق و تخویف خدا یک گوش است. این دو ابزار سعادت، کمال و خودسازی است. یکی تشویق‌های خدا و دیگری تخویف‌ها و انذار و ترساندن‌های خدا. انسان‌های پارسا نیمه شب برمی‌خیزند، با آرامش و دلدادگی قرآن  می‌خوانند و از آن درمان دردهای خود را پیگیر می‌شوند و با قرآن برخورد تشریفاتی ندارند. خدایا به ما توفیق این گونه زیستن و رسیدن به این قله های بلند تقوا و پارسایی در همه شئون زندگی عنایت و کرامت بفرما.

مناسبتها

مناسبتها را به اختصار عرض می‌کنم:

1. عرض تسلیت ایام ارتحال پیامبر خدا (ص) و امامان همام (ع)

دهه آخر صفر از اربعین سالار شهیدان شروع می‌شود و با روزهای پایانی که ایام ارتحال وشهادت پیامبر خدا و امام مجتبی  و امام رضا (سلام الله علیهم اجمعین) است پایان می‌پذیرد. البته هم‌زمان  ماه صفر ایام حزن و عزای آل الله و آل الرسول است. این ایام را تعزیت و تسلیت عرض می‌کنم. یاد و خاطره همه شهدا و بویژه شهدای مدافع حرم و مقاومت اسلامی  و مرزبانان عزیزمان که در این ایام در دفاع از امنیت کشور به شهادت رسیدند را گرامی می‌داریم و تقدیم می‌کنیم به ساحت همه آنها صلواتی بر محمد و آل محمد.

2. بزرگداشت حماسه میلیونی اربعین سالار شهیدان

و برای همه آنهایی که با عشق و شوق سر از پا نشناختند و در زیارت اربعین حضور پیدا کردند و بار دیگر حماسه میلیونی انسان‌های عاشق سالار شهیدان را خلق کردند هم آرزوی قبولی و هم سلامت داریم و همین طور برای جامعه و طبقات گوناگون و همه مردم چه با حضورشان در حماسه بی نظیر اربعین و چه اینکه در سایر مراسمات عزاداری عرض ادب کردند آروزی قبولی طاعات داریم و ان شاء الله این پدیده اربعین با همین روح الهی، معنوی، آسمانی و تمدنی تداوم پیدا خواهد کرد و زمینه ظهور حضرت ولیعصر ارواحنا فدا ه با همین ها فراهم خواهد شد ان شاء الله.

3. بزرگداشت هفته کتاب و کتاب‌خوانی

روز و هفته کتاب و کتاب‌خوانی و کتابدار است. همین جا باید از همه کسانی که برای توسعه فرهنگ کتاب‌خوانی و فضاهای کتابخانه‌ای تلاش کردند تشکر کنیم.

نکاتی در باب کتاب و کتاب‌خوانی

 به چند نکته به صورت خلاصه اشاره کنم:

1.     لزوم اهتمام به افزایش سرانه مطالعه در کشور

سرانه مطالعه در کشور همچنان سرانه بالایی نیست. برآوردهای خیلی دقیقی هم وجود ندارد ا زچند دقیقه تا 17 یا 18 دقیقه گفته شده است. حالا هر چقدر گفته شده باشد سرانه مطالعه درکشور ما سرانه پایین یا متوسط است و باید همه تلاش کنیم که کتاب‌خوانی جزئی از سبد زندگی در خانه و محیط کار ما شود. برای این مساله باید زمینه های فراوانی فراهم کرد و این را جزء وظایفمان بدانیم که کتاب‌های خوب، جذاب و سازنده  تهیه کنیم و هر کسی درحد توان خودش مطالبه کند. بخش انفکاک ناپذیر زندگی ما حالا بخشی از مطالعه در فضای مجازی و دیجیتال است که اهمیت دارد اما در عین حال نمی‌تواند جای کتاب متعارف را بگیرد و همه باید اهتمام بورزیم که مطالعه در سبد روزمره ما جایگاه مناسبی پیدا کند.

2.     لزوم توجه به مولفه‌های کتاب مناسب

انتخاب درست کتابی که زندگی را تسهیل کند، راه درست زندگی را نشان دهد، مهارتهای زندگی را افزایش دهد، ارزشهای اخلاقی و معنوی را تقویت کند، اطلاعات عمومی ما را بالا ببرد و مسائل اخلاقی، دینی و معنوی همه در جای خود بسیار مهم است و این مولفه ها باید در صدر اولویت‌های ما باشد. البته هزینه‌ی بالای کتاب از موانع مهم در توسعه فرهنگ کتاب‌خوانی است که باید درحد توان تلاش کرد که هزینه‌ها پایین بیاید. بایستی خدمات ارائه کتاب در مدرسه، مسجد، کارخانه و اماکن عمومی توسعه پیدا کند. این وظیفه همه است و نباید آن را دست کم گرفت.

3.    ارتباط تنگاتنگ زندگی خوب با افزایش سطح علم و مهارت‌افزایی

سطح علم و دانش و مهارت و فهم افراد در یک جامعه که بالا بیاید در زندگی آن جامعه هم اثر خواهد گذاشت.

4. گرامیداشت هفته وقف

هفته وقف را گرامی می‌داریم. ما در وقف سابقه دیرینه‌ای داریم و بخش زیادی از منافع عامه و منافع عمومی می‌تواند بر پایه‌ی وقف و کارهای خیر ماندگار استوار شود. اما از طرفی هم توقع داریم و باید تأکید کرد که دستگاه وقف در کشور باید ارتقا پیدا کند و احیا شود. نظام اداری وقف ما مواجه با مشکلاتی است که باید حل شود. از طرفی دیگر باید وقف را توسعه داد.

 امیدواریم جریان وقف اصلاح شود. هم مقررات و موازین آن تکمیل شود و هم موانعی که در نظام اداری وقف است حل گردد. همین جا باید طلب علو کنیم برای همه واقفین در طول تاریخ و برای شادی همه واقفین خیّرات صلواتی ختم کنید.

5. بررسی مسائل منطقه‌ای و پایان سیطره نظامی داعش

در مورد مسائل منطقه‌ای که به شکل سریع و گذرا باید اشاره کنیم. با مجموعه ای از مسائل در منطقه و جهان مواجه هستیم. از یک سو شاهد هستیم که قدم به قدم به پایان سیطره نظامی داعش و این حرکت تروریستی نزدیک می‌شویم. این حرکت تروریستی که ما با علائم و کدهای فراوان می‌گوییم خود آمریکا آنها را پایه‌ریزی کرده است و مزدوران آنها خوراک فکری آنها را تولید کرده‌اند و در صدد این بودند که تمام جهان اسلام را به آتش و خون بکشند که البته ضربه های بزرگی هم به حیثت و آبروی جهان اسلام وارد کردند. در برابر این حرکت تروریستی تنها محور قوی محور مقاومت و ایران اسلامی بود. مع الاسف آنهایی که خودشان سلسله جنبان حرکت‌های تروریستی در عالم هستند اما شعارهای ضد تروریستی می‌دهند چشم را بر واقعیت آشکار  بسته‌اند. اگر قدس ما، مقاومت اسلامی، حشد الشعبی و جریان انقلاب اسلامی در منطقه نبود امروز داعش بر همه مجاری قدرت سیطره پیدا کرده بود. اینها بودند که جلوی آنها ایستادند و آنها را مهار کردند و امروز قدم به قدم آنها را خلع سلاح می‌کنند و آخرین مراحل در دیرالزور و بوکمال و بخشهای دیگر عراق و سوریه در حال انجام است و بفضل خدا بساط این ها از لحاظ سیطره نظامی جمع خواهد شد.

شما حساب کنید اگر این ها بر منطقه تسلط پیدا می‌کردند، بغداد و شام دست اینها بود، بقیه حرمهای ما ویران می‌شد، امنیت همه کشورها و کشور ما از بین می رفت چه وضعی می‌شد؟ امروز با قدرت فکری، مستشاری و نظامی مقاومت و ایران همه اینها مهار شدند. این قدرت الهی و قدرت شما ملت بزرگ بود. این که ده بیست میلیون نفر در اربعین شرکت می‌کنند در حالی که چند سال قبل همه این مناطق زیر ترس و بمباران و حمله‌های تروریستی آنها قرار داشت. این معجزه الهی بود. همت بزرگ مقاومت و عراق و سوریه و لبنان و ایران بود که اینها را مهار کرد. همین قصه در یمن و جاهای دیگر هست. اصل اینها به تجاوزات خارجی ها برمی‌گردد. خود سازمان ملل دیروز اعلام کرد که اگر این محاصره یمن ادامه پیدا کند چندین میلیون دچار قحطی کم سابقه عصر می‌شوند. حالا این شاهزاده های عیاش سعودی و این وابستگان استکبار مدعی شده‌اند و دنبال حرفهای پوچی هستند همین ها هستند که این قدر بلا سر مردم یمن و بحرین آوردند. خوب عصر داعش تمام می‌شود .

 اینها در مقابل هیمنه و سیطره انقلاب اسلامی و مقاومت امروز بهت زده شده‌اند. اینها یک حکومتی دارند که درحال فروپاشی است. حالا می‌خواهند اصلاحاتی انجام بدهند. شما اگر می‌خواهید اصلاحات انجام بدهید اولِ فاسدها هم در درون کشور خودتان و هم در جهان اسلام خود شما هستید که شعار مبارزه با فساد را می‌دهید.

در خصوص لبنان شما آمدید و آن نخست وزیر وابسته به خودتان را که ضعیف‌النفس هست را مجبور به استعفا کرده‌اید. حالا هم اتباع خود را فراخوان می دهید تا جبهه مقاومت را تضعیف کنید. جبهه مقاومت جریان مقتدری است که در طول این سالها مقابل تروریسم و اسرائیل ایستاد و شما الان در پی این هستید که این جبهه را مهار کنید. ولی به فضل خدا و به رغم همه تلاش‌های شما با همت والای حزب لله، مقاومت و ملت بزرگ ایران ما به پیش خواهیم رفت و این خوابهای شما به فضل الهی هرگز تعبیر نخواهد شد.

 این را هم بدانید اسرائیل از این معرکه جان سالم به در نخواهد برد. برای هزاران بار گفته شده است، باز هم می‌گوییم این فریاد رسای مقاومت و ملت ایران است که صنایع دفاعی و موشکی ما، سپاه و نیروهای نظامی و امنیتی و ارتش مقتدر ما هیچکدام چه در ایران و چه در سراسر منطقه قابل معامله نیستند و در این زمینه هرگز کوتاه نخواهیم آمد و به فضل خدا اقتدارمان را حفظ می‌کنیم و همبستگی و اراده پولادین خودمان را صیانت می‌کنیم و ان شاء الله بر همه این توطئه ها غالب خواهیم شد.

6. تبریک نصب استاندار جدید و انتظارات از ایشان

نکته اخیر هم به استاندار جدید تبریک عرض می‌کنیم برای ایشان آرزوی توفیق داریم.

آنچه استان یزد از مدیریت جدید استان انتظار دارد:

1. تحرک اقتصادی، ارتقای تولید و درآمد سرانه در استان مستعد یزد؛

2. پیشبرد مسائل مربوط به انتقال آب برای ادامه حیات در این مناطق مرکزی و این استان مهم و تاریخی؛

3. مسائل محیط زیست؛

4. مقوله مهاجرت و مهندسی درست آن و جذب نخبگان و توسعه علمی و فرهنگی استان؛

5. توازن و عدالت درهمه استان که در گوشه هایی از استان کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

انتظار می رود با نگاه فرهنگی، انقلابی و معطوف به ارزش‌های بزرگ تاریخی استان و ارزش‌های اسلامی این محورها مورد توجه قرار گیرد و همه برای ارتقا و اعتلای استان در همه ابعاد باید همت و کمک کنند ان شاء الله تعالی.

نسئلک اللهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجلّ الاکرم یا الله و... یاارحم الرحمین، اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بعد المعصیة و صدق النیّة و عرفان الحرمة، اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر و اهله،خدایا دل‌های ما را به انوار ایمان روشن بفرما، اعمال ما را قبول بفرما، توبه، انابه و عبادات ما را مورد لطف و کرمت خود قرار بده، گناهان ما را ببخش، آسیب‌ها را از جامعه ما دور بدار، نسل جوان ما را به اوج عزت، ایمان و افتخار برسان، همه مخاطرات را از کشور و امت اسلام دور بدار، شر دشمنان اسلام به‌ویژه اسرائیل غاصب را از سر همه مرتفع بفرما، شر تکفیری‌ها، داعشی ها و تروریست‌ها را به خودشان بازبگردان، ما را از همه خطرات مصون بدار، باران رحمت و برکاتت را بر ما نازل بفرما، مشکلات اقتصادی کشور را مرتفع بفرما، مسئولان ما را به انجام وظایف، خدمات صادقانه و الهی‌شان آشنا و موفق بدار،مریضان ما، مریضان مدنظر و جانبازان را شفا کرامت بفرما، مسلمانان مظلوم بحرین، یمن، عراق، سوریه، میانمار و دیگر مسلمانان مظلوم در اقصا نقاط جهان را نجات کرامت بفرما، اموات و درگذشتگان ما، درگذشتگان از این جمع و تازه درگذشتگان را غریق بهار رحمتت بفرما، به ما توفیق سوگواری و عرض ادب خالصانه محضر سالار شهیدان و همه شهدا عنایت بفرما، ما را با نواقص خودمان آشنا بفرما، ارواح تابناک شهیدان، شهیدان اسلام و انقلاب اسلامی، شهیدان دفاع مقدس، شهیدان مدافع حرم و مقاومت و بین‌الملل اسلامی شهدای این جمع و امام شهدا را با شهدای کربلا محشور بفرما.

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يلِدْ وَلَمْ يولَدْ وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ[14]

 

 


[12]. توبه، 119

[13]ـ سیدرضی، نهج البلاغه (صبحی صالح)، خطبه متقین، ص 304

[14]. سوره اخلاص