خطبه دوم

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا العبد المؤید و الرسول المسدد المصطفی الأمجد ابی‌القاسم محمد (ص) و علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی صدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة و علی ائمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر (عج)، حججک علی عبادک و أمنائک فی بلادک، ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمان و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین.

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»[1]عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

 

12 فروردین روز جمهوری اسلامی ایران

در این روز، ساختار جدید سیاسی و اجتماعی، بر مبنای آرای اکثر مردم (2/98 درصد)تثبیت شد و رسماً نظام جمهوری اسلامی را، ملت مسلمان ایران تأیید کرد.تشکیل جمهوری اسلامی نه فقط اراده ملت را بر سرنوشت خود به اثبات رساند و برای آنان استقلال و آزادی را به ارمغان آورد، بلکه امید را در دل محرومان و مستضعفان جهان برافروخت که آنان نیز می‌توانند بعد از قرن‌ها رنج و درد، جلوه‌ای از وعده خداوند تبارک‌وتعالی را ببینند؛ همان وعده پیروزی مستضعفان بر مستکبران را، که کتاب وحی، آن را نوید می‌دهد.

جمهوری اسلامی، خواسته مردم

12فروردین روز تحقق آرمان‌های بلند مردم بود؛ مردمی که در راه انقلاب، زندان‌ها، تبعیدها، شکنجه‌ها، سختی‌ها و محرومیت‌های زیادی کشیدند و شهادت بهترین فرزندان خود را دیدند، بعد از پیروزی انقلاب، در یک همه‌پرسی تاریخی، برای تحقق آرمان‌های والای شهیدان، به استقرار جمهوری اسلامی، رأی دادند.نظامی که بر اساس یک انقلاب مردمی استوار است، می‌بایست در جهت خواسته‌های همان مردم گام بردارد. خواسته مردم انقلابی ایران، در شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی تجلّی یافت. ازاین‌رو، نظام پربرکت جمهوری اسلامی برای تحققِ اهداف مردم، بر پا گردید و در روز 12 فروردین با رأی میلیون‌ها، انسان آزاده رسمیت یافت.

برخی از آفات انقلاب جمهوری اسلامی

1. نفوذ فرصت‌طلب‌ها

وظیفه بزرگ رهبران اصلی این است که راه نفوذ و رخنه این‌گونه افراد را هرچه سریع‌تر سد نمایند. برای مثال می‌توان به انقلاب مشروطه اشاره کرد که پس از به ثمر رسیدن، منصب‌ها توسط افراد فرصت‌طلب اشغال شد و قهرمانان آزادیخواه به فراموشی سپرده شدند.

2. نفوذ اندیشه‌های بیگانه

وقتی یک نهضت اجتماعی اوج می‌گیرد و جاذبه پیدا می‌کند و مکتب‌های دیگر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد پیروان آن مکاتب برای رخنه کردن در آن و پوساندن آن از درون، اندیشه‌های بیگانه با روح آن مکتب را وارد آن کرده و به‌این‌ترتیب آن را کم اثر یا بی‌خاصیت می‌کنند.

3.رجعت تدریجی به ارزش‌های فرهنگی طردشده

ازجمله این ارزش‌های مذموم: راحت‌طلبی، فساد اخلاق و رشوه‌خواری است. درصورتی‌که یک مبارزه مستمر با ارزش‌های فرهنگی گذشته به عمل نیاید، تدریجاً با رشد مجدد آن ارزش‌ها، موجبات انحراف ارزش‌های اصیل انقلابی فراهم می‌شود.

4.خستگی نیروهای انقلابی و از دست دادن روحیه انقلابی

5. کناره‌گیری و انزوای مدیران لایق و متعهد به سبب تنزه و قداست طلبی

6. اختلاف

همان‌گونه که وحدت و یکپارچگی مسئولین و مردم مایه پیروزی انقلاب است، اختلاف و تشتت ملت با هم یا اختلاف مسئولین رده‌بالای نظام باعث شکست و سقوط انقلاب است.

7. تخلف از اوامر رهبر

8.ابهام طرح‌های آینده

طرح و نقشه نداشتن برای آینده خود از آفات انقلاب است.

9. خودباختگی

یکی از آفات انقلاب که مسیر انقلاب را عوض کرده و انقلابیون را در بین راه از کارشان پشیمان و منصرف می‌کند، خودباختگی در مقابل قدرت‌های حاکم و استعماری است.

10. ناآگاهی و توجه نکردن به حیله‌ها و نقشه‌های ضدانقلاب

11. ناتمام گذاشتن انقلاب

انقلاب دارای دو بخش است: بخش تخریبی و بخش سازندگی. اگر بخش تخریبی به‌خوبی به پایان برسد و نظام حاکم سرنگون شود و انقلاب در بخش سازندگی رها گردد، میراث‌خواران فرصت‌طلب زمام امور را به دست خواهند گرفت.

12. بازگشت از معنویت

اگر انقلابیون پس از به دست گرفتن قدرت، به فکر دنیا و امور مادی بیفتند و از حالت قداست زمان انقلاب بگذرند، اولین زنگ خطر برای انقلاب به صدا درمی‌آید.

جایگاه مردم در جمهوری اسلامی

نظریه جمهوری اسلامی که از ابتکارات معمار کبیر انقلاب امام خمینی (ره) به حساب می‌آمد، تلفیق هوشمندانه‌ای بود که بنا به خواست عمومی جامعه مذهبی ایران، به دنبال تحقق یافتن حاکمیت قوانین الهی در قالب الگوی مردم‌سالاری دینی و یا همان نظریه جمهوری اسلامی در ایران بود. این نظریه که همزمان با اوج‌گیری نظریه لیبرال ـ دموکراسی غرب و هم‌آوردجویی آن از سوی نظریه‌پردازان و قدرت‌های برتر غربی در ایران استقرار یافت، بر پایه دو رکن اساسی دین و مردم بنا گردید.نظام جمهوری اسلامی برخلاف نظام لیبرال دموکراسی غرب که زاییده و مروج تفکر جدایی دین از سیاست بود از پیوند عمیق و ارتباط نزدیک دین با سیاست حکایت داشت و به این جهت بود که از همان بدو اوج‌گیری انقلاب و ایام پس از پیروزی، مخالفت‌ها و دشمنی‌های مستقیم و غیرمستقیم قدرت‌های استعمارگر، حامیان نظام‌های سکولار، لائیک و... نسبت به آن آغاز و با گذشت ایام بر دامنه و ابعاد آن افزوده شد.

حکومت جمهوری اسلامی موردنظر ما از رویه پیامبر اکرم و امام علی (ع) الهام خواهد گرفت و این حکومت متکی به آرای عمومی ملت خواهد بود. الگوی ارائه‌شده توسط بنیان‌گذار کبیر جمهوری اسلامی که در 12 فروردین 1358 به تأیید قاطع عمومی ملت ایران نیز رسید جایگاه مشخصی برای مردم، حاکمان و شریعت تبیین می‌نماید. در این الگو که به فرموده ایشان از مدل حاکمیت معصوم در صدر اسلام الهام می‌گیرد، مردم نقش مهم و چشمگیری در عینیت بخشیدن به حکومت اسلامی دارند زیرا همان‌گونه که در صدر اسلام شناخت و شیفتگی اقشار عمومی به پیشوایی و حاکمیت معصومین (ع) زمینه‌ساز تأسیس و استقرار حکومت دینی گردید، جمهوری اسلامی نیز با پشتوانه گسترده مردمی تأسیس و پایه‌های این نظام دینی استحکام یافت.

نسئلک اللهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الأعزّ الأجلّ الاکرم یا الله ... یا ارحم الرحمین. اللهم ارزقنی توفیق الطاعة و بعد المعصیة و صدق النیّة و عرفان الحرمة؛ اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر و اهله.

 



[1]. حشر، آیه 18