خطبه اول

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیمالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللّه[1]؛ ثم الصلاة و السلام علی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی آله الأطیَّبینَ الأطهَرین لاسیُّما بقیة‌اللّه فی الارضین.

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»[2]عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

فلسفه دوستی و رفاقت در اسلام

یکی از عوامل مهم تربیت انسان محیط است. انسان معمولاً در چند محیط خانوادگی، آموزشی، مذهبی، رفاقتی و شغلی تربیت می‌گیرد که بحث ما اکنون درباره محیط رفاقتی است که انسان، در آن ساخته می‌شود. بعد از محیط خانوادگی و محیط آموزشی، انسان در محیط رفاقتی است که روش می‌گیرد و در آن ساخته می‌شود.

چند نکته درباره محیط رفاقتی و روابط دوستانه

1. محیط رفاقتی نسبت به دو محیط گذشته، اثرگذاری‌اش قوی‌تر است و غالباً این‌طور است که به‌نوعی، بر روی تأثیرات محیط‌های دیگر تربیتی اثر می‌گذارد. روشی که انسان در این محیط می‌گیرد، می‌تواند روش‌های دیگر را از بین ببرد.

2. در قیامت، این پیوند رفاقتی، به پیوند دیگر تبدیل می‌شود. به تعبیر دقیق‌تر این‌طور نیست که این پیوند گسسته شود، بلکه تبدیل می‌شود. یک وقت می‌بینید دو نفر که با هم رفیق بودند، رابطه‌شان گسسته شد، و از هم جدا شدند. این یکی می‌رود دنبال کارش و آن یکی هم می‌رود دنبال کار خودش. از تو به خیر و از ما به سلامت، تمام شد.

پیوند حسبی، نسبی، خانوادگی، همه این‌ها در قیامت قطع می‌شود. «یومَ یفِرُّ المَرءُ مِن أخِیهِ وَ اُمِّهِ وَ أبِیهِ»[3]تمام شد و رفت، اما پیوند رفاقتی این‌طور نیست. تعبیر آیه شریفه درباره رابطه دوستان این است که: «الْأَخِلاَّءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقینَ»[4] همه دوستان در قیامت، با هم دشمن می‌شوند، مگر پرهیزکاران.

در سوره دیگر نیز ذکر شده است که وقتی پیوند رفاقتی بر یک محور خاصی بود، این دوستی به دشمنی شدید تبدیل می‌شود و این‌ها به جان هم می‌افتند. چه‌بسا که همدیگر را مورد لعن قرار می‌دهند. یک وقت می‌گویی جدا شدند و رفتند سراغ کارشان، یک وقت می‌گویی جدا شدند ولی همدیگر را رها نمی‌کنند، بلکه دوستی‌شان تبدیل به دشمنی می‌شود. دسته دیگر، دوستی‌هایشان باقی می‌ماند و از هم دستگیری می‌کنند. رابطه این‌ها در قیامت به خاطر پیوند رفاقتی آن‌ها در دنیا است. این‌که من عرض کردم در بین همه پیوندها آن پیوندی که هم در ربط با امور دنیایی و هم در ربط با امور اخروی خیلی اثرگذار است، عبارت است از پیوند رفاقتی به این جهت بود.

3.رفاقت و دوستی میان دو نفر در صورتی شکل می‌گیرد و استوار می‌شود که هر دو هم‌جهت باشند، مانند ازدواج که اگر کفو هم نباشند، زندگی‌شان در یک جایی به بن‌بست می‌رسد و تمام می‌شود، پایداری دوستی و ازدواج به این است که در مسیر زندگی هم‌جهت و هم مقصد باشند. اگر یک هدفش خدا باشد و دیگری دنیا، این دوستی پایدار نیست و در یک نقطه‌ای در همین دنیا پایان می‌گیرد و به آخرت کشیده نمی‌شود.

فلسفه‌دوستی از نظر اسلام:

به‌طورکلی هر پیوندی، یک سبب می‌خواهد. باید چیزی به‌عنوان محور رفاقتباشد تا دو نفر با هم رفیق شوند. دو نفر که دارند در خیابان راه می‌روند که یک‌دفعه با هم رفیق نمی‌شوند، یک‌چیزی باید باشد تا این‌ها را به هم ربط بدهد. به‌طور خلاصه، آن چیزی که می‌خواهد محور قرار بگیرد و سبب این پیوند بشود، یا یک امر مادی و یا یک امر معنوی است.

کار دین و معنویت اسلام این است که انسان‌ها را به‌سوی وحدت و خدای واحد بخواند و حرکت دهد و تلاش تکاملی انسان نیز در حقیقت حرکت و سلوک از کثرت به وحدت است. فلسفه‌دوستی از نظر اسلام هم همین است که دو نفر در این مسیر به وحدت برسند و برای رسیدن به خداوند به هم کمک کنند، رفیق راه باشند، با هم تلاش کنند، عیب‌های یکدیگر را در این مسیر رفع نمایند، از هم در برابر دشمنان خدا دفاع کنند و همدل و همراه هم باشند.

یعنی در حقیقت محوردوستی دو نفر یا چند نفر از نظر اسلام راه خداوند و توحید گرایی است. اگر دوستی فی الله شد و محور خدا بود، دوستان با هم متحد می‌شوند و اختلافی بروز نمی‌کند و بینشان صفا و صمیمیت حاکم می‌شود، ولی اگر محور دنیا و کثرات دنیوی شد، اگر منافع مادی شد، خودخواهی بروز می‌کند و ریشه اختلاف و دشمنی در همین خودخواهی و منفعت‌طلبی است، لذا در آخرت هم همین تشتت و دشمنی بروز خواهد کرد.

ما در معارفمان داریم رفاقت‌هایی که بر محور مادیت و امور دنیایی درست شده است، در آخرت به دشمنی تبدیل می‌شود. «الْأَخِلاَّءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ»[5] امّا اگر رفاقت بر محور معنویت و امور اخروی باشد چنین نمی‌شود؛ «إِلاَّ الْمُتَّقینَ» رفاقت پرهیزکاران استثناء شده است. یعنی اگر پیوند رفاقت بر محور معنویت باشد، به دشمنی و عداوت تبدیل نمی‌شود و باقی می‌ماند و حتی این رفاقت در قیامت نیز کارساز هست.

روایتی از امام صادق (ع) است که مثل ضرب قانون می‌ماند. گویی حضرت در باب دوستی یک قانون کلی را مطرح می‌فرمایند. حضرت می‌فرماید: «أَلَا کلُّ خَلَّةٍ کانَتْ فِی الدُّنْیا فِی غَیرِ اللَّهِ فَإِنَّهَا تَصِیرُ عَدَاوَةً یوْمَ الْقِیامَة»[6]حرفی که من زدم متن فرمایش حضرت است، ایشان می‌فرماید: آگاه باشید! هر دوستی رفاقتی که در دنیا بر محور معنویت نباشد، «تَصِیرُ عَدَاوَةً یوْمَ الْقِیامَة»[7] در روز قیامت، تبدیل به دشمنی می‌شود. حضرت این آیه شریفه را کاملاً توضیح می‌دهد: «الْأَخِلاَّءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقینَ»[8] ایشان، این آیه را در این قالب می‌ریزد و بیان می‌کند.

انواع دوستی

1. دوستی بر محور معنویت

دسته اول، پیوندهای رفاقتی که در دنیا بر محور معنویت شکل می‌گیرد، در قیامت مشکلی ایجاد نمی‌کند. بلکه باقی می‌ماند و بعد هم کارساز است. کارسازی‌اش نیز، مسئله شفاعت و دست‌گیری است. این رفاقت برای آن‌ها مشکل‌ساز نیست. ما در معارفمان داریم که مؤمنین بعضی، بعضی دیگر را شفاعت می‌کنند. این جزء معارف دین ما است. مؤمن از مؤمن شفاعت می‌کند. این مسئله مربوط به مؤمن‌هایی که بر محور ایمانی با یکدیگر رابطه دارند، می‌باشد.

2. دوستی بر پایه مادیات

دسته دوم، در مقابل گروه اول هستند که اصلاً رفاقت و دوستی‌شان فقط بر محور مادیت بود. تکلیف این رفاقت‌ها هم در اینجا معلوم است.

3. بر اساس محور مادی و معنوی

دسته سوم، ممکن است که یک‌طرف رفاقت قصدش امور مادی باشد و طرف دیگر جهت معنوی داشته باشد. این رفاقت اصلاً در دنیا باقی نمی‌ماند که بخواهد به قیامت برسد. این‌ها به یکجایی می‌رسند که دیگر نمی‌توانند ادامه بدهند. همین‌جا، رفاقتشان را به هم می‌زنند و از یکدیگر جدا می‌شوند. به قیامت نمی‌رسد.

دوستی‌هایی همراه با پشیمانی

ما روایتی از علی (ع) داریم که امام صادق در ادامه روایت قبلی آن را نقل می‌کند که امیرالمؤمنین فرمودند: «لِلأخِلَّاءِ نَدَامَةٌ» انسان به هر شکل که با کسی دوستی کند، پشیمان می‌شود، «إلا المُتَّقِینَ»مگر متقین. در اینجا مطلب را به‌طورکلی بیان می‌فرمایند. در روایت حرفی از آخرت نیامده است. در آن روایت روز قیامت داشت، امّا اینجا بحث قیامت مطرح نیست. به‌اصطلاح روایت اطلاق دارد. هر دوستی و رفاقتی، پایانش پشیمانی است، چه در دنیا و چه در آخرت؛ مطلب کاملاً روشن و ساده است. دوستان، آخرش همه پشیمان‌اند، مگر چه کسانی؟ آن‌کسی که محور دوستی‌شان خداپرستی بود.

دوستی منتهی به دشمنی

دوستی‌هایی که به دشمنی تبدیل می‌شود، ریشه در خودخواهی دارد و خودخواهی ریشه کثرت و اختلاف و نزاع می‌شود و دو آدم خودخواه تا آخر نمی‌توانند با هم دوست باشند و دوستی‌شان پایدار نمی‌ماند. این‌ها مشهود است و واقعاً انسان می‌بیند که چطور کسانی که بر محور امور دنیایی با هم رفاقت کردند، رفاقتشان پایدار نمی‌ماند و بعضاً به دشمنی و کینه‌توزی هم منجر می‌شود. اگر محور دوستی امر مادی بود، ماده محدود است و هر دو نفر هم نفع خودشان را در نظر گرفته‌اند، لذا تزاحم پیش می‌آید و آخر تزاحم چیست؟ دشمنی و رو در روی هم ایستادن. گفتم فرقی نمی‌کند که چه باشد، مال، ریاست یا چیز دیگر باشد. همین‌که محور الهی نباشد، مشکل‌ساز است. خودمان هم داریم می‌بینیم و در متن جامعه ما نیز فراوان است، در هر دو رابطه مصادیق فراوانی وجود دارد.

خطبه دوم

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا العبد المؤید و الرسول المسدد المصطفی الأمجد ابی‌القاسم محمد (ص) و علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی صدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة و علی ائمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر (عج)، حججک علی عبادک و أمنائک فی بلادک، ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمان و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین. اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»[9] عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

انتخابات شهرداری در کشور ترکیه

ترکیه در یک سال اخیر شاهد تنش‌های متعدد امنیتی، اجتماعی و سیاسی بوده است. بخشی از این تنش‌ها به علت مخالفت با دولت اردوغان و بخشی نیز ماحصل سیاست‌های خارجه ترکیه در مواجه با برخی کشورها علی‌الخصوص مصر و سوریه بوده است.انتخابات اخیر شهرداری‌ها در ترکیه با پیروزی حزب عدالت و توسعه پایان یافت، برای اردوغانی که از یک سال قبل با مشکلات سیاسی و امنیتی زیادی روبه‌رو بوده است به دست آوردن اکثریت شهرداری‌ها ترکیه یک پیروزی شیرین محسوب می‌شود.

منابع ترک خبر دادند که 87 درصد از مردم ترکیه در انتخابات شهرداری‌های شرکت کرده و در این میان تنها چهار حزب از مجموع 25 حزب شرکت‌کننده در این انتخابات توانستند شهرداری‌های مراکز استان‌های این کشور را به دست بگیرند.رأی گسترده حدود نیمی از شهروندان ترکیه به حزب متبوع آقای اردوغان، نشان داد که هواداران این جریان اسلام‌گرا و محافظه‌کار، با وجود انتقادهای شدید به فساد مالی گسترده، محدودیت آزادی بیان و چالش‌های حل نشدنی در سیاست خارجی، کماکان به این حزب وفادارند.

پیامدهای انتخابات شهرداری‌ها در  سیاست داخلی و خارجی ترکیه

سخنرانی اخیر اردوغان بعد از پیروزی در انتخابات شهرداری‌ها در ترکیه که اگر رویکرد سخت‌گیرانه‌ای حزب عدالت و توسعه در پیش گیرند بدنه اجتماعی می‌تواند با واکنش‌هایی مواجه گردد، نشان می‌دهد که پیامد مهم این انتخابات می‌تواند تمرکز تبلیغات حزب عدالت و توسعه در جهت حفظ طبقه متوسط باشد. اما در مقابل احزاب رقیب تلاش خواهندکرد با توجه به انتخاب فرمول‌های جدید سیاستی نوین را به کار گیرند. اگر احزاب مخالف در انتخابات بعدی بتوانند به بازیابی خود  و آسیب‌شناسی خود بپردازند می‌توانند فرصت و مجالی برای بازگشت به عرصه سیاست در ترکیه داشته باشند، اما اگر وضعیت به شکل کنونی باشد درواقع می‌توان پیش‌بینی کرد که حزب عدالت و توسعه در انتخابات بعدی هم به پیروزی رسد. در این شرایط ممکن ای اردوغان خود را برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد کند که این امر می‌تواند تغییراتی در ماهیت سیاست و حکومت در ترکیه ایجاد کند. درواقع انتخابات شهرداری هم هرچند محلی است اما اردوغان و حزب عدالت و توسعه در بعد ملی و سیاسی از آن سود بردند. در بعد سیاست خارجی هرچند نمی‌توان گفت انتخابات شهرداری‌های تأثیر مستقیمی بر سیاست خارجی ترکیه نخواهد داشت. چراکه کارکردهای آن بیشتر محلی و داخلی است، اما تأثیر غیرمستقیمی بر سیاست خارجی دارد. به‌عبارت‌دیگر این انتخابات می‌تواند به تقویت بخشیدن به برنامه‌های حزب عدالت و توسعه در ترکیه داشته باشد. جدا از این در حوزه اقتصادی نیز تأثیراتی دارد. چراکه نگرانی‌ها از بی‌ثباتی سیاسی خود موجب گرایش آرا به‌سوی حزب عدالت و توسعه خواهد شد.

انفاق، مهم‌ترین طریق حل مشکل فاصله طبقاتی

یکی از مشکلات بزرگ اجتماعی که همواره انسان دچار آن بوده و هم‌اکنون با تمام پیشرفت‌های صنعتی و مادی که نصیب بشر شده نیز با آن مواجه است، مشکل فاصله طبقاتی است.به این معنی که فقر و بیچارگی و تهیدستی در یک‌طرف و تراکم اموال در طرف دیگر قرار گیرد. عده‌ای آن‌قدر ثروت بیندوزند که حساب اموالشان را نتوانند داشته باشند و عده دیگری از فقر و تهیدستی رنج برند، به‌طوری‌که تهیه لوازم ضروری زندگی از قبیل غذا و مسکن و لباس ساده برای آنان ممکن نباشد.

بدیهی است جامعه‌ای که قسمتی از آن بر پایه غنا و ثروت و بخش مهم دیگر آن بر فقر و گرسنگی بنا شود قابل دوام نبوده و هرگز به سعادت واقعی نخواهد رسید. در چنین جامعه‌ای دلهره و اضطراب و نگرانی و بدبینی و بالاخره دشمنی و جنگ اجتناب‌ناپذیر است.

گرچه در گذشته این اختلاف در جوامع انسانی بوده است ولی باید گفت متأسفانه در زمان ما این فاصله طبقاتی به مراتب بیشتر و خطرناک‌تر شده است. زیرا از یک سو، درهای کمک‌های انسانی و تعاون به معنی حقیقی، به روی مردم بسته شده و رباخواری که یکی از موجبات بزرگ فاصله طبقاتی است با شکل‌های مختلف به روی آن‌ها باز است.پیدایش کمونیسم و مانند آن و خونریزی‌ها و جنگ‌های کوچک و بزرگ و وحشتناک که در قرن اخیر اتفاق افتاد و هنوز هم در گوشه و کنار جهان ادامه دارد و غالباً از ریشه اقتصادی مایه می‌گیرد و عکس‌العمل محرومیت اکثریت جوامع انسانی، همه گواه این حقیقت است.

بااینکه دانشمندان و مکتب‌های اقتصادی جهان به فکر چاره و حل این مشکل بزرگ اجتماعی بوده‌اند و هرکدام راهی را انتخاب کرده‌اند، کمونیسم از راه الغای مالکیت فردی، و سرمایه‌داری از راه گرفتن مالیات‌های سنگین و تشکیل مؤسسات عام‌المنفعه که به تشریفات بیشتر شبیه است تا به حل فاصله طبقاتیبه گمان خود به مبارزه با آن برخاسته‌اند، ولی حقیقت این است که هیچ‌کدام نتوانسته‌اند گام مؤثری در این راه بردارند؛ زیرا حل این مشکل با روح مادی‌گری که بر جهان حکومت می‌کند، ممکن نیست.

با دقت در آیات قرآن مجید آشکار می‌شود که یکی از اهداف اسلام این است که اختلافات غیرعادلانه‌ای که در اثر بی‌عدالتی‌های اجتماعی در میان طبقه غنی و ضعیف پیدا می‌شود از بین برود و سطح زندگی کسانی که نمی‌توانند نیازمندی‌های زندگی‌شان را بدون کمک دیگران رفع کنند بالا بیاید و حداقل لوازم زندگی را داشته باشند.اسلام برای رسیدن به این هدف برنامه وسیعی در نظر گرفته است تحریم رباخواری به‌طور مطلق، و وجوب پرداخت مالیات‌های اسلامی از قبیل زکات و خمس و صدقات و مانند آن‌ها و تشویق به انفاق، وقف و قرض‌الحسنه و کمک‌های مختلف مالی قسمتی از این برنامه را تشکیل می‌دهد، و از همه مهم‌تر زنده کردن روح ایمان و برادری انسانی در میان مسلمانان است.

نسئلک اللهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الأعزّ الأجلّ الاکرم یا الله ... یا ارحم الرحمین. اللهم ارزقنی توفیق الطاعة و بعد المعصیة و صدق النیّة و عرفان الحرمة؛ اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر و اهله.

 

 


[1]. سوره اعراف، آیه 43.

[2]. الحشر آیه 18.

[3]. سوره عبس، آیه 34.

[4]. سوره زخرف آیه 67.

[5]. همان.

[6]. بحارالانوار، 66، ص 237.

. همان[7]

. سوره زخرف، آیه 67[8]

[9]. آل‌عمران 102.