خطبه اول

 

 اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم‌اللّه الرحمن الرحیم. نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی آله الأطیَّبینَ الأطهَرین لاسیُّمابقیة اللّه فی الارضین.اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم.

 «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»[1] عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی الله وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه

 

مقام و منزلت حضرت محمد (ص) از دیدگاه قرآن

روز ارتحال حضرت محمد (ص) برای هر مسلمانی غم‌انگیزترین روزها و روز شهادت سبط اکبر پیامبر اسلام (ص) و امام رضا (ع) در این روز است.

پیامبر اکرم (ص) برترین موجودات در پیش ماست. او شریف‌ترین، کریم‌ترین اشرف مخلوقات و عقل اول و کامل است. کرامت ذاتی انسان در عالی‌ترین مرحله در چهره نورانی پیامبر (ص) نمایان شده است. بالاترین کمالات اخلاقی در سیره و سنت پیامبر اسلام (ص) است.

«وَإِنَّک لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ»[2]

خدا گواهی می‌دهد که پیامبر ما تو دارای اخلاق بزرگ هستی که عالی‌ترین و والاترین خلقیات و فضیلت‌های روحی و انسانی در تو منعکس‌شده است.

 

بلندترین قله خلقت

اگر همه موجودات عالم را به‌صورت قله‌هایی در کنار هم بگذاریم، بلندترین قله خلقت و زیباترین تجلی آفرینش حضرت محمد (ص) است.

در مورد شخصیت پیامبر (ص) به دو مورد از آیه‌های قرآنی اشاره می‌کنیم:

 «لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَی الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَالْحِکمَةَ وَإِن کانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ»[3]

 مشابه همین آیه در سوره جمعه نیز آمده است، مفاد این آیه این است:

«خداوند منت گذاشت بر مؤمنان و در میان آن‌ها از خود مردم، پیامبری برانگیخت که آیات خداوند را بر مردم تلاوت کند، آن‌ها را پاک می‌کند و کتاب و حکمت را به آن‌ها آموزش می‌داد.»

در سوره جمعه و سوره منافقون نکات مهمی در مورد پیامبر خداست (ص) که اشاره می‌کنیم:

- بعثت پیامبر اکرم (ص) از دعای حضرت ابراهیم خلیل اللّه (ص) است.

 «رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُو»[4]

خداوند در قرآن این آیه را از زبان حضرت ابراهیم (ع) نقل کرده است.

-حضرت ابراهیم (ص) بت‌شکن تاریخ توحید هنگام بنای خانهٔ خدا در آزمون‌های متعدد و زمانی که فرزندان خود را در شهر مکه مستقر کرد دعاهایی کرد؛ دعاهای این حضرت در قرآن بسیار جالب است و نزدیک به هفتاد دعا در قرآن از حضرت ابراهیم (ع) نقل‌شده است.

 

نتیجه دعاهای حضرت ابراهیم (ع)

ریشه و اساس دعاهای ائمه نشأت‌گرفته از دعاهای قرآن است. حضرت ابراهیم (ع) از خداوند درخواست کرد:

«خدایا من از آزمون ذبح اسماعیل (ع) سربلند بیرون آمدم، از سرزمین خود مهاجرت کردم در جای بی‌آب‌وعلفی سکنی گزیدم، خانه خدا را برای توحید و پرستش تو پایه‌گذاری کردم و از تو می‌خواهم از نسل من پیامبری برانگیز تا واسطهٔ بین تو و مردم باشد. دل‌های مردم را پاک کند، آیات تو را بر مردم بخواند و راه هدایت را برای بشریت نشان دهد.»

خداوند بعد از چند قرن دعای حضرت ابراهیم (ع) را استجابت کرد. حضرت محمد (ص) فرمودند:«أنا دعوتٌ ابراهیم»[5]من نتیجه دعای ابراهیم (ع) هستم. تولد، رسالت و بعثت پیامبر (ص) نتیجهٔ دعای خالصانه حضرت ابراهیم (ع) بود.

دعا اگر خالص و حقیقی و از ته دل باشد و شرایط دعا فراهم باشد، خدا دعا را حتی چند قرن بعد هم اجابت می‌کند. دعای حضرت ابراهیم (ع) و پاسخ آن از جانب خدا در سوره جمعه و آل‌عمران آمده است:

«لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَی الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَالْحِکمَةَ وَإِن کانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ»[6]

 دعا و ارزش دعا را نباید کم گرفت.

 

منت خدا بر انسان‌ها چگونه است؟

خداوند بر مؤمنان منت گذاشت تا پیامبری با ویژگی‌های بالای اخلاق و انسان را در بینشان برانگیخت، گاهی اوقات انسان به دلیل انجام کار خیر برای دیگران بر او منت می‌گذارد که این منت قولی است.

«لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَی»[7]: صدقات و کارهای نیک خود را در روابطتان با یکدیگر با منت و آزار از بین نبرید.

منت گذاشتن بر کارها اجر آن را از بین می‌برد و منت ممکن است به‌صورت گفتاری و یا عملی باشد.

انسان خوب، انسانی است که در انجام کارهای خوب بر دیگران منت نگذارد. نوعی دیگر منت، اعطای نعمت است و خداوند از آن استفاده می‌کند.

در قرآن منت خدا در مواردی ذکرشده است. منت یعنی نعمت بزرگ، نعمت‌های معمول در قرآن به‌صورت زیر است

و امثال این‌ها که تعبیر نعمت است.

در امور مادی شاید در قرآن تعبیر منت نباشد و تعبیرها به‌صورت خلق، رزق، روزی، کمک وامداد است. زمانی که نعمت‌های الهی به میان می‌آید خداوند تعبیر به منت می‌کند.

«أَنْ هَدَاکمْ لِلْإِیمَانِ»[8]

و زمانی که خداوند راه خوب را به ما نشان داد این منت الهی و نعمت‌های بزرگ خداوند است. وقتی‌که ایمان مطرح می‌شود خداوند تعبیر به منت می‌کند. دو منت بزرگ خداوند بر انسان: بعثت پیامبر (ص) و اشاره به حضرت ولی‌عصر (عج الله) است.

 «لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَی الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ»[9]که اشاره به بعثت پیامبر (ص) دارد.

«وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»[10]اشاره به حضرت ولی‌عصر (عج الله) است.

یک منت خداوند بعثت پیامبر اکرم (ص) است و یک منت باقی است و آن زمانی است که برای تکمیل خط رسالت و امتداد امامت حضرت ولی‌عصر (عج الله) ظهور می‌کند، این منت مکمل منت اولی است.

حضرت امام علی (ع) در مورد پیامبر (ص) می‌فرماید: «با رحلت تو ای پیامبر خدا وحی قطع شد.»[11]

پیامبر (ص) در میان مردم دو امانت الهی قرآن و عترت را ودیعه گذاشت.«لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَی الْمُؤمِنِینَ»[12]خداوند بر مؤمنین بالاترین منت‌ها گذاشت، برترین نعمت‌ها بر انسان وجود پیامبر اکرم (ص) در بین مردم است تا این سه کار را در بین آن‌ها انجام دهد:

1- «یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ»[13]آیات خداوند را تلاوت کند.

2- «وَیزَکیهِمْ»[14]نفس‌ها را از هر آلودگی پاک کند.

3- «وَیعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَالْحِکمَةَ»[15]و به آن‌ها احکام، شریعت و حقایق حکمت را بیاموزد.

در روزهای آخر عمر پیامبر (ص) احوال عجیبی در خانه ایشان حاکم بود. حضرت علی (ع)، فاطمه زهرا (س)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) چندین بار با ایشان وداع کردند. امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در پیشگاه حضرت محمد (ص) دارای ارزش بودند.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، إِنَّا أَعْطَینَاک الْکوْثَرَ، فَصَلِّ لِرَبِّک وَانْحَر، إِنَّ شَانِئَک هُوَ الْأَبْتَرُ»[16]

 

خطبه دوم

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم‌اللّه الرحمن الرحیم. الحمداللّه الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا عن هدانا الله، ثم الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ، وعلی علی امیرالمؤمنین و علی الصدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة و علی ائمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر، ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و اُمناء الرحمان و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلواتک علیهم أجمعین.

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم.

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»[17] عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی الله.

 

سخن حضرت علی (ع) در مورد تقوا و پرهیزکاری در نهج‌البلاغه

ایشان نکات مهم و ارزشمندی را پیرامون دعوت به تقوا و پرهیزکاری در نهج‌البلاغه بیان کرده است:

«مردم آگاه باشید که سنت خدا در میان شما مرگ و پایان‌پذیری است و خداوند همان‌گونه که با پیشینیان شما رفتار کرد با شما رفتار خواهد کرد. بدانید همهٔ آنچه امروز در اختیار شماست تمام خواهد شد و به شما پشت خواهد کرد. آنچه از دنیا گذشت دیگر بازنخواهد گشت و آنچه در پیش روی شماست ابدی نخواهد بود. قانون و سنت این عالم ناپایداری و گذر آن است. گذشته‌ها دیگر بازنخواهد گشت و مانده‌ها به‌سرعت تمام خواهد شد. کسانی که چشمان تیزبین دارند هم‌اکنون قیامت را مجسم می‌بینند. قیامت وعدهٔ احتمالی آینده نیست، وعدهٔ قطعی الهی است و در برابر چشمان تیزبین و ناظران بصیر هم‌اکنون قیامت برپاست، گویا شما هم‌اکنون در قیامت هستید، گویا شما هم‌اکنون در مواضع سخت قیامت قرار گرفتید و کسی که در این میدان آزمایش به غیر خود بپردازد و از وظایف خویش غافل شود در ظلمت‌ها و تاریکی‌ها فرو خواهد رفت، تقوای الهی پیشه کنید و به یاد اندیشه و عمل وظایف خود باشید.»

 

مسئله فلسطین و اهمیت آن در جهان اسلام

قصه غم‌بار فلسطین و آنچه این روزها در غزه گذشت از پرونده‌های سیاه اسرائیل و آمریکا و هم‌پیمان‌های آن‌هاست. اسرائیل دولتی است که اساس آن نامشروع است و در طول سال‌ها حضور در فلسطین، در نقاط مختلف به جنایت‌های زیادی دست‌زده‌اند و روی تاریخ را سیاه کرده است که سیاه‌ترین آن‌ها جنایت در غزه و به شهادت رساندن فرمانده رشید حزب اللّه است.

پیام مقام معظم رهبری در مورد جنایت‌های اسرائیل در غزه، پیام فوق‌العاده مهم و حساسی است؛ فرمودند:

«چرا دولت‌های اسلامی در خوابند؟ چرا ملت‌های اسلامی ساکت نشسته‌اند؟ چرا احزاب، گروه‌ها و متفکران اسلام در برابر این غم، آرام نشسته‌اند؟ مگر پیامبر (ص) نفرمود که مسلمانان یک پیکرند و اسلام هیچ مرز، قوم و سرزمینی را نمی‌شناسد و هر مسلمانی در هر گوشه‌ای از جهان باشد باید خود را جزء پیکرهٔ واحد و یگانه عالم اسلام بداند. گاهی می‌بینیم که دولت‌ها وابسته به آمریکا نه‌تنها در کنار برادران دین وایمانی خودشان در فلسطین و لبنان قرار نمی‌گیرند بلکه گاهی در پشت پرده با دشمنان اسلام هم‌پیمانی می‌کنند. نتیجه این ضیافت و جهالت در دنیای اسلام این است که در پیکرهٔ واحد یک و نیم میلیاردی مسلمان و پنجاه کشور مسلمان با همه ذخایر بزرگ طبیعی، دشمنان به هر گوشه‌ای از این پیکره چشم دوخته است. فریاد امت مسلمان ایران همان فریاد پیامبر اکرم (ص) است. حداقل وظیفه مسلمانان در مواجه باغم فلسطین این است که دلمان با آن‌ها باشد. ملت ایران این شهامت را داشته که پیام مسلمانان مظلوم فلسطین را در جهان زنده بدارد.»

 

اهمیت موضوع انرژی هسته‌ای و صدور قطعنامه

مسئله مهم صدور سومین قطعنامه در مورد انرژی هسته‌ای ایران است و این قطعنامه یکی از مفتضح‌ترین قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل است. اگر در زمان جنگ تحمیلی تسلیم قطعنامه‌های ظالمانه سازمان ملل می‌شدیم قطعاً بخش‌هایی از سرزمین ما هنوز دست دشمنان بود. هشت سال جنگ با دست‌خالی در برابر دشمنان کاری بسیار سخت بود اما «إِنَّ مَعَ العُسْرِ یسْرًا»[18]تا اینکه ملت ما به‌حق خود رسید. ملت ما باید در برابر قطعنامه‌های پوشالی و کاغذ پاره‌های بی‌ارزش و مستکبران بایستیم و راه علم و فن‌آوری‌های جدید علمی را ادامه دهد و به فضل خدا باید امیدوار بود.

اروپایی که در مقابل آمریکا حقیر هستند و از اقلیت مسلمانان کشورهای خود می‌ترسند برای مقابله با مسلمانان به خود اجازه می‌دهند که به مقدسات مسلمانان با کشیدن تصاویر و کاریکاتورهای توهین‌آمیز به پیامبر (ص) دست بزنند. همه مسلمانان عالم در برابر هرگونه توهین به مقدسات اسلام و پیامبر (ص) باید بایستند و مقابله کنند.

نسالکاللّهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجل الاکرم یا اللّه یا اللّه یا اللّه.

 

 

 

 


 آل عمران، 102.[1]

. خلق، 4[2]

. آل عمران، 164[3]

. بقره، 129[4]

. بحارالانوار، علاّمه مجلسى، ج 77، ص 61.[5]

. آل عمران، 164[6]

. بقره، 264[7]

. حجرات، 17[8]

. آل عمران، 164[9]

. القصص، 5[10]

 نهج البلاغه، خطبه 266.[11]

. آل عمران، 164[12]

. جمعه، 2[13]

. جمعه، 2[14]

. جمعه، 2[15]

. کوثر[16]

. حشر، 18[17]

. شرح، 6[18]