خطبه‌ اول

السلام علیکم و رحمة الله

أَعُوذُ بِاللَّـهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ. نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی آله الاطیبین الاطهرین، سیما بقیۀ الله فی الارضین.

أَعُوذُ بِاللَّـهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ)[1]عبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی الله وَ مُلازِمَة امرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَزوا عِبادَالله فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَحیل[2] (وَ تَزَوَدوا فَإِنَّ خَیرَ الزاد التقوی)[3]

همه شما نماز گزاران گرامی، برادران و خواهران ارجمند و خودم را به پارسایی، پرهیزکاری و فرمان‌بری از خداوند در همه‌ احوال و شئون زندگی، سفارش و دعوت می‌کنم و از خداوند می‌خواهیم که درهای حکمت و بندگی و پارسایی را به روی همه ما بگشاید. امیدواریم خداوند همه‌ ما را از بندگان وارسته و شایسته‌ خود قرار بدهد.

ادامه‌ تفسیر سوره‌ ناس

در ادامه‌ تفسیر سوره‌ ناس، نکات و مطالبی باقی مانده است که در این خطبه عرض می‌کنم. عرض شد که در دو سوره‌ای که در ترتیب فعلی قرآن کریم، در آخر قرآن قرار داده شده است، پیامبر گرامی اسلام6به این مأمور شدند که به خداوند پناه ببرند و استعاذه و پناه را به زبان جاری کنند. این ادبی است که خداوند به پیامبر خود در این دو سوره آموخته است که (قُلْ أَعُوذُ)[4]بگو به خدا پناه می‌برم. در سوره‌ ناس، بیشتر، مستعاذٌبه تکرار و تاکید شده به عنوان خداوندی که رب و ملک و اله است. مستاذٌمنه همان وسوسه‌های شیاطین جن و انس است. در سوره‌ فلق، بیشتر دائره‌ مستعاذٌمنه و بدی‌هایی که انسان از آن به خدا پناه می‌برد، عام‌تر است. ما در تفسیر این سوره، واژه‌ها و مفاهیم را محور قرار دادیم و در مورد کلمه‌ قُلْ صحبت کردیم. بعد در مورد أَعُوذُ بحث‌هایی کردیم و استعاذه، تفسیر و تحلیل شد. بعد کلمه‌ رَب‏ که در این سوره آمده، توضیحاتی در مورد آن دادیم و همین‌طور به دنبال آن راجع به صفت مَلِك‏ و صفت بعدی هم الوهیت و اله بودن خدا، تا به وسواس رسیدیم که هفته‌ قبل چند نکته در این رابطه ذکر کردیم.

1.      وابستگی راه سعادت و شقاوت به سه عامل

نکته‌ مهمی که هفته‌ قبل به آن اشاره شد و تکرار می‌کنم این است که در نگاه و منطق قرآن، طی کردن مسیر سعادت و راه خیر، به سه عامل اصلی وابسته است. مسیر شر و شقاوت را هم پیمودن به سه عامل اصلی مرتبط است. هر یک از این سه عامل را بحث کردیم که فهرست آن این است؛ راه خیر، از طریق سه عامل محقق می‌شود. اعمال و رفتارهای نیک از سه طریق محقق می‌شوند: یک؛ فطرت پاک انسان. دوم، الهامات الهی که بر قلب انسان نازل می‌شود و همه هم به نحوی از آن بهره می‌برند؛ البته درجات دارد تا به الهامات غیبی والا و وحی برسد؛ اما الهامات معمولی را همه‌ ما داریم. آن افکار خوبی که بر قلب ما القاء می‌شود. پس فطرت یک؛ الهامات و افکار و اندیشه‌های نیکی که از عالم غیب بر قلب انسان نازل می‌شود دو و سوم هم رهبران و هادیان خوب هستند. هادیان و رهبران خوب، برای پیمودن طریق سعادت و رستگاری. این سه عامل است که انسان را در مسیر خیر و نیکی‌ها پیش می‌برد. در سمت دیگر، سه عامل است که انسان را به هلاکت و نابودی می‌کشاند. یک؛ نفس اماره و وسوسه‌های نفس. دوم؛ وسوسه‌های شیطان و ابلیس و یاران ابلیس که وسوسه می‌کنند و ذهن انسان را به سمت گناه هدایت می‌کنند و سوم؛ افراد ناپاک و همراهان آلوده‌ای که ما را به تباهی می‌کشاند. در هر یک از این دو طریق، سه عامل وجود دارد. هنر انسان این است که در میدان آزمایش، درست حرکت کند. این یک مطلب بود که هفته‌ قبل عرض کردیم.

انسان ریشه‌ اصلی در رسیدن به سعادت یا شقاوت

مطلب دوم هم این است که ریشه‌ اصلی که منشأ پیمودن راه درست یا راه خطاست، خود انسان است؛ یعنی وسوسه‌ نفس اماره و دعوت‌های فطرت انسان به خوبی‌ها. این دو عامل، اصل کار است؛ یعنی سنگ بنای حرکت نیک یا بد انسان، وسوسه‌ نفس اماره به سمت بدی‌ها یا دعوت فطرت انسان، به سمت خوبی‌هاست. این اصل است. آن دو عامل به کمک عامل اولیه می‌آیند؛ یعنی وسوسه، مال خود انسان است و شیطان و رفیقان و رهبران ناپاک هم آن را کمک می‌کنند. آن دو مثل یک انرژی است که از بیرون به نفس اماره تزریق می‌کند. آن چیزی که به سمت گناه قدم برمی‌دارد، نفس اماره است که درون انسان است و از بیرون نیز دو عامل تشویش‌های شیطانی و وسوسه‌های انسان‌های ناپاک و همراهان ناشایسته، او را کمک می‌کنند. در طرف خیر هم همین‌طور است. پایه‌ حرکت انسان، فطرت انسان است. آن قوای رحمانی و الهی است که در وجود ماست و کار و حرکت می‌کند؛ ولی کمک او، الهامات غیبی و همراهی رفیقان و دوستان و رهبران صالح و شایسته است. این قاعده‌ای هست که داریم.

2.     دو عامل وسوسه‌انگیز در انسان

ما در سوره‌ ناس از شر وسواس، به خدا پناه می‌بریم. وسواس، در این سوره اشاره به دو عامل دارد که بعداً توضیح می‌دهد. وسواس جنیان و شیطان‌های جنی که ابلیس و یاران او باشند و وسواس‌های انسان‌های ناپاک. ممکن است که ناس اشاره به خود انسان هم داشته باشد که در این صورت، اشاره به هر سه عامل دارد. این سوره، به پیامبر خدا آموخته است که ای پیامبر و رسول ما، شما مأمور هستید که -حتی کسی مثل پیامبر، با همه‌ درجاتی که دارد مأمور شده که- به خدا پناه ببرید. از مهم‌ترین خطراتی که انسان را تهدید می‌کند، این سه عامل بود. همه‌ این سه عامل، بنابر یک احتمال یا دو عامل در این سوره به آن‌ها اشاره شده است. (مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الخْنَّاسِ*الَّذِى يُوَسْوِسُ فىِ صُدُورِ النَّاس‏)[5] آن وسواس و موجود وسوسه‌گری که وسوسه‌ها در ذهن ایجاد می‌کند؛ افکار باطل در وجود ما برمی‌انگیزد؛ بذر گناه و فساد را در روح و روان ما می‌افشاند؛ عبارت است از جن و انس.

یک عامل همان جن است که ابلیس و شیطان باشد و دیگری انس است که افراد ناپاکی که می‌آیند و انسان را وسوسه می‌کنند. در اینجا به دو عامل اشاره شده است و به پیامبر خدا امر شده است که از وسوسه‌ شیطان جنی و انسی، به (بِرَبِّ النَّاسِ* مَلِكِ النَّاسِ*إِلَهِ النَّاس)[6]‏پناه ببر. اگر ما این النَّاس را مطلق بگیریم، ممکن است که نفس اماره را هم -بنابر یک احتمالی- در بر بگیرد که در این صورت هر سه عامل، در این سوره آمده است.

پناه بردن به خدا، ضامن مصون ماندن انسان از شور

البته این، به گفتن محض نیست و باید روح و وجود انسان وجود الهی باشد و در برابر این وسوسه‌ها و شیطنت‌ها و افکار باطل، به خدا تمسک کند و به خدا پناه ببرد. این حقیقت پناه بردن به خدا انسان را بیمه می‌کند. سوره‌ ناس و سوره‌ فلق، سوره‌هایی هستند که انسان را در برابر شیطان‌ها و وسوسه‌ها، بیمه می‌کند و اگر کسی با عشق و علاقه و با فهم و اندیشه پناه بردن به خدا را درک کند و با معرفت لازم باشد، طبعاً در برابر بسیاری از این وسوسه‌ها در سطح زیادی، بیمه می‌شود. به همان اندازه که فهم ما از خدا و بدی‌ها و شروری که در عالم هست و بصیرت ما در این مسیر بیشتر باشد، به همان اندازه خواندن این سوره، معنادارتر است و ما را در برابر امواج خطرها حفظ می‌کند. پیامبر گرامی اسلام6مأمور شدند که این استعاذه را در وجود خود محقق کنند و به زبان هم جاری کنند. این یک قسمت دیگری از بحث وسواس بود که به آن اشاره شد و عرض شد که کلمه‌ الْوَسْوَاسِ در قرآن 5-6 بار تکرار شده است که یا مربوط به وسوسه‌ نفس اماره است که درون ماست یا مربوط به وسوسه‌ شیطان‌های بیرونی است یا مربوط به شیطان‌های جنی است و یا مربوط به عامل سوم است که همراهان آلوده‌ است که انسان را به آلودگی‌ها می‌کشاند. این سه عامل و پناه بردن به خدا از شر این سه عامل است که در این سوره، آمده است.

3.    کلمه‌ الخْنَّاسِ

کلمه‌ دیگری در این سوره هست که به خناس است. (مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الخْنَّاس‏)[7]ما کلمه‌ قُل‏، أَعُوذ، رَب‏، مَلِك‏، إِلَه‏ و الْوَسْوَاسِ را توضیح دادیم. درباره‌ هر یک از این‌ها هم توضیحاتی خدمت شما عرض شد. یک کلمه‌ دیگر در این سوره باقیمانده که الخْنَّاسِ است.

أ‌.       الخْنَّاسِ در لغت و اصطلاح

الخْنَّاسِصیغه‌ مبالغه است و در لغت عرب به معنای موجودی است که گاهی پیداست و گاهی مخفی. موجوداتی که از یک زیرکی برخوردار هستند که گاهی پیدا و گاهی مخفی هستند را خناس می‌گویند. مفهوم این ماده این است که چیزی آشکار و مخفی می‌َشود. در مورد ستارگان هم همین‌طور است. شب که می‌شود، ستاره‌ها دو نوع هستند. وقتی که خورشید پیدا شد، نور آن به همه‌ عالم می‌رسد و روشن می‌کند. این ساعاتی که روز است خورشید نیز آشکار است. ماه هم تا اندازه‌ای همین‌طور است. اما در میان ستارگان، به برخی از آن‌ها، خنس می‌گویند. علت آن هم این است که ما دو نوع ستاره داریم.

انواع ستاره

این ستارگانی که دریای بیکران عظمت و خلقت خداست که از شگفتی‌های مهم عالم، این دنیای بی‌پایان ستارگان و نجوم است و یکی از قلمروهایی است که علم بشر در این زمینه، خیلی پیشرفت کرده و هر چه هم پیش می‌رود، احساس می‌کند که با عنوان ستارگان و کهکشان‌ها و در علم جدید سیاه‌چال‌ها، در برابر یک دریای بیکران و جهان نامتناهی قرار گرفته است. موجودات بسیار عظیم فوق قابل تصور برای ما که در جهان بی‌انتهای عالم و پهناور، همین‌طور به صورت موجودات بزرگ و عظیم رها شده‌اند و بر اساس یک نظم خاصی، در فعالیت هستند. قرآن کریم هم در آیات متعدد، به آسمان و آنچه که در آسمان‌هاست خیلی عنایت کرده است. از زیبایی‌های قرآن کریم، توجه به عظمت آسمان و آسمان‌هاست. البته آسمان که می‌گوییم یک مفهوم مادی و یک مفهوم معنوی و غیر مادی دارد. آسمان مادی، همین ستارگان و کهکشان‌هایی هستند که زیر ذره‌بین علم و دانش بشر قرار می‌گیرند و با گسترش دامنه‌ علم و اندیشه‌ بشر و پیشرفت ابزارها و ساخته‌ شده‌ بشر، می‌توان در این جهان بی‌پایان می‌توان غور کرد و هر دم برگ جدیدی را کشف کرد و عالم جدیدی را به تماشا نشست. این دنیای بی‌پایانی است که همه‌اش آسمان است و همه‌ این‌ها آسمان مادی است.

در اصطلاحات قرآنی، آسمانی داریم که آسمان ملکوت و معنویت است. آسمان‌های غیبی هستند که آن‌ها به طور ابزارهای علمی نمی‌افتند. ابزارهای علمی بشر، عاجز است که کهکشان‌های معنوی و آسمان‌های غیبی و ملکوتی را رصد کند یا آن را بیابد. آن یک علم و شهود و معرفت دیگری می‌خواهد. در همین آسمان مادی که آسمان اول است، خود این از عرصه‌های تجلی قدرت خداست که دانش نجوم و ستاره‌شناسی و کیهان‌شناسی و شعب مختلف این دانش، با ابزارهای بسیار پیشرفته‌ای که ساخته شده است، دائم در حال پیشرفت است. همین الان، رصدخانه‌ها و ماهواره‌ها، ابزارهای بسیار پیشرفته‌ بشر، دائم در اعماق آسمان‌ها غور می‌کند و هر دم اطلاعات جدیدی را از این آسمان پهناور به بشر ارائه می‌دهد. این آسمان مادی است که در برابر آسمان معنا و عالم غیبی، آسمان کوچک و ذره‌ای به حساب می‌آید. این ستارگان دو قسم هستند. گاهی ستاره‌هایی آشکار هستند یعنی وقت شب، طلوع می‌کند و این ستاره تا آخر شب روشن است و ستاره‌ای نیست که مخفی شود. شب که شد و تاریکی بر کره‌ زمین سایه افکند، این ستاره روشن می‌شود و تا صبح روشن است. اما بسیاری از ستاره‌ها هم هستند که حالت آشکار و نهان دارند. گاهی به چشم می‌آیند و یک لحظه از چشم فرار می‌کند. از زیبایی‌های مرکزی کشور و در مناطق کویری هم آن آسمان صاف و ستارگان شفاف آن است. کسی که به همین آسمان صاف و شفاف نگاه کند، متفاوت بودن این ستاره‌ها را می‌بیند. معدودی از ستاره‌ها هستند که شفاف و روشن و آشکار و واضح، پیدا هستند و از ساعات طلوع تا غروب روشن هستند. اما برخی از ستاره‌ها حالت رفت آمد دارند و به چشم می‌آیند و مخفی می‌شوند. به این‌ها خنس گفته می‌شود که در آیات قرآن هم خداوند به این ستارگان، قسم خورده است. به این نوع ستاره، خنس گفته می‌شود. واژه‌ خنس یعنی همین که گاهی پیدا و گاهی مخفی است. این طور نیست که کاملا آشکار و شفاف در مقابل دید انسان باشد. به این خنس گفته می‌شود و کلمه‌ خنس به ستارگان نوع دوم و ستارگانی که حالت رفت و آمد دارند، گفته می‌شود. این معنای کلمه‌ خنس است.

تفاوت استعاذه‌ها در سوره‌ فلق و سوره‌ ناس

در سوره‌ ناس، بر خلاف سوره‌ فلق که بر یک طیف گسترده‌ای از شرور و تهدید‌های انسانی اشاره دارد و خیلی از شرور را مطرح می‌کند که اصل آن هم این است که (مِن شَرِّ مَا خَلَق‏)[8]از شر همه‌ بدی‌ها باید به خدا پناه برد، به پیامبر آموخته است که در میان طیف گسترده و انواع بدی‌هایی که زندگی مادی و معنوی انسان را تهدید می‌کند، از مهم‌ترین آن‌ها که سه عامل نفس اماره، وسوسه‌ شیطان جن و وسوسه‌ همراهان گمراه، به خدا پناه ببر. این‌ها موانع پیمودن مسیر درست به سمت خدا و عالم غیب و راه نجات و سعادت است. از این‌ها به خدا پناه ببر.

ب‌.  شیطان، وسوسه‌گر خناس

مهم‌ترین شری که سعادت شما را تهدید می‌کند، وسوسه‌ها هستند. در میان این اوصاف، می‌فرماید: (مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الخْنَّاس‏)با توضیحاتی که قبلا ذکر شد و جایگاه این وسوسه‌ها، در میان آن سه عامل، یک صفت برای وسواس می‌آورد و آن الخْنَّاس است. وسواس مصدر و به معنای مبالغه یا مضاف آن حذف شده است. منظور، شیطان وسوسه‌گر است. موجود وسوسه‌انگیزی که در فکر و خیال ما تصرف می‌کند و بذر گناه و آلودگی فکر را در وجود ما می‌افکند. این موجود وسواس است. بعد می‌گوید: وسواسی که خناس است. وسوسه‌گری که خیلی راحت به دام نمی‌افتد. راحت نمی‌شود آن را رصد کرد و به مقابله‌ با او برخواست. در میان همه‌ اوصاف و نقش‌های گوناگونی که در قرآن برای شیطان ذکر شده است، خداوند بر روی یک صفت شیطان انگشت گذاشته که در بحث خودسازی توجه به آن خیلی مهم است و آن این است که شیطان، خناس است. شیطانی که می‌آید و برمی‌گردد. یک گام جلو می‌آید و همین که دید شما به او توجه کردید، خود را مخفی می‌کند و از راه دیگری دوباره می‌آید. از قلب، بیرون می‌رانی از جای دیگر وارد می‌شود. شیطان هزاران پنجره به قلب ما گشوده است. از هر پنجره‌ای که می‌رانی، از راه دیگری به سمت قلب ما می‌آید. موجود آشکاری نیست که به راحتی آمده باشد و بگوید که برو فلان خطا را انجام بده و بعد شما هم یک توبه و ذکری بگویید که او هم برگردد. خیر این طور نیست. مخفی می‌شود ولی دوباره برمی‌گردد.

خناس، یعنی می‌آید و برمی‌گردد و این رفت و برگشت آن قدر استمرار دارد تا زمانی که منادی مرگ، فرا برسد و انسان را از این عالم، کوچ بدهد. این رفت و برگشت و وسوسه‌های دائمی شیطان و تکرار نقش شیطانی،‌استمرار دارد. انسان، به خدا پناه ببر از وسوسه‌هایی که یکباره نیست، نگهانی و دفعی و تمام شدنی نیست. وسوسه‌ها و افکار باطل و خیالات شیطانی که دائم، آسمان قلب انسان را هدف می‌گیرد و بر وجود انسان می‌ریزد. هر وقت هم که بیدار بشویم، یک لحظه خود را کنار می‌کشد و به شکل دیگری می‌آید و باید از شیطان، به خدا پناه برد. همان جمله‌ای که مرحوم آیه الله اراکی از آیه الله حائری نقل کردند. کن دوابا علی قلبک.

4.     وسواس، ریشه‌ همه‌ آلودگی‌ها

ریشه‌ همه‌ این آلودگی‌های خانوادگی و اجتماعی و اخلاقی به وسوسه‌هایی برمی‌گردد که جایگاه اصلی آن قلب است و باید آنجا را رصد کرد و مراقبت کرد. به هوش باش که آنجا در تیررس شیطان قرار نگیرد. قلوب همه‌ ما در تیر رس شیطان است. هنر ما این است که این را کم کنیم. مقداری هوشیاری، در خود ایجاد کنیم. وسواس را بدانیم. این وسوسه‌گر ناپاک و اهریمن، موجود روشن و شفافی نیست. موجودی است که می‌آید و مخفی می‌شود. در آیه‌ شریفه، این گونه مومنان را توصیف می‌کند که وقتی که شیطان آن‌ها را وسوسه می‌کند (إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا)[9]از ویژگی‌های انسان‌های مومن این است که وقتی که نسیم شیطانی به سمت آن‌ها می‌آید به یاد خدا می‌افتند و آن‌ها را بیدار می‌کند. اما به هوش باشیم که این یاد و بیداری ما ضمن این که شیطان را فراری می‌دهد، در عین حال فرار شیطان ابدی نیست؛ لحظه‌ای دیگر، در چهره‌ای دیگر و با وسوسه‌ای نو و نگاهی جدید، به سوی انسان می‌آید تا ما را به همان مسیر ببرد.

5.     عدم ترس در مقابله با شیطان

این عالم درون، عالم پیچیده‌ای است که هر چه در خودشناسی پیش می‌رویم می‌بینیم که باید باز باید جلو برویم. این مسیر، مسیر بی‌پایانی است وبسیار دشوار، ظریف، حساس، سخت است. این که می‌گویم نباید وحشت کرد که امکان ندارد ما وارد این مسیر شویم. هنر این است که در این مسیر خواب نباشیم. در این مسیر غفلت کلی نداشته باشیم و گرنه بیداری مطلق، عصمتی می‌خواهد که نصیب خاصان درگاه خداست. دیگران با درجات گوناگون، در تیر رس افکار شیطانی و بذرهای اهریمنی قرار دارند. هنر ما این است که اهل توجه باشیم. وسوسه می‌شویم و فریب می‌خوریم و پای ما می‌لغزد. همه‌ ما کم یا زیاد، مبتلای به انواع وسوسه‌های شیطانی هستیم. اگر یک لحظه احساس کنیم که شیطان گریبان ما را رها کرده، احساس غلطی است؛ چرا که یک لحظه گریبان را رها کرده، از طریق دیگری گریبان را گرفته است. از این در بیرون می‌رود از پنجره‌ دیگر می‌آید. اگر توجه الهی نباشد، حال ما معلوم است که چیست. این حقیقت متعالی است که در این دو سوره به ما آموخته شده است. از زیبایی‌های این دو سوره این است که خطاب به شخص پیامبر است تا تکلیف دیگران معلوم باشد. آنجا که رسول خاتم و پیامبر اسلام6در آن اوج و بلندای وجود و شخصیت، مأمور استعاذه شود، تکلیف دیگران روشن است. اما راه همین است. راه، راه استعاذه و تمسک جستن به خداست. به این راه باید توجه کرد و حفظ کرد. مفاهیمی هم باقی ماند که در خطبه‌ دیگری خدمت شما عرض خواهم کرد. امیدوارم که خداوند، همه‌ ما را از شر شیاطین جن و انس محافظت کند. ان‌شاالله.

(بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ*أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ*وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ*تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ*فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ)[10]

صدق الله العلی العظیم.

 

 

خطبه‌ دوم

أَعُوذُ بِاللَّـهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّـهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی علی امیر المؤمنین و علی الصدیقة الطاهرة فاطمۀ الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنۀ و علی ائمۀ المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و خلف القائم المنتظر. ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمن و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین.

أَعُوذُ بِاللَّـهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ)[11]عبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللهبار دیگر همه‌ شما و خودم را به پارسایی و پرهیزکاری دعوت می‌کنم. مسیری که پیش روی ماست، مسیر آشکار و روشنی است و دیر یا زود، فرشته‌ مرگ به سراغ همه‌ ما خواهد آمد. بکوشیم به گونه‌ای عمل کنیم که لحظه‌ احتزار و هنگامی که پرونده‌ اعمال به ما عرضه می‌شود، احساس شادمانی و خوشحالی کنیم. امیدوارم خدای متعال پیمودن مسیر الهی به ما عنایت بفرماید.

در آستانه‌ اربعین حسینی و دهه‌ آخر ماه صفر قرار داریم. طبیعتاً ایام سوگواری آن حضرت، ادامه دارد. من این ایام را تسلیت عرض می‌کنم. برای همه‌ نمازگزاران عزیز و بزرگوار، برادران و خواهران گرامی، آرزوی سرافرازی و توفیق و سعادت و سلامت دارم در سال جدید و امیدواریم که خداوند سال جدید را برای ملت و کشور ما و همه‌ ما، سال موفقیت و پیروزی و غلبه‌ بر دشمنان قرار بدهد.

توجه و اهمیت مردم ، مسئولین و جناح‌ها به شعار همبستگی ملی و مشارکت عمومی

همان طور که عرض شد، شایسته است که در بهار طبیعت، ضمن این که به امور مادی و نوساختن زندگی، در ظاهر می‌پردازیم، به نوسازی معنوی و بازسازی روحی و اخلاقی هم توجه کنیم و از همان درس بزرگ و زیبای قرآن، در باب بهار و نو شدن عالم طبیعت، که درس توحید و معاد هست، الهام بگیریم برای خودسازی روحی و معنوی و پاک‌سازی خود و جامعه، بر اساس ملاک‌های الهی و اسلامی. بخصوص مقام معظم رهبری، امسال بر دو نکته تاکید کردند که شایسته است که در سالی که هم مخاطرات بین‌المللی داریم و هم مواجهه‌های خارجی داریم و هم آزمون‌های داخلی برای برگزاری انتخابات داریم و سایر مسائلی که در کشور باید تحقق پیدا کند، از امور مهم، همین دو نکته‌ای است که به عنوان شعار سال‌، برگزیده شد.

أ‌.       وحدت میان آحاد مردم

هم‌بستگی ملی و مشارکت عمومی مردم مقوله‌هایی است که حقیقتا یک ملت، اگر بخواهد به آرمان‌های خود دست پیدا کند، شرایط متعددی دارد که از پایه‌های مهم آن، هم‌بستگی ملی در کشور است. این که گروه‌ها و جناح‌ها، اقوام، مذاهب و طوائف مختلف، احساس وحدت داشته باشند و جهت‌گیری‌های مشترکی برای خود، تعریف کنند و توجه به نیاز کشور به وحدت و انسجام داشته باشند، این یک پایه‌ مهم است.

ب‌.  روحیه‌ همدلی و همکاری در کشور

به دنبال این وحدت، طبعاً روحیه‌ همدلی و همکاری در پیش‌برد اهداف و برنامه‌های کشور، امر مهم دیگری است که ما باید به آن توجه کنیم. جناح‌ها و گروه‌های مختلف، اقوام و مذاهب مختلف در کشور، باید به این نکته توجه کنند که حفظ دست‌آورد انقلاب اسلامی و دست‌یابی به آرمان‌های بزرگی که این ملت، در ابعاد مادی و معنوی دارد و پیشبرد آرمان‌های بزرگ انقلاب اسلامی، نیازمند همدلی، همراهی و انسجام و حضور در صحنه‌های گوناگون، اعم از صحنه‌های علمی، سیاسی، و اجتماعی است. هنر مسئولان هم این است که زمینه‌ حضور و مشارکت مردم و فعال بودن مردم را در صحنه، فراهم کند. هر چیزی که موجب همبستگی مردم شود، موجب مشارکت صحنه‌های اجتماعی و سیاسی شود، امری است که باید مورد توجه قرار بگیرد و امیدواریم که از این دو شعار، حفاظت کنیم و تلاش شود که با نگاه درست و جامع و صحیح و کامل در همه‌ بخش‌ها در کشور به این دو نکته، اهتمام ورزیده شود.

آسیب‌های پیش روی منطقه و شهرستان

نکته‌ای هم در باب منطقه عرض کنم. هفته‌ قبل، اهم حوادث بین‌المللی و کشوری و منطقه‌ای را عرض کردم و محورهایی که باید مردم و مسئولان در آن‌ها مشارکت داشته باشند و کار کنند برای پیشبرد منطقه، به آن‌ها اشاره شد. اما در تکمیل آن‌ها، در باب منطقه چند آسیبی که می‌تواند پیشرفت و رشد و ترقی منطقه را مورد تحدید قرار دهد، شهر را مورد تهدید قرار دهد، چهار پنج مسئله است که باید مسئولان و مردم باید به آن توجه داشته باشند.

1.      احساس سستی و افسردگی در میان مردم

یکی ضعف در امور اجتماعی و مشارکت در پیشبرد بخش‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی شهر و منطقه و شهرستان است. این آسیبی است که ما را تهدید می‌کند. خواهشم از افراد و مسئولان و مردم این است که تلاش کنند تا این آسیب، منطقه‌ ما را تهدید نکند. این که افراد در مسیر همکاری، برای کار و فعالیت و ارائه‌ خدمات و سایر شئون اجتماعی، احساس کاهلی و افسردگی کنند، این آفت خطرناکی برای پیشرفت کشور است. جامعه‌ای سعادتمند است که انگیزه و علاقه در امور مختلف اجتماعی در آن زنده باشد. کم و بیش این آفت را احساس می‌کنیم. هم مسئولین باید با مردم تعامل بهتری را پیشه کنند و افراد فعال را به صحنه بیاورند برای سرمایه‌گذاری و ارائه‌ خدمات و به‌سازی و پیش‌برد جامعه. این آسیبی است که ما باید در صدد معالجه‌ آن بر بیاییم. این یک آسیب است که بخصوص نقش مسئولین در بر طرف کردن این آسیب‌ها در مسیر ترقی منطقه، امر مهمی است که نباید از آن غفلت کنند. خود مردم هم همین‌طور است. این را روشن و آشکار عرض کنم؛ برای پیشرفت منطقه، تولید و کار و اشتغال، برای پیشرفت در ابعاد مادی و معنوی، نیاز به حضور فکری و عملی مردم در صحنه‌های مختلف است. این باید در شهر زنده باشد. ما بحمدالله شهر زنده‌ای داشتیم. استان یزد در امور اجتماعی و فعالیت‌های اقتصادی، استان فعالی بوده است. این نشاط ممکن است از ما گرفته شود. باید این نشاط و سرزندگی و علاقمندی به کار و تلاش در کشور ما به طور کلی و بخصوص در منطقه‌ ما مورد توجه قرار بگیرد. خود مردم باید احساس کنند که باید تلاش و کوشش کنند، باید در بحث سرمایه‌گذاری و همه‌ امور شهر، مشارکت داشته باشند، با مسئولان همراهی کنند. مسئولان هم باید زمینه‌ مشارکت و همکاری و علاقه و انگیزه‌ در امور شهر را در مردم، تقویت کنند. این یک آسیب است که باید به آن توجه کرد.

2.     تزلزل بنیان خانواده

آسیب دوم بحث تزلزل بنیان خانواده، رواج مفاسد اجتماعی و مشکلاتی است که در مسیر شکل‌گیری خانواده‌ سالم، وجود دارد. این آسیب جامعه‌ امروز بشری را تهدید می‌کند. شهر و منطقه‌ ما هم به میزان خود، در معرض این آسیب است. هنگامی که ما از نهاد خانواده و از امر ازدواج و پاک داشتن جامعه از مفاسد اجتماعی غفلت کنیم و بنیان‌های اخلاقی و معنوی ما مورد بی‌توجهی قرار دهیم، این آسیب می‌تواند بر ما وارد شود و ارکان سلامت و پیشرفت و ترقی جامعه‌ ما را تهدید کند. امیدوارم به این آسیب دوم هم توجه جدی شود.

3.    نابسامانی اداری

آسیب سومی که ما را تهدید می‌کند و منطقه‌ ما هم باید به سهم خود، در قبال آن باید هوشیار باشد، رواج مفاسد اداری و نابسامانی در ارائه‌ خدمات، در بخش‌های اداری است. بحمدالله بسیاری از ادارات خوب و جدی و قویی داریم و خدمات بسیار ارزشمندی را ارائه دادند. در خطبه‌ هفته‌ قبل، به نکات مهمی که همین مجموعه‌ اداری و مسئولان انجام می‌دهند را مورد تاکید قرار دادم؛ اما امروز روی دیگر سکه را مورد توجه قرار می‌دهم. آن پیشرفت‌هایی بود که همه مورد توجه آن‌هاست تلاش شد و باید بیشتر تلاش کرد؛ اما باید به این آسیب‌ها هم مورد توجه قرار بگیرد. یکی از آن‌ها بحث مفاسد اداری و خلل در ارائه‌ خدمات در ادارات است. همه‌ مسئولان و کارمندان واقعا باید با احساس مسئولیت، تلاش کنند به نحو درست به مردم خدمت کنند. اطلاع‌رسانی درست نسبت به مردم انجام دهند. ادارات ما قبل از هر چیز باید مردم را درست توجیه کنند و راه حل مشکل آن‌ها را به آن‌ها بیاموزند و با آن‌ها همراهی کنند که مشکل آن‌ها گشوده شود. اگر جایی هم قابل حل نیست، تا جایی که امکان دارد توجیه شوند که این کار امکان ندارد. طبیعی است که همه‌ مشکلات و انتظارات پاسخ نمی‌شود داد. حجم مطالبات مردم و نیازهای کشور خیلی وسیع است و تلاش‌هایی که مجموعه‌ دولت‌ها و مسئولین انجام داده‌اند و انجام می‌دهند واقعا در خور تقدیر است اما در عین حال، باید به این آسیب توجه شود. این که درست اطلاع‌رسانی نشود؛ این که مفاسدی مثل رشوه و پارتی‌بازی، در ادارات شیوع پیدا کند و گردش کار و اطلاعات و خدمت، مواجه با اختلالی باشد، این آسیب خطرناکی است که خدمات بسیار خوب را هم تحت شعاع خود، قرار می‌دهد. این هم آسیبی است که مسئولان و ادارات ما باید به آن توجه کنند.

4.     تولید و اشتغال

آسیب چهارم بحث تولید و اشتغال و صنعت است که منطقه‌ ما در این زمینه، فعال بوده و گام‌های بزرگی خود مردم هم برداشتند و دولت هم پشتیبانی کرده است؛ اما در بحث صنعت، ما مانند خیلی از مناطق دیگر خطرات و تهدیداتی وجود دارد که باید به آن‌ها توجه شود. مشکلاتی که ممکن است برای برخی از صنایع رایج و شایع ما رخ بدهد. این که تنوع صنعتی و رشته‌های صنعتی نداریم، مقداری در جذب سرمایه و توسعه‌ صنعت، مشکلاتی احیانا رخ می‌دهد و رخ داده است. این‌ها هم آسیب‌های دیگری است که باید مردم هم به آن توجه کنند. جذب سرمایه و رفتن به سمت تولید و اشتغال و همراهی مسئولان برای گره‌گشایی در این زمینه‌ها، باز آسیبی است که ما باید به آن‌ها توجه کنیم و برای این که وارد آن آسیب نشویم، اهتمام به این بحث‌هایی که انجام شد، مورد غفلت مسئولین قرار نگرید.

5.     عدم مقاوم‌سازی در ساخت و ساز‌ها

آسیب دیگر هم بحث شهرسازی و زیباسازی شهر است و هم استحکام ساختمان‌ها و بناهای شهر در برابر حوادث طبیعی است که متاسفانه خیلی وضع خوبی نداریم. علی رغم این که کارهای خیلی خوبی که شده است. کارشناسی‌ها و آمار می‌گوید اگر زلزله‌ای رخ بدهد، می‌تواند درصد بالایی از خانه‌ها و ساختمان‌ها را از بین می‌برد. باید به این فکر کرد و مسئولین باید توجه کنند و مردم هم باید حساس باشند برای این که این مشکل، رخ ندهد و آمادگی برای این مسئله باشد. مسئولان هم برنامه‌هایی دارند. هلال احمر هم برنامه‌هایی دارد. من تقاضا دارم که برنامه‌ زیرساخت‌های شهری و عمران شهری و بحث استحکام ساختمان‌ها و آمادگی برای حوادث مختلف، در شهر مورد تقویت قرار بگیرد که در این زمینه نیز کاستی‌هایی داریم که مورد عنایت قرار بگیرد. به نظرم در میان آسیب‌هایی که ممکن است ما را تهدید کند، این چند آسیب از اهمیت بیشتری برخوردار است.

در ادامه‌ آنچه که در خطبه‌ قبل عرض کردم، یک تحلیل کلی و محورهایی که مطرح بود که امیدوارم هم مردم و مسئولان به این آسیب‌ها اهتمام بیشتری بورزند و برای رفع و مبتلا نشدن جامعه به خطرهایی که از آن ناحیه پیدا می‌شود، به عمل بیاورند. من برای همه‌ و کشور و ملت خود در سال جدید، آرزوی سلامت و سرافرازی دارم و تاکید می‌کند در ادامه‌ همان مشکلاتی که پیش روی کشور ماست و باید  از آن غفلت نکنیم و هم آزمون‌هایی که در سال 84 پیش رو داریم به مشارکت عمومی و همبستگی ملی و تقویت مبانی دینی واخلاقی هستیم. این‌ها باید در همه‌ مناطق مورد توجه قرار بگیرد. الحمدلالله ما جوانان پرشور و با ایمان و با انگیزه و استعداد‌های وافری که در کشور ماست، توانایی‌های عظیمی که در کشور ماست و میراث انقلاب اسلامی و دست‌آوردهای عظیم امام راحل، این‌ها سرمایه‌هایی است که به این سادگی در اختیار یک ملت نیست. ما همه‌ این سرمایه‌ها را داریم و هنر ما این است که این‌ها را درست اداره و مدیریت کنیم و این ملت و کشور فداکار را به آرمان‌های خودش نزدیک‌تر کنیم.

دعا

نسئلک اللهم و ندعوک، باسمک العظیم الاعظم، الاعز الاجل الاکرم یا الله

خدایا دل‌های ما را به انوار ایمان روشن بفرما؛ اللهم اغفر للمومنین و المومنات والمسلمین والمسلمات؛ اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر و اهله؛ اللهم انصر جیوش المسلمین و عساکر المسلمین؛ خدایا خدمتگزاران به اسلام و مقام معظم رهبری و مراجع عظام را مؤید و منصور بدار؛ ارواح تابناک شهیدان و امام شهیدان و اموات و درگذشتگان و مراجع و علمای فقید ما و درگذشتگان این جمع را با اولیای خودت محشور بفرما؛ باران رحمت و برکاتت بر ما فرو بفرست؛ سلام ما را به محضر امام عصر7ابلاغ بفرما؛ ما را از یاران او مقرر بفرما.

(بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يلِدْ وَلَمْ يولَدْ وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ)[12]

 

 


[1]. سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 102.

[2].نهج البلاغة، خطبه 204، ص 234.

2. سوره‌ی بقره‌ُ، آیه‌ی 197.

[4]. سوره‌ی ناس، آیه‌ی 1.

[5]. سوره‌ی ناس، آیه‌ی 4 و 5.

[6]. سوره‌ی ناس، آیات 1 تا 3.

[7]. سوره‌ی ناس، آیه‌‌ی 4.

[8]. سوره‌ی فلق، آیه‌ی 2.

[9]. سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 201.

. سوره‌ی فیل، آیات 1تا 5.[10]

[11]. سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 102.

[12]. سوره الاخلاص