خطبه‌ اول

السلام علیکم و رحمة الله

أَعُوذُ بِاللَّـهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ. نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی آله الاطیبین الاطهرین، سیما بقیۀ الله فی الارضین.

أَعُوذُ بِاللَّـهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ)[1]عبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی الله وَ مُلازِمَة امرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَزوا عِبادَالله فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَحیل[2] (وَ تَزَوَدوا فَإِنَّ خَیرَ الزاد التقوی)[3]

همه شما نماز گزاران گرامی، برادران و خواهران ارجمند و خودم را به پارسایی، پرهیزکاری و فرمان‌بری از خداوند در همه‌ی احوال و شئون زندگی، سفارش و دعوت می‌کنم و از خداوند می‌خواهیم که درهای حکمت و بندگی و پارسایی را به روی همه ما بگشاید. امیدواریم خداوند همه‌ی ما را از بندگان وارسته و شایسته‌ی خود قرار بدهد.

سیره‌ی شخصیتی حضرت زهرا3

گرچه در هفته‌‌ی گذشته بحث اخلاقی و تربیتی را شروع کرده بودیم، اما در شب شهادت حضرت صدیقه‌ی زهرا3لازم است سخنانی که در خطبه‌ی اول ایراد می‌شود، به شخصیت والای ایشان اختصاص پیدا کند. یکی دو نکته از سیره‌ی خانوادگی حضرت زهرا3عرض می‌کنم و بعد هم قسمت‌هایی از سخنانی که ایشان در جمع زنان انصار و مهاجر ایراد کردند را توضیح خواهم داد. فاطمه‌ی زهرا3در زندگی خانوادگی هم مانند ابعاد دیگر زندگی، الگو و اسوه بودند و نمونه‌های زیادی در تاریخ و سیره‌ی ایشان، در فضای خانواده و تربیت فرزندان و تعامل آن حضرت با امیرالمومنین7نقل شده است.

1.      سیره‌ی حضرت زهرا3در قبال امیر المومنین7

یکی از نکات بسیار زیبایی که در سیره‌ی خانوادگی حضرت زهرا3در چند مورد ملاحظه می‌شود، تعامل بسیار مثبت و فداکارانه و ایثارگرانه‌ی ایشان در برابر همسر خود، امیرالمومنین7است؛ البته رفتار و برخورد حضرت زهرا3در قبال همسر خود، دو بعد دارد.

أ‌.       نقش پیرو بودن حضرت زهرا3در قبال امیرالمومنین7

یک جهت، وظیفه‌ای که حضرت زهرا3در قبال امیرالمومنین7به عنوان امام و ولی خود داشت. علی رغم این که مقامات و مدارج حضرت زهرا3از لحاظ معنوی و درجات ملکوتی، چیزی از ائمه‌ی معصومین:کم نیست؛ اما در عین حال، علی7امام و رهبر حضرت زهرا3بود. ولی مطاع حضرت زهرا3، امیرالمومنین7بود. حضرت زهرا در قبال امیرالمومنین7از جهت این که ایشان امام و پیشوای او بودند وظایفی داشتند که به نحو احسن انجام دادند تا جایی که هستی خود را قربانی امام و پیشوای خود کرد. این قله‌ی فداکاری و اوج ایثارگری است که انسانی در برابر پیشوا و امام خود به ظهور می‌رساند. از این جهت فاطمه‌ی زهرا3الگو و نمونه بودند. از این لحاظ که عالی‌ترین درجات فداکاری و ایثارگری، در قبال حضرت علی7به نمایش گذاشت و اوج آن هم تقدیم جان خود، برای دفاع از مقام ولای امامت و ولایت علی7بود. این یک فصل است.

ب‌.  نقش همسری حضرت زهرا3در قبالامیرالمومنین7

فصل دیگر، در زندگی حضرت زهرا3، برخورد و تعامل ایشان با علی7به عنوان همسر بود. رفتاری که از جهت خانوادگی، داشتند. این مقوله‌ی دیگری است؛ البته این دو وظیفه که حضرت زهرا3ایفا می‌کردند، خیلی در آمیخته و عجین است. نقش زهرا3در برابر علی7از جهت ادای وظیفه، در برابر امام و پیشوای خود و نقش زهرا3از جهت همسر بودن و ارتباط در کانون خانواده؛ این دو نقش تا اندازه‌ای قابل تفکیک است؛ گرچه به مقدار زیادی، به هم آمیخته است.

جایی که حضرت زهرا3وارد مسجد پیامبر6شد، وقتی که شب‌ها در خانه‌ی انصار و مهاجر می‌رفتند؛ وقتی که با تمام وجود خود از مقام ولایت و امامت، دفاع می‌کرد، اینجا نقش یک پیرو در برابر امام و ولی است. این نقش را به بهترین شیوه و زیباترین طریقه، ایفا کردند. این الگویی برای همه‌ی تاریخ است و تا تاریخ تاریخ است و بشریت بر کره‌ی زمین ثبات دارد، وفاداری، امانت‌داری، ایثارگری و ارائه‌ی کمال عشق، نسبت به امام و ولی را حضرت زهرا3به بشریت و پیروان خود آموخت. اما در همین حال، حضرت زهرا3غیر از نقش پیرو و مطیع امام و ولی زمان خود، نقش دیگری هم دارد و آن نقش همسر یا مادری در خانه است. نقش مادری برای ایشان بسیار مهم است.

فراموشی نقش مادری و همسری در دنیای امروز

امروز در دنیا فراموش شدن نقش مادری و همسری و کاهش اهتمام به ارزش خانواده و ارزش‌های حاکم بر خانواده، یک مصیبت برای بشریت امروزی است. تمدن افسارگسیخته‌ی غرب و بی‌توجه به ارزش‌های متعالی اخلاق، در مسیری پیش رفته، که امروز بیش از روزها و سالیان قبل، به اهمیت نقش خانواده پی برده‌اند و در جامعه‌ی ما هم به نقش خانواده و نقش مادری و همسری برای زن، در کنار نقش‌های دیگر، کاملا باید توجه کرد.

سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان، صاحبان فکر و اندیشه و جامعه‌ی ما در فرهنگ خود به نقش همسری و مادری برای زن و نقش خانواده باید توجه وافری داشته باشد. اگر ما از این منظر به اسلام برگردیم، می‌بینیم که در اسلام ذخیره‌های ارزشمند، گنجینه‌های گرانبهایی در توجه به خانواده  و اهتمام به نقش خانوادگی به عمل آمده است. این نباید در فرهنگ ما فراموش شود.

دیدگاه  اسلام، ایفای نقش اجتماعی در کنار نقش مادری و همسری

ما مدافع تحصیل و ایفای نقش اجتماعی از سوی زن در جامعه هستیم؛ اما این دفاع و حضور زن در عرصه‌ی جامعه، نباید به معنای فراموشی و غفلت از نقش مادری و همسری زن باشد. زهرا3از این جهت الگوی بشریت و تاریخ است. الگوی زنده‌ی امروز هست، نه الگوی دیروز. زهرایی که هم نقش دفاع از امامت و ولایت، نگهبانی از مسیر درست حرکت جامعه و دفاع از مظلوم را ایفا کرد؛ در فضای خانه هم نقش همسری و مادری را به کمال و تمام، به نمایش گذاشت. این دو را باید با هم دید. فرهنگ جامعه‌ی ما و فرهنگ زنان و خواهران جامعه‌ی ما به گونه‌ای باید باشد که این نقش‌ها را با هم، متوازن و متعادل بفهمند و به عمل بگذارند و زهرای اطهر3عالی‌ترین تابلویی است که در وجود خودشان درآمیختگی نقش سیاسی و اجتماعی، با نقش خانوادگی به نمایش گذاشته و نشان داده است و برای ما الگو شده است.

در بخش اجتماعی، قسمتی را من همان سخنان ایشان در خانه‌ی خود و در بین زنان انصار و مهاجر ترجمه خواهم کرد. یک نمونه هم از نقش همسری ایشان عرض خواهم کرد.

دست‌آوردهای نقش همسری و مادری حضرت زهرا3

اما در خصوص نقش همسری و مادری، اگر ما به دست‌آوردهای حضرت زهرا3نگاه کنیم، پرورش فرزندانی مثل امام حسن و حسین و زینب و ام‌کلثوم:بهترین شاهد بر تربیت درست و پایه‌ریزی شخصیت درست فرزندان‌، در خانه است و از طرف دیگر، تواضع و فروتنی و همراهی و هم‌دلی ایشان با همسر خود را در خانه می‌توان دید.

سیره‌ی عملی در نقش همسری حضرت زهرا3

از سوی دیگر ایشان، یک مادر تمام عیار است. همسر با تمام معنا و ایفای همه‌ی وظایف همسری که در اینجا به یک نمونه اشاره می‌کنم. در یک روایت معتبر آمده است در قصه‌ای که رخ داد. وقتی که امیرالمومنین7به ایشان فرمودند: چرا این را به من نگفتید؟ چند روزی گذشته بود که حضرت علی مطلع شدند که فرزندان از نظر تامین غذا مشکل داشتند. وقتی که ایشان متوجه شدند در تامین غذا مشکل داشته، سوال کردند که چرا این را به من نگفتید؟ همان زهرایی که در مسجد مدینه آن خطبه را می‌خواند. همان زهرایی که در عرصه‌های کار زار، پشتوانه و حامی سپاه اسلام است. همان زهرایی که خانه‌ی او مورد مراجعه‌ی زنان و مردان، برای سوالات فکری و اعتقادی و فقهی است، وقتی که مورد سوال قرار گرفت که چرا مشکل را به من نگفتید؟ ایجا بحث علی7و امام نیست؛ بحث همسر است و هر زنی در برابر همسرش این وظیفه را دارد. ایشان جمله‌ی تربیتی مهمی را می‌گویند که شاید شنیده باشید اما یک دنیا درس همسرداری، خانواده‌داری و اداره‌ی خانواده و تعامل با همسر را به زنان نشان می‌دهد و آن این است که در جواب علی7فرمودند: « إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنْ إِلَهِي أَنْ أُكَلِّفَ نَفْسَكَ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْه‏»[4] خیلی زیبا جواب دادند. بهانه نگرفت؛ تندخویی نکرد؛ بهانه‌جویی را در برابر علی علم نکرد. وقتی که همسرشان سوال کرد که چرا مشکل را به من نگفتی؟ این زنی است که می‌تواند خانه‌ی بزرگی مثل خانه‌ی علی را اداره کند و این معیار و ملاک اخلاقی و تربیتی است که خانه را چنان نگه می‌دارد که برای همه‌ی بشریت نورافشانی می‌کند. عظمت خانه، به رفاه اقتصادی آن نیست؛ به تربیت و معنویت آن خانه است. حضرت زهرا3بهانه‌جویی نکرد. حضرت زهرا3در صدد تحمیل بر همسر خود، وارد کردن فشار در زمینه‌های اقتصادی و کشاندن همسر به خاطر مشکل اقتصادی به گناه و معصیت، بر نیامد. بلکه در جواب همسر خود خیلی زیبا فرمودند: من از خدا شرم دارم که بر تو آنچه که توان نداری، تحمیل کنم. من شرم می‌کنم که در زندگی اقتصادی و اداره‌ی خانه، بر تو چیزی که در توان تو نیست، تحمیل کنم. من آن زن نیستم که برای منافع اقتصادی و گردش امور خانه، بر همسرم فشار بیاورم؛ چرا که خانه نیاز به آرمش دارد؛ خانه نیاز به مهر و صفا و محبت دارد تا در دامن آن فرزندان بزرگی تربیت شوند که نیاز به همکاری و هم‌دلی دارد و فاطمه زنی نیست که برای زندگی، عرصه را بر همسر خود تنگ کند. این فاطمه به عنوان یک همسر است.

از این نمونه‌ها بسیار زیاد داریم. شما این‌ها را که کنار هم بگذارید، یک جدول‌هایی از شخصیت حضرت زهرا3پر می‌شود. فاطمه‌ یک شخصیت تمام عیاری است که در تمام عرصه‌ها الگو و معیار است. وقتی که در عرصه‌ی علم و اندیشه است، زبان و منطق و بیان فاطمه، نورافشانی می‌کند. جامعه‌ای را روشن می‌کند. وقتی که در عرصه‌ی رزم وارد می‌شود، حامی رزمندگان و سپاه اسلام است. وقتی که در عرصه‌ی دفاع از امامت و ولایت قرار بگیرد، زبان، قلم، بیان او در خدمت مولا و پیشوای اوست و وقتی هم که از جامعه به درون خانه بیاید، بهترین همسر و بهترین مادر است و زیباترین نمونه‌ی آن، همین نمونه‌ است: « إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنْ إِلَهِي أَنْ أُكَلِّفَ نَفْسَكَ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْه‏» من زنی نیستم که برای زندگی، عرصه را بر همسرم تنگ کنم. برای زر و زیور دنیا، زندگی را بر خانه تلخ کنم و فضایی را پدید بیاورم که فرزندان، خوب تربیت نشوند. نه؛ من زن فداکاری هستم که از علی3حمایت می‌کنم. آرامش و آسایش او را تامین می‌کنم و در پرتو این مهر و صفا و وفای خانواده، حسن و حسین و زینب:پرورش پیدا می‌کنند. این هم عرصه‌ی دیگری از عرصه‌های حضور فاطمه که بهترین الگو را به ما  نشان می‌دهد. این نمونه‌هایی که عرض شد، نباید به سادگی از کنار این‌ها گذشت. نقش‌های فکری، علمی، اجتماعی، فرهنگی و آن هم نقش همسری و مادری، همه را با هم فاطمه داشت و ما از این الگوی تمام عیار باید استفاده کنیم.

2.      نقش‌های اجتماعی حضرت زهرا3

در عین همه‌ی گرفتاری‌ها و این که یادگار پیامبر بود و در جنگ‌ها به حمایت از رزمندگان می‌پرداخت، ملجا و مرجع، در پاسخ به معارف دینی و مسائل شرعی زنان بود.

1.      مرجعیت فکری و فقهی

مرجعیت فکر و معرفتی و فقهی برای زنان داشت و حتی برای مردان. چون می‌دانید که از حضرت زهرا3روایاتی نقل شده که سلمان یا ابوذر، آن را نقل کرده‌اند. این نشان دهنده‌ی مرجع و مورد توجه بودند از لحاظ فکری و معرفتی. اصحاب از ایشان سوال می‌کردند و روایت نقل می‌کردند و زنان مدینه در فهم دین و معارف الهی، به ایشان مراجعه می‌کردند. روایات متعددی نقل شده که هم زنان از حضرت زهرا3روایت نقل کردند و هم گروهی از صحابه از ایشان روایت نقل کردند. این نشان می‌دهد که پیامبر اسلام6دختر خود را که در اوج عفاف و پاکی و پاک‌دامنی بود، به جایی رساندن که مرجعیت فکری، اعتقادی و فکری حتی برای مردان داشته است. از ایشان سوال می‌شده و ایشان جواب می‌داند. به پرسش‌های مختلف پاسخ می‌دادند. گره‌های فقهی، حکمی و اعتقادی زنان، حتی مردان را حل می‌گردند. این یک نقش ایشان بوده است. مرجعیت فکر و فقهی حضرت زهرا3برای عموم جامعه و بویژه‌ برای زنان.

2.      حضور در جنگ

از طرف دیگر حضور ایشان در پاره‌ای از جنگ‌ها و حمایت از رزمندگان است. از سوی دیگر، حضور ایشان در عرصه‌ی دفا از امامت و ولایت، به خصوص بعد از پیامبر اکرم6تا جایی که جان خود را فدا کردند. این‌ها صحنه‌های گوناگونی است که عظمت مقام زن و شخصیت زهرا3را در عرصه‌ی فکر، اندیشه، بصیرت، معرفت و مرجعیت فکری و اعتقادی در جامعه، آن هم از سوی یک زن مقام بالایی است. هر کدام از این‌ها ابعاد فراوانی دارد که فرصت بحث، نیست.

3.     حمایت از ولایت امیرالمومنین7

حضرت زهرا3دو سخنرانی دارند که یکی به خطبه‌ی فدکیه معروف است و قسمتی هم مربوط به سخنان ایشان، در خانه و در حین بیماری در پاسخ زنان انصار و مهاجر فرموده‌اند. بعد از کسالت حضرت و بعد از مصیبت‌هایی است که به ایشان وارد شد که بعد از پیامبر6به جان خرید. رنج‌هایی که بر عالم اگر ریخته می‌شد، عالم را عزادار می‌کرد. ایشان در خانه بودند و در بستر بیماری بودند. با دلی پر از درد و اندوه در بستر بیماری بودند که زنان انصار و مهاجر، به عیادت ایشان آمدند. انصار و مهاجری که قدر این دردانه‌ی رسول خدا را ندانستند و آن همه ظلم و ستم را به ایشان تحمیل کردند و حالا به عیادت ایشان رفتند و ایشان را دل‌داری بدهند. تعبیری که در این خطبه آمدند این است که این‌ها وارد حضرت شدند وقتی که اشتدت بنت رسول الله.. زنان انصار و مهاجر، کنار بستر فاطمه نشستند. از ایشان سوال کردند: « كَيْفَ أَصْبَحْتِ مِنْ عِلَّتِكِ يَا ابْنَةَ رَسُولِ اللَّه»[5] ‏آیا بهتر شدید؟ در بستر بیماری، علاوه بر آن خطبه‌ی فدکیه که یک منشور اجتماعی و سیاسی دیگری است، از فاطمه این سخنان صادر می‌شود. من متن عربی این‌ها را نمی‌خوانم و ترجمه را عرض می‌کنم. این سخن فاطمه3در جواب زنان انصار و مهاجر، در بستر بیماری است. چقدر کوتاه و فشرده می‌فرماید: زنان، بدانید در حالی شب را صبح کردم که دنیای شما را زشت می‌دانم. مردان شما را دشمن می‌دانم. مردان شما مانند لقمه‌ای بودند که قبل از جویدن، آنان را بیرون انداختم. آنان را آزمودم ولی مردانی ناپسند و مبغوض یافتم. فاطمه می‌گوید تا در تاریخ بماند و راه و رسم زندگی و دین‌داری و حمایت از اسلام را به بشریت بیاموزد. آن زنان و مردان برنگشتند و این سخنان، تاثیر لازم را نداشت؛ اما این سخن باقی ماند و دل‌ها را تکان داد و آینده را روشن کرد. دنیای شما را زشت می‌دانم. مردان شما را دشمن می‌دانم. مردان شما مانند لقمه‌ای بودند که قبل از جویدن، آنان را بیرون انداختم. آنان را آزمودم ولی مردانی ناپسند و مبغوض یافتم. زشت باد رفتار ناپسند مردان شما. زشت باد شمشیرهای شکسته‌ی آنان؛ نیزه‌های ناتوان و رای و اندیشه و منطق سست و بی‌پایه‌ی مردان شما. با این بیان مردان پیمان شکن مدینه را به محاکمه می‌کشاند. زشت باد شمشیرهای شکسته؛ نیزه‌های ناتوان و رای و اندیشه و منطق سست و بی‌پایه‌ی مردان شما. وقتی که دیدم آنان بر راه باطل خود پای می‌فشارند، آنان را رها کردم. ناگزیر گناه کار زشت آنان را بر گردن خودشان ریختند پس بر ظالمان نفرین. بر کسانی که فکر کردند درست عمل می‌کنند ولی کردار آنان بسی زشت بود. پس بر ظالمان نفرین. چقدر زیبا وضع مردم مدینه را تشریح می‌کند و با یک نطق کوبنده، زنان را متحول می‌کند. نفرین باد بر مردان ظالم شما. وای بر آنان که بنیان امامت و ولایت را از پایه‌های استوار رسالت و نبیادهای نبوت و فرودگاه وحی و آگاه به امر دین و دنیا، بر کندند. مردان شما، کاخ استوار امامت و ولایت را از پایه‌های الهی آن برکندند. نگذاشتند که امامت و پیشوایی جامعه، بر بنیادهای الهی استوار یابد. وای بر آنان که بنیان امامت و ولایت را از پایه‌های استوار رسالت و بنیادهای نبوت و فرودگاه وحی و شخصیت آگاه به دین و دنیا، برکندند. زهی زیان آشکاری که بر خود و جامعه، تحمیل کردند. آری؛ شما زنان بدانید که مردان شما چه کردار زشتی را پیشه کردند. امامت را از بنیادهای اصیل خود، جدا کردند. زهی زیان آشکار. آری زنان مدینه، بدانید این مردان نابکار از علی به عنوان یک شخص، انتقام نگرفتند؛ بلکه از شمشیر منکر ستیز علی7رزم طوفان‌زای علی و ضربت کاری علی و خشم مقدس و الهی، انتقام گرفتند. علی نه به عنوان شخص مورد آن هجمه و هجوم قرار گرفت؛ بلکه رزم و خشم مقدس و الهی او مورد انتقام ناپاکان قرار گرفت. به خدا سوگند؛ چنانچه از ریسمانی که پیامبر6به کف او نهاده بود، دست برمی‌داشتند؛ اگر چشم آن‌ها از این غصب بر می‌گرفتند و از این زمامی که پیامبر6به دست علی7سپرده بود، چشم بر می‌داشتند، علی7زمام امامت را به دست می‌گرفت و چنان چوپان آگاه و مهربان، جامعه را آرام به سمت جلو می‌برد به گونه‌ای که بینی شتر امامت جراحت بر نمی‌داشت و سواران را به به زحمت نمی‌افکند و آنان را بر سرچشمهِ‌ی جوشان و زلال راهنمایی می‌کرد. مردان شما نگذاشتند امامت و ولایت، در چنین جایگاهی قرار بگیرد. به خدا قسم اگر این ودیعه در دست علی7بود، آنان را سیراب و شاداب بر می‌گرداند. به درستی و به خوبی آنان را بر چشمه‌های زلال می‌برد و با سیرابی آنان را بر می‌گرداند. وای بر مردان شما. به چه ستونی تکیه زدند؟ به چه ریسمانی چنگ زدند؟ فروماندگان را به جای بزرگان پیشوا قرار دادند. ناصالحان را به جای صالحان قرار دادند. پس بینی آنان بر خاک مالیده باد. روزگار شما، آبستن فتنه‌ها گشت. پس مردم مدینه در انتظار باشید که فتنه‌های دیگر از این آبستن، زاییده خواهد شد. مولود نامبارک این فتنه‌های غصب ولایت، در آینده خواهید دید. به زودی به جای جام‌های پر از شیر، خون‌های تازه خواهید نوشید و از غصب امامت و سم تلخ، بر خواهید گرفت. آخرین سخنان زهرا3در بستر بیماری به مردم مدینه این است که آماده‌ی فتنه‌ها باشید. شمشیرهای بران و فتنه‌های فراگیر در راه است اکنون که بد آزمون دادید و علی7را خانه نشین کردید، در انتظار شمشیرهای بران و فتنه‌های آتشین باشید که به سرعت به شما نزدیک می‌شود. تاریخ نشان داد که این طور شد معاویه‌ها و حجاج‌ها و آن همه مشکلات، به خاطر پایه‌ی کجی است که از اول بنا نهاده شده بود. استبداد ظالمان و حاکمان، نصیب شما را اندک خواهد کرد. مستبدان و ظالمان بر شما چیره خواهند شد و شما را تباه خواهند کرد. این سخنان فاطمه در بستر بیماری است. این نقش‌های چهار پنج‌گانه‌ای است که ایشان در عمر کوتاه خود ایفا کردند.

ذکر مصیبت

برای همین وظیفه‌گرایی بود که کار را به جایی رساندند که علی7از فاطمه شرم می‌کند. یکی از نکاتی که در مصیبت زهرا3جانسوز است، علاوه بر جریان فشاری که بر حضرت، بین در و دیوار وارد شد علاوه بر آن شرم علی در برابر فاطمه است و حیا و حجب فاطمه در برابر علی7است. برای علی7خیلی دشوار بود که پهلوی شکسته‌ی همسر را ببیند در حالی که او این پهلو را قربانی علی7کرده است برای علی7خیلی دشوار بود. هم در حیات فاطمه3و هم در زمان بستری بودن فاطمه3و هم وقتی که آمد فاطمه3را غسل بدهد و از نزدیک به پهلوی خون آلود و شکسته‌ی زهرا3مواجه شد. (وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون)[6]

(بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ*أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ*وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ*تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ*فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ)[7]

صدق الله العلی العظیم.

 

 

خطبه‌ی دوم

أَعُوذُ بِاللَّـهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِالْحَمْدُ لِلَّـهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی علی امیر المؤمنین و علی الصدیقۀ الطاهرۀ فاطمۀ الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنۀ و علی ائمۀ المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و خلف القائم المنتظر. ساسۀ العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمن و سلالۀ النبیین و صفوۀ المرسلین و عترۀ خیرۀ رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین.

أَعُوذُ بِاللَّـهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ)[8]عبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی الله

بار دیگر همه‌ی شما و خودم را به پارسایی و پرهیزکاری دعوت می‌کنم. یاد مرگ و قیامت و احتضار و توجه به فنای عالم و باز پس‌گیری همه‌ی نعمت‌هایی که خداوند به ما عنایت کرده، بهترین وسیله‌ها برای خودسازی و تهذیب نفس است. اولیای الهی و پیشوایان پاک ما همواره ما را به یاد مرگ و یاد مقدمات مرگ و یاد قیامت و عالم برزخ دعوت و سفارش کرده‌اند. اگر بخواهیم در مسیر اصلاح نفس و تهذیب اخلاق به سمت جلو حرکت کنیم و خود را بسازیم ،بهترین ابزارها برای آن این است که در شبانه روز دقائقی و لحظاتی هر چند کوتاه را به یاد مرگ و فنای عالم و باز پس گرفته شدن همه‌ی نعمت‌های خدا، به هنگام مرگ توجه کنیم. امیدواریم خدا با دست عنایت خودش ما را به سمت اصلاح نفس و پاکسازی درون و پیش رفت و تعالی در امور اخلاقی و معنوی هدایت و رهنمون بشود؛ ان‌شاءالله.

شهادت حضرت زهرا3را خدمت شما برادران و خواهران و امام زمان تسلیت عرض می‌کنم و امیدواریم خداوند به همه خصوصا خواهران و بانوان ما الهام‌گیری و الگوگیری از این اسوه عنایت بفرماید. چند مطلب را فهرست وار تناسب‌هایی است که موضوعات نسبتا مهمی هم هست که به آن اشاره می‌کنم.

1.      طرح اکرام کمیته‌ی امداد امام خمینی1

کمیته‌ی امداد طرحی به نام اکرام دارد که مربوط به سرپرستی و رسیدگی به یتیمان است. این طرح از چند سال قبل، در کشور اجرا شده و حاصل این طرح هم این است که در هر منطقه‌، یتیمانی که سرپرست مناسبی ندارند و به لحاظ مسائل زندگی، در مشکلات قرار دارند، به شکل آبرومندانه‌ای تحت حمایت قرار می‌گیرند و کمیته‌ی امام نقش کمک‌کار و واسطه‌ای برای رساندن کمک‌ها به یتمان نیازمند هر منطقه را ایفا می‌کند.

أ‌.       اهمیت کمک به نیازمندان

در اصل توجه به مستمندان و بخصوص به یتیمان، جای تذکر و توصیه‌ی مجدد نیست. بسیار روشن است که سعادت جامعه، هم در دنیا و هم در آخرت به این است که مجموعه‌ی افراد و آحاد جامعه و همه‌ی خانه‌ها از حداقل زندگی، برخوردار و بهرمند باشند. جامعه‌ای که در آن افرادی وجود داشته باشند که در تامین حداقل زندگی، با مشکل مواجه باشند، ان جامعه سعادتمند نخواهند بود. حکام آن جامعه، مسئولان جامعه،‌ متمکنان آن جامعه و همه‌ی کسانی که می‌توانستند قدمی بردارند و برنداشتند، مورد مواخده خواهند بود و در دنیا هم طعم تلخ بی‌اعتنایی به نیازمندان و بخصوص ایتام را خواهند چشید. جامعه یک پیکره‌ی واحد و کل است وقتی این کل سعادتمند می‌شود و در مسیر صلاح قرار می‌گیرد که همه به فکر یک دیگر باشند و ثروتمندان در اندیشه‌ی نداران و یتیمان باشند. این سنت الهی و فهم عقل و تجربه‌ی بشری است و آموزه‌ای است که بارها در قرآن و احادیث و سنت به زبان‌های گوناگون به آن تاکید شده است.

ب‌.  اهمیت ویژه‌ی کمک به یتیمان

اما در میان طبقات گوناگون نیازمندان، یتیم جایگاه مخصوصی دارد. عنایت به یتیم، احترام و اکرام به یتیم و حفظ شخصیت و حرمت یتیم و تامین یتیم به گونه‌ای که طعم نداری و فقر را کم‌تر حس کند و جبران احساس کم‌بود در زندگی کند که هیچ وقت به حد کامل نخواهد شد؛ اما باید تلاش کرد که احساس او بیشتر جبران شود. این وظیفه‌ی جامعه و مسئولین جامعه است وظیفه‌ی صاحبان مال و مقام جامعه است. اگر کسی بتواند و در حد توان خود قدمی در این مسیر برندارد، در پیشگاه خدا مورد مواخذه هست و در همین دنیا هم نتیجه‌ی آن را خواهد دید.

ت‌.  عشق‌ورزی به آحاد مردم، ضامن سلامت جامعه

وقتی جامعه‌ی ما سالم خواهد بود و از ناهنجاری‌ها فاصله خواهد گرفت که خوی تعاون و تکافل اجتماعی، بر جامعه حاکم باشد. بارها عرض کردم که اساس آن این است که از عمق جان و صمیم قلب دیگران را دوست بداریم و به آن‌ها عشق بروزیم و به خصوص به کسانی که مشکل مالی دارند، توجه کنیم. این ناشی از علاقه‌ی قلبی باید باشد؛ نه از روی ریا و تظاهر. مطمئن باشید اگر این فرهنگ تعاون و تکافل اجتماعی و علاقه‌ی به هم‌نوع و عشق گره‌گشایی از دیگران، بر جامعه حاکم شود، نتایج خوب آن به همه می‌رسد. آن متمکنی که فرزند او وسیله‌ی نقلیه و خانه دارد و زندگی او تامین است اما مطلقا به فکر همسایه‌ی محروم خود نیست؛ به فکر یتیمان شهر نیست، قطعا وجدان راحتی نخواهد داشت. قطعا عواقب سوء بی‌تفاوتی نصیب او و خانواده‌ی او خواهد شد و اگر در این دنیا احیانا نباشد در آخرت مواخذه خواهد شد. این امر باید در جامعه و بین مسئولین و متمکنان و همه‌ی ما مورد توجه باشد. حساب کنید جامعه‌ای که همه به فکر این هستند که افراد ضیعف را به بالا بکشند؛ یتیمان را مورد احترام و اکرام قرار دهند؛ نه مورد ترحم و تحقیر؛ اکرام و احترام محبت‌آمیز اگر قرار دهند، آن جامعه جامعه‌ی خوب و سعادتمند خواهد شد. جامعه‌ی اسلامی و دینی، فقط به جمعه و جماعت بانشاط آن نیست. آن یک روی قضیه است. بخش دیگری از میعارهای جامعه‌ی دینی این است که از درون جمعه و جماعت و مسجد و نهادهای دینی و مردم و متمکنان، فکر و چاره‌سازی و گره‌گشایی دیگران بجوشد که لازم است.

ث‌.  آمار یتیمان نیازمند در شهر

یکی از ابعاد آن، یتیمان هستند و طرح اکرام هم به همین منظور است. آماری که امروز به من دادند، از یتیم‌هایی که نیازمند به سرپرستی هستند و به نحوی باید مورد حمایت قرار بگیرند، 165نفر در محدوده‌ی ما هستند. البته یتیمان بیش از این هستند که خوشبختانه، بعد از یتیمی خانواده تمکن دارد یا اقوام از نزدیک آن‌ها را حمایت می‌کنند که خیلی مناسب است که ایتام و نیازمندان در شبکه‌ی خانوادگی و اقوام، مورد حمایت قرار بگیرند. این اولویت اول است که یتیم حتی طعم طرح اکرام را هم نچشد. خانواده و اقوام و هم محلی‌های او به راحتی و با کمال آبروداری او را تامین کنند. این یک بخش است اما بخشی هم هستند که تعاون‌های اجتماعی بیشتری نیاز دارند. 165 نفر در این طرح هستند و حدود 70-80 نفر از این‌ها زیر بلوغ هستند و حدود 40 نفر هم مورد حمایت هستند. فکر می‌کنم 13-14 نفر از متمکنان شهر هستند که بی‌نام و نشان، به واسطه‌ی کمیته، این یتیمان را پوشش می‌دهند حتی با آن‌ها مواجه هم نمی‌شوند. هنوز حدود 30- 40 نفر یتیم داریم که نیاز به حمایت بیشتر دارند. به هر حال در همین سه ماه اول سال هم حدود 500 هزار تومان مساعدت شدند ولی این‌ها کم است. من تاکیدی که دارم این است که هم کمیته همت کند و هم افراد متمکن سعی کنند که یتیم نداری باقی نماند. دانش‌آموز محروم یا یتیم به خاطر فقر از پیشرفت تحصیلی عقب نماند؛ البته خوشحالم که در امر تحصیل، مسئولین تلاش می‌کنند افرادی که ندارند و خوش استعداد هستند مورد حمایت قرار بدهند؛ اما این‌ها کم است. ما در شهر خود امکانات بیشتری داریم. باید فرهنگ شود که همه به نیازمند و یتیم و به فقیر توجه کنند و نداری و فقر را به حداقل برسانند. امیدواریم که در این جهت همه توجه کنند و ما شاهد این باشیم که فقر و نداری و مشکل زندگی، در زندگی یتیم و محروم و مستمند، به حداقل برسانیم.

2.     نکاتی در رابطه با شورای روستایی و شورای بخش

نکته‌ی دوم، در خصوص شورای روستاها و شورای بخش هست که می‌خواهم یادآوری کنم که به مسئولین هم منتقل خواهد شد. هفته‌ی قبل با شورای بخش و اعضایی از شوراهای روستاها ملاقاتی داشتیم؛ البته در جریان بودم و بیشتر در جریان روستاهای منطقه قرار گرفتم. اولا باید از همه‌ی مسئولان و عزیزانی که به مسائل روستاها در ابعاد مختلف توجه دارند تشکر می‌کنم.

أ‌.       آمار جمعیت روستایی میبد

یکی از نکاتی که گاهی مورد غفلت قرار می‌گیرد در برنامه‌ی استانی این است که گفته می‌شود منطقه‌ی میبد، کم‌تر روستا دارد و لذا در توضیع برخی امکانات، به این نکته توجه نمی‌شود در حالی که بر اساس آمار، جمعیت روستایی میبد، چیزی از سایر شهرهای استان نیست. ما حدود 15 هزار جمعیت روستایی داریم و در بسیاری از شهرهای دیگر هم در همین حدود است و این نکته‌ای است که باید مسئولین توجه کنند. البته روستاهای ما خیلی پراکنده نیست که یک حسن است. اما در عین حال این‌ها معمولا متصل به شهر است و انتظارات روستاها در حد انتظاراتی است که در شهر وجود دارد. از این جهت است که امیدواریم که مسئولین منطقه و استان به مقوله‌ی روستا و جمعیت روستایی شهرستان و منطقه‌ی میبد توجه کنند. جمعیت بالای 15 هزار نفر که در خیلی از چیزها مشکلاتی دارند که باید توجه شود، مورد اهتمام مسئولین قرار بگیرد.

ب‌.  امکانات مخابراتی در همه‌ی روستاهای میبد

در محدوده‌ی روستاهای نزدیک و هم دور کارهای زیادی شده است. مثلا روستایی که از امکانات مخابرات برخوردار نباشد، نداریم که کارهای خوبی است که دولت و نظام، انجام داده است. در سراسر کشور این طور است و قدم‌های خوبی برداشته شده است. امیدواریم که با توجه به جمعیت بالای روستایی و نزدیکی آن‌ها به شهر مسئولین توجه بیشتری کنند. انصافا قدم‌های خوبی بر می‌دارند. ان‌شاالله مشکلاتی که مطرح است، مورد توجه قرار بگیرد و ما شاهد این باشیم که خیلی تفاوتی بین شهر و روستا در منطقه، وجود نداشته باشد.

3.    اهمیت تغذیه با شیر مادر

نکته‌ی آخر هم روز جهانی تغذیه با شیر مادر است که من این را هم به عنوان یک نکته لازم دیدم که اشاره کنم. همان طور که هفته‌ی قبل عرض کردم بهداشت فرزندان و سلامت فرزندان از مسئولیت خانواده است و وظیفه‌ی عقلی و شرعی همه است که فرزندان سالم، به لحاظ جسمی و اخلاقی تربیت کنیم. بر خلاف چند دهه‌ی قبل که روی شیر مادر تبلیغات منفی می‌شد، امروز هم به لحاظ تاثیر آن بر رشد و سلامت فرزند از لحاظ جسمی و هم به لحاظ ایجاد رابطه‌ی بسیار عاطفی و سلامت روانی که در فرزند دارد، باید مورد توجه قرار بگیرد. آیات و روایات هم داریم. در یک دوره‌ای در پزشکی، به شیر مادر بی‌توجهی بود که این دوره برگشته است. امروز برای شیر مادر، از جهت تامین نیازهای جسمی فرزند و از لحاظ ایجاد حلقه‌ی ارتباطی و تامین نیازهای عاطفی فرزند، خیلی تاکید می‌شود و ما به طور کلی باید به سلامت فرزند و تامین عواطف فرزندان و روابط عاطفی با فرزندان عنایت بیشتری داشته باشیم.

دعا

نسئلک اللهم و ندعوک، باسمک العظیم الاعظم، الاعز الاجل الاکرم یا الله

خدایا دلهای ما را به انوار ایمان روشن بفرما؛ اللهم اغفر للمومنین و المومنات والمسلمین والمسلمات؛ اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر و اهله؛ اللهم انصر جیوش المسلمین و عساکر المسلمین؛ خدایا خدمتگزاران به اسلام و مقام معظم رهبری و مراجع عظام را مؤید و منصور بدار؛ ارواح تابناک شهیدان و امام شهیدان و اموات و درگذشتگان و مراجع و علمای فقید ما و درگذشتگان این جمع را با اولیای خودت محشور بفرما؛ باران رحمت و برکاتت بر ما فرو بفرست؛ سلام ما را به محضر امام عصر7ابلاغ بفرما؛ ما را از یاران او مقرر بفرما.

(بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يلِدْ وَلَمْ يولَدْ وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ)[9]


[1]. سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 102.

[2].نهج البلاغة، خطبه 204، ص 234.

2. سوره‌ی بقره‌ُ، آیه‌ی 197.

[4]. بحار الانوار، ج 43، ص 59.

[5]. بحار الانوار، ج 43، ص 159.

[6]سوره‌ی شعرا، آیه‌ی 227

[7]. سوره‌ی فیل، آیات 1تا 5.

[8]. سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 102.

[9]. سوره الاخلاص