خطبه اول

أعوذ بالله السّمیع العلیم من الشّیطان الرّجیم بسم الله الرّحمن الرّحیم نَحْمَدُهُ عَلَی مَا کَانَ وَ نَسْتَعِینُهُ مِنْ أَمْرِنَا عَلَی مَا یَکُونُ[1]و نؤمن به و نتوکّل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور أنفسنا و سیّئات أعمالنا و نصلّی و نسلّم علی سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا و طبیب نفوسنا و شفیع ذنوبنا أبی القاسم محمّد (ص)، و علی آله الأطیبین الأطهرین سیّما بقیّة الله فی الأرضین أعوذ بالله السّمیع العلیم من الشّیطان الرّجیم بسم الله الرحمن الرحیم یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَ لَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنتُم مُّسْلِمُونَ[2]عِبَادَ اللَّهِ أُوصِیکمْ و نَفسِی بِتَقْوَی اللَّهو ملازمة أمره و مجانبة نهیه وتجهّزوا عباد الله فقد نودی فیکم بالرّحیل و تزوّدوا فإنّ خیر الزّاد التقوی.

اخلاق نیک پدر و مادر نسبت به فرزندان

مسئله حسن خلق و رعایت احترام چیزی است که در میان افراد جامعه متقابل است، در محیط خانه هم همین‌طور است، یعنی همه در برابر یکدیگر موظّف به رعایت ادب و احترام و حسن خلق هستند و همان‌طور که فرزندان چه در سنین کودکی و نوجوانی و چه در سنین جوانی و چه در سنین بالاتر وظیفه مؤکّد دارند که احترام پدر و مادر را نگه‌دارند در نقطه مقابل هم والدین وظیفه‌دارند احترام و ادب نسبت به فرزندان را حفظ کنند.

رعایت حسن خلق و ادب و احترام از سوی پدر و مادر یک وظیفه و یک امر انسانی و اسلامی است، درست است که در آیات و روایات سفارش بیشتری نسبت به احترام و ادب و حقوق پدر و مادر واردشده است اما نباید تصور کرد که این رابطه یک‌طرفه است، گاهی افراد بیشتر حقوق پدر و مادر را می‌بینند به‌گونه‌ای که از حقوق فرزندان و وظیفه‌ای که والدین در قبال فرزندان دارند غافل می‌شوند.

گاهی این‌طور است که پدر یا مادر خودش را ذی‌حق مطلق می‌بیند و در نقطه مقابل وظیفه‌ای برای خودش در قبال فرزندان احساس نمی‌کند و او را بدهکار و خود را طلبکار فرض می‌کند.، این‌یک تصور اشتباه است که گاهی متأسفانه وجود دارد. درست است که احترام به پدر و مادر اولویت دارد اما نباید تصور کرد که پدر و مادر مسئولیتی در برابر فرزندان ندارند.

خداوند برای فرزندان هم حقوقی مقرّر کرده است و مسئولیت سنگینی بر دوش پدر و مادر در قبال فرزندان گذاشته است که ابعاد وسیعی دارد، پدر و مادر در قبال آینده فرزندانشان، تربیت فرزندانشان، در برابر شخصیت انسانی فرزندانشان دارای وظایف سنگینی هستند.

یکی از وظایف مهم پدر و مادر این است که احترام فرزندان را نگه‌دارند، فرزندانشان را تکریم بکنند، شخصیت آن‌ها را حفظ بکنند و با برخورد مناسب با آن‌ها مواجه بشوند، برخورد نامناسب زبانی یا رفتاری در برابر فرزندان شکستن شخصیت فرزندان است و این شکستن شخصیت فرزند آثار و بازتاب‌های بسیار منفی و مخرّب دارد.

عاق فرزندان نسبت به پدر و مادر

در روایات و متون دینی نمونه‌های مختلفی وجود دارد مثلاً عاق والدین شدن یک مفهوم دینی و روایی است، یکی از گناهان کبیره این است که فرزند کاری بکند که پدر و مادر اظهار نارضایتی و قطع ارتباط عاطفی با فرزند بکنند، این عقوق است و آثار و طبعات بسیار مضرّی هم در دنیا و هم در آخرت دارد.

فرزندی که عاق پدر و مادر است مورد لعن خدا و غضب خدا است و آثار زیان‌بار دنیوی را هم باید تحمل بکند، و وظیفه فرزندی که به اینجا رسیده است در اولین فرصت ممکن تلاش به عمل آورد تا رضایت پدر و مادر را جلب بکند، این‌یک مطلبی است که در روایات آمده است و در میان ما هم خیلی رواج دارد.

جالب اینجا است که در چند روایت که از رسول خدا نقل‌شده است ایشان فرموده‌اند: همان‌طور که فرزند عاق پدر و مادر می‌شود ممکن است پدر و مادر هم عاق فرزند بشوند و همان طبعات منفی دامن‌گیر پدر و مادر هم بشود.

روایتی از رسول گرامی اسلام (ص) نقل‌شده است: «یَلزَمُ الوالِدَین، مِن عقوق وَلَدِهِما ما یَلزَمُ الوَلَدُ لَهُما مِن عُقُوقِهما[3]»، همان‌طور که ممکن است یک فرزند عاق پدر و مادر بشود و آن‌همه آثار منفی برای فرزند داشته باشد همین‌طور ممکن است پدر و مادر عاق فرزند بشوند، این چیز خیلی عجیبی است.

اینکه پدر و مادر عاق فرزند بشوند یعنی چه؟ یعنی اینکه پدر و مادر به وظایفشان در قبال تربیت فرزند عمل نکنند، به‌گونه‌ای رفتار بکنند که فرزند را به عصیان و انحراف بکشاند، این عقوق پدر و مادر می‌شود.

این نشان می‌دهد که وظایف پدر و مادر وظایف دشواری است و نباید پدر و مادر همیشه خودشان را طلبکار بدانند، بدهکار هم هستند، وظایفی بر دوششان است و ازجمله مهم‌ترین این وظایف حفظ شخصیت فرزند و کرامت شخصیت فرزند، احترام و حسن خلق با فرزند است.

فرزندان، آینه‌های پدر و مادر

از رسول گرامی اسلام (ص) نقل‌شده است: «رَحِمَ اللّهُ مَنْ اَعانَ وَلَدَهُ عَلی بِرِّهِ، وَ هُوَ اَنْ یَعْفُوَ عَنْ سَیِّئَتِهِ، وَ یَدْعُو لَهُ فیما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ عز و جل[4]»، رحمت و درود خداوند بر پدر یا مادری که کمک می‌کند که فرزندش احسان به او داشته باشد، یعنی ممکن است خود پدر و مادر کاری بکنند که فرزندان جلوی آن‌ها بایستند و به گناه بیفتند و مورد خشم و غضب پدر و مادر قرار بگیرد، نقطه شروع از پدر و مادر است.

این پدر و مادر هستند که با رفتار خوبشان، بااخلاق خوبشان، با احترام نسبت به فرزندان، با حفظ کرامت و شخصیت فرزند کاری می‌کنند که فرزند هم احترام پدر و مادر را نگه دارد. فرزندان آینه وجود خود پدر و مادر هستند. اعمال و رفتار و برخوردها و مواجه‌های پدر و مادر است که در آینه فرزند منعکس می‌شود.

پدری که رفتار خوب او موجب شود که فرزندان احسان به پدر و مادر بکنند مشمول دعای رسول خدا قرار می‌گیرد، پدری که بااخلاق و منش انسانی با فرزندش مواجه بشود، بستر و زمینه سلامت و سعادت فرزندش را فراهم می‌کند و کاری می‌کند که فرزند او هم به‌درستی با او تعامل برقرار کند.

هر کاری که موجب شکستن شخصیت فرزند بشود و زمینه عصیان و گستاخی او را فراهم کند درواقع تبعات آن به خود پدر و مادر برمی‌گردد. فرزند در سنین کودکی یک مشکلاتی دارد، در سنین جوانی مشکلات دیگری دارد، در سنین جوانی که فرزند احساس شخصیت و احساس استقلال می‌کند حفظ احترام و شخصیت او و برخورد سنجیده با او از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

حسن خلق؛ ابزاری برای تربیت فرزندان

حسن خلق و حفظ احترام و صیانت از کرامت فرزند هم یک وظیفه کلی و ارزش انسانی است و هم اینکه یک ابزاری برای تربیت است، این دو بعد در حسن خلق نسبت به فرزند است. اخلاق خوب برای همه و در همه شرایط چیز خوبی است، ازجمله در ارتباط فرزندان با پدر و مادر و در ارتباط پدر و مادر با فرزند، اما در رابطه پدر و مادر با فرزند اخلاق خوب یک روش تربیتی هم است.

اگر پدر و مادر انتظار دارند که فرزندشان اخلاق مناسبی داشته باشد، تحصیل درستی داشته باشد، شخصیت سالم دور از فساد و گناه داشته باشد، یکی از روش‌های تربیت سالم این است که بااخلاق و برخورد مناسب با فرزندان مواجه شوند. البته این استثناء هم دارد، گاهی باید تند شد، گاهی احیاناً قهر اجازه داده‌شده است اما اصل این است که بنیاد تربیت سالم فرزندان بر روش اخلاق خوب، احترام‌گذاری و تکریم شخصیت فرزندان مبتنی شود، این قاعده اولیه است.

عتاب و خطاب، سرزنش و طعنه، تندی و خشم، این شیوه‌ها در مقام ارتباط با فرزند مخرّب یک تربیت سالم است، گاهی پدر و مادر فکر می‌کنند که روش درست تعامل با فرزند این است که او را بزنند، با او قهر بکنند، طعنه بزنند، سرزنش بکنند، لجاجت خرج بدهند، حتی برای یک هدف درست این‌ها روش‌های درستی نیست.

روش درست حسن خلق، ملایمت و احترام و تکریم شخصیت فرزند است. این قاعده‌ای است که البته خیلی مشکل است اما ثمرات آن خیلی زیاد است.

مجاز بودن قهر کوتاه کردن با فرزندان

 البته درجاهایی هم قهر کوتاه اجازه داده‌شده است، یکی از روات حدیثی را نقل می‌کند و می‌گوید: «شَکوْتُ إِلی أَبی الْحَسنِ موسی (ع) إِبْناً لی فَقالَ لاتَضْرِبْهُ، وَ أَهْجُرْهُ وَ لاتُطِلْ»[5]، خدمت حضرت امام موسی ابن جعفر مشرّف شدم از فرزندم گلایه کردم که اخلاقش خوب نیست، امام فرمودند: حالا که کار تو به اینجا کشیده است، او را نزن ولی قهر کوتاه اشکالی ندارد. البته این قهر کوتاه هم نباید زیاد باشد چون وقتی‌که قهر زیاد تکرار شود بی‌اثر می‌شود، اما اصل بر این است که احترام فرزند نگه‌داشته بشود.

ابراز محبت به فرزندان

 علاوه بر اینکه ارائه محبت و علاقه به فرزند لازم است برنشان دادن محبت هم تأکید شده است. در چندین روایت رسول خدا و بعضی از ائمه به‌شدت ناراحت شدند از کسی که فرزندش را نمی‌بوسد و محبت خودش را بر فرزند نشان نمی‌دهد.

رسول خدا تعبیرهای بسیار تندی داشتند در مورد کسانی که می‌گفتند ما فرزندمان را نمی‌بوسیم و محبت خودمان را به او ابراز نمی‌کنیم تا حدی که می‌گوید از رحمت خدا دور است کسی که محبت خودش را به فرزند نشان ندهد. این‌ها روش تربیت و شیوه‌های اصلاح و بازسازی فرزند است و لذا در روایات مختلف بر احترام به فرزند، حسن خلق نسبت به او مخصوصاً در سنین نوجوانی و جوانی تأکید شده است، چرا که ازنظر روانشناسی فرد در سنین نوجوانی و جوانی آماده این است که در مقابل کسی بایستد، چون می‌خواهد شخصیت مستقل خودش را پایه‌ریزی بکند، از طرف پدر و مادر صبر و بردباری و تحمل و تکریم شخصیت قواعد مهمی است که در ارتباط با فرزند باید موردتوجه باشد.

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَ الْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْر، إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ[6]

خطبه دوم

أعوذ بالله السّمیع العلیم من الشّیطان الرّجیم بسم الله الرّحمن الرّحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللَّه[7] ثم الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا أبی القاسم محمّد (ص) و علی علیٍ امیرالمؤمنین و علی الصّدیقة الطاهرة فاطمة الزّهراء و علی الحسن و الحسین سیّدی شباب أهل الجنّة اَللّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ وَ زِدْ وَ بارِک عَلَی[8]أئمّة المسلمین علی ابن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن ابن علی و الخلف القائم المنتظر (عج) صلواتک علیهم أجمعین أعوذ بالله السّمیع العلیم من الشّیطان الرّجیم بسم الله الرحمن الرحیم یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَ لَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنتُم مُّسْلِمُونَ[9]

سخنی موعظه‌آمیز از امیرالمؤمنین (ع)

بندگان خدا شما را به تقوا و پارسایی سفارش می‌کنم، با عمل‌های نیک خود به سمت اجل‌های خودتان شتاب کنید، با عمر و سرمایه‌ها و نعمت‌های گذرا و فانی سرمایه‌های ابدی باقی را خریداری کنید، آماده کوچ به سمت خداوند شوید چراکه شما به کوچیدن دعوت‌شده‌اید، آماده مرگ شوید زیرا که مرگ بر شما سایه افکنده است.

 از قافله‌ای باشید که وقتی بانگ بیدارباش بر آن‌ها نواخته شد، آن را شنیدند و آماده کوچ شدند، از انسان‌هایی باشید که دانستند دنیا جای بقاء نیست و دنیا را در مسیر عالم جاودان هزینه کردند، بدانید که خداوند شمارا بیهوده نیافریده است، زندگی و حیات شما در این عالم دارای هدفی است.

میان شما و بهشت یا جهنم گامی بیشتر نیست، آن گام مرگ است، هرگاه مرگ به سراغ شما آید بهشت یا جهنم به استقبال شما خواهد آمد، این آینده‌ای که آن‌قدر نزدیک و پیش روی شما است نباید مورد غفلت قرار بگیرد، گمان مبرید که بهشت یا جهنم با شما فاصله زیادی دارد، آن پایانی که با گذر روز و شب و با نفس‌های شما به‌سرعت نزدیک می‌شود شایسته اهتمام و توجه است پس مباد بر شما که از آن آینده مهم و از آن حیات جاویدان غفلت ورزید.

بزرگداشت روز پانزدهم خرداد

در همه کشورهای اسلامی نهضت‌های متفاوتی باانگیزه‌های ملی و با اهداف گوناگون به وجود آمد و هرکدام جایگاه خودش را دارد اما در میان همه این تحولات پانزدهم خرداد یک نقطه عطف بسیار ویژه در تاریخ امت اسلام است. کوردلان و ناآگاهانی هستند که به عمق پانزده خرداد و نهضت امام و حرکت بزرگی که امام در جهان پدید آورد بی‌اعتنا هستند، یا نمی‌فهمند یا نسبت به آن کینه‌ای دارند اما برای وجدان‌های پاک ارزش و جایگاه آن قابل‌چشم‌پوشی نیست.

به لحاظ ظاهری پانزده خرداد یک حادثه مهمی بود برای اینکه مردم و جامعه‌ای در برابر اهانتی که به مقدّسات و به رهبری و مرجعیت آن‌ها شد عکس‌العمل نشان دادند، زن و مرد در تهران و قم، در شهرهای دیگر کشور و در خطّه ورامین در برابر بیگانگان و مستبدان داخلی جان‌فشانی کردند، انسان‌های پاکی خودشان را برای آرمان‌ها و اهداف خودشان قربانی کردند، این‌یک حقیقت بزرگ و ارزشمندی بود که در پانزده خرداد سال 1342 در شهرهایی از کشور اتفاق افتاد.

در قصه پانزده خرداد و طلوع خورشید تابناک امام در آسمان کشور یک سرفصل جدیدی آغاز شد چراکه در آن زمان دعوا و منازعه‌های بین‌المللی بین شرق و غرب بود، همه نظریه‌های علمی و تحلیل‌های سیاسی متفکّران شرق و غرب بر محو دین و پایان عصر دین و معنویت در میان بشریت بود.

لذا وقتی‌که اتفاق فیضیه افتاد رادیوهای شوروی سابق، رادیوهای کشورهای اروپایی، رسانه‌های جمعی اروپا، آمریکا و روسیه و چین و قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی همه اتفاق داشتند بر اینکه پانزده خرداد یک حرکت کور بود که قابل‌دوام و بقا نیست چراکه نگرش جهانی آن‌وقت این بود که دین به آخر خط رسیده است.

برای همه قدرت‌های سیاسی و بین‌المللی، اینکه یک مرجع بدون سلاح و با اعتماد بر ایمان مردم و بر قلب‌های خدایی و انگیزه‌های الهی بتواند آن تحولات بزرگ را ایجاد بکند قابل‌تصور نبوده است، اتفاق همه‌کسانی که مطالعات وسیع در نظریه‌های سیاسی و اجتماعی چند دهه در دنیای غرب و در همه دنیا داشتند بر پایان عصر دین بود.

پانزده خرداد پایه‌های یک اندیشه و نظریه جدیدی را بنیان‌گذاری کرد. ممکن است کسانی غافل و بی‌انگیزه باشند که عظمت و شکوه انقلاب اسلامی و پانزده خرداد را درک نکنند، اراده خدا در این است که دین خودش را در هر مقطعی احیاء بکند و پرچم توحید و رسالت رسول خدا در جهان و بشریت به اهتزاز دربیاید.

عمق پانزده خرداد فقط این نبود که یک عده‌ای آمدند و در برابر یک قدرت ایستادند و شجاعت و صلابت نشان دادند، نظیر این در تاریخ زیاد بوده است، پانزده خرداد چیزی مثل عاشورا است. عاشورا عمقی داشت که تاریخ جدید را پایه‌گذاری کرد. پانزده خرداد هم این‌چنین بود.

شاید خیلی‌ها آن زمان نمی‌فهمیدند، حتی آن زنان قهرمانی که فرزندانشان را به دوش کشیدند و در برابر تفنگ و مسلسل در دفاع از امام قد الم کردند و آن مردان دلداده خدا که در خیابان‌های تهران و قم و ورامین و شهرهای دیگر در برابر رژیم سرتاپا مسلّح ایستادند عمق پانزده خرداد را نمی‌فهمیدند، اما درواقع آن‌ها بازیگرانی بودند که تئوری‌های جهانی را تغییر دادند، تحلیل‌های بین‌المللی را دگرگون کردند و یک نقطه عطف مهم در تاریخ اسلام و بشریت نهادند.

در پرتو امام رویکرد خود غرب نسبت به دین عوض شد، آفریقا، آمریکا، اروپا، چین، روسیه، خاورمیانه و آسیای میانه، سراسر عالم تحت تأثیر پانزده خرداد و انقلاب اسلامی قرار گرفت. این‌یک تحلیل بی‌پایه نیست بلکه تحلیلی است که با صدها شاهد و تحلیل سیاسی تأیید می‌شود، حتی کسانی که در مقابل انقلاب اسلامی قرار گرفتند هم تحت تأثیر انقلاب اسلامی و پانزده خرداد به دین روی آوردند.

پانزده خرداد کاری کرد که در عربستان خود آمریکایی‌ها و خود کشورهای عربی آمدند و گفتند ما باید دنبال دین حرکت بکنیم منتها وهابیت را الم کردند، همان وهابیتی که امروز می‌فهمند اشتباه کردند که آن را تأیید کردند، در خود اروپا و آمریکا بازگشت بسیاری از جوان‌ها و مردم به دین در اثر انقلاب اسلامی ایران بود.

اثر انقلاب اسلامی و پانزده خرداد و حرکت امت ایران این بود که جامعه و بشریت را به وجدان‌ها و فطرت‌های خودشان برگرداند و به دین نقش جدیدی اعطاء کند، این بازتاب عظیمی است و یک پشتوانه معنوی وایمانی برای ایران است.

افرادی از سر ترس نامه می‌نویسند و فکر می‌کنند که انقلاب اسلامی ایران هم مثل جاهای دیگر است، درحالی‌که ایران ریشه در ایمان قرآنی و الهامات غیبی دارد و اگر دشمن در ما احساس ترس ایجاد بکند همان نقطه شکست ما است. اینکه افرادی به رهبری نامه‌ای بنویسند و مطلبی را مطرح بکنند مانعی ندارد اما وقتی این کارها از سر بی‌اعتنایی به عظمت انقلاب اسلام و از سر ترس و رعب باشد، برداشت دشمن‌ها هم این باشد که یک عده‌ای واقعاً ترسیده‌اند آغاز شکست ایران است.

اگر ملت ایران پیروی از ولایت و امامت را حفظ بکنند خدا هم آن‌ها را پشتیبانی خواهد کرد، ایرانیان نباید اجازه بدهند فرهنگ رعب و وحشت در جامعه ایجاد شود چراکه ترس و وحشت و نشناختن حقیقت‌های بنیادی آسیبی است که امروزه امت اسلامی را تهدید می‌کند، روشنفکران و مسئولان و جناح‌های سیاسی در دنیای اسلام باید به این نکته توجه بکنند.

روز جهانی صنایع‌دستی

صنعت زیلو که از صنایع بسیار ارزشمند و مذهبی و ملی کشور ایران است و سابقه چندین ساله دارد در حال از بین رفتن است، مکرر هم گفته‌شده است که مسئولین دولتی و نهادهای ذی‌ربط باید نسبت به این صنعت دستی که می‌تواند اشتغال هم ایجاد بکند و آثار خوب اقتصادی هم داشته باشد حمایت‌های بیشتری بکنند. درهرحال در کنار صنایع ماشینی به صنایع‌دستی که ریشه در تاریخ و فرهنگ ایران دارد باید توجه بیشتری شود.

نَسئَلُک اَلّلهُمَ و نَدعُوک بِاسمِکَ العَظیمِ الاَعظَم الاَعَزِ العَجَلِ الاَکرَم یاالله یا الله یا الله یا الله یا ارحم الراحمین

 

 


1. نهج البلاغه، خطبه 98.

2. سوره مبارکه آل عمران، آیه 102.

. وسائل الشیعه، جلد 15، صفحه 123.[3]

. بحارالانوار، جلد 104، صفحه 98.[4]

. بحارالانوار، جلد 104، صفحه 99.[5]

. سوره مبارکه عصر.[6]

. سوره مبارکه اعراف، آیه 43.[7]

. دعای توسل خواجه نصیرالدین طوسی.[8]

. سوره مبارکه آل عمران، آیه 102.[9]