خطبه اول

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیمالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللّه[1]؛ ثم الصلاة و السلام علی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی آله الأطیَّبینَ الأطهَرین لاسیُّما بقیة‌اللّه فی الارضین.

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الر جیم بسم اللّه الرحمن الرحیم«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»[2]عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

حسادت و آثار آن

حسادت عبارت است از یک احساس منفی که با دیدن امتیازی که ما نداریم یا آرزو داریم که فقط خودمان آن را داشته باشیم، به ما دست دهد. حسادت یک احساس منفی است که با احساس اندوه، تکدر روح، نارضایتی از خوشبختی دیگران خصوصاً نزدیکان همراه است.با توجه به آثار روحی روانی حسادت و مشکلاتی که این احساس منفی در روابط بین انسان‌ها پیش می‌آورد و نارضایتی عمومی که ایجاد می‌کند، چاره‌اندیشی برای مبارزه با آن ضروری به نظر می‌رسد.

انسان همواره علاقه‌مند به پیشرفت و تکامل بوده و هست. ضمیر ناخودآگاه انسان‌هایی که روح و روان آن‌ها پرورش کامل نیافته است، به این نقصان آگاه بوده و برای پرده‌پوشی آن تلاش می‌نماید و چون در اثر ضعف و خودکم‌بینی قادر به تکمیل خود نیست، پیشرفت و موفقیت اطرافیان را مورد حمله قرار می‌دهد و تمام توان خود را برای از بین بردن آن به کار می‌گیرد. حال اگر ویروس حسد ضعیف باشد فقط خود شخص مبتلا را همچون خوره از درون نابود می‌کند ولی اگر قوی باشد، دیگری و دیگران را نیز از این عصیان، متضرر خواهد کرد.

حسادت وقتی به وجود می‌آید که شخص احساس کند آنچه دارد، کمتر از آن چیزی است که باید داشته باشد. هیچ‌چیزی وجود ندارد که باعث حسادت نشود؛ مادی یا غیرمادی. به‌طورکلی، وقتی انسان حسودی می‌کند که آنچه دیگری دارد برایش ارزش داشته باشد؛ مثلاً کسی که حوصله کار با کامپیوتر را ندارد، به کسی که این کار را می‌کند، حسودی نخواهد کرد.حسادت ویژگی رفتاری و شخصیتی ارثی نیست و در نتیجه با ایجاد و اجرای راهکارهای مناسب در خانواده و اجتماع می‌توان مانع پیشرفت و حتی بروز آن شد.بنابراین عوامل محیطی از دوران کودکی و در مراحل رشد باعث آن می‌شوند.

نشانه‌های حسد
1. ناراحتی از رسیدن نعمت به دیگری، بدون نشان دادن عکس‌العمل.
2. غیبت و عیب‌جویی.
3. دشمنی، عداوت و کارشکنی.
4. بی‌مهری یا قطع رابطه از شخص، و پنهان کردن صفات برجسته او به‌طوری‌که حتی نمی‌خواهد سخنی از او بشنود.

 آثار حسد

الف: آثار اجتماعی

1. نابسامانی‌های اجتماعی

حسود تمام یا بیشتر نیرو و انرژی بدنی و فکری خود را صرف حسادت می‌کند، لذا این کار منشأ نابسامانی‌های اجتماعی است.

قرآن مجید می‌فرماید: «وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّک رَءُوفٌ رَحِیمٌ»[3] و کسانی که بعد از آن‌ها آمدند، می گویند: پروردگارا ما و برادرانمان را که در ایمان به ما پیشی گرفتند بیامرز و در دل‌هایمان کینه و حسدی نسبت به مؤمنان قرار مده.

2. قتل‌ها و جنایت‌ها: چنان‌که در داستان هابیل و قابیل ملاحظه کردید.

3. از بین رفتن دوستی‌ها.

4. عقب‌ماندگی اجتماعی؛ اشخاص حسود و تنگ‌نظر می‌کوشند دیگران را به عقب بکشند.

5. هرج‌ومرج، پیامبر اکرم (ص) حسد را به بیماری بزرگ امت‌ها تشبیه کرده و می‌فرمایند: در اثر اختلاف و نفاق و حسد نسبت به یکدیگر، سرانجام به ظلم و ستم و سپس به هرج‌ومرج مبتلا می‌شوند.

ب: آثار معنوی حسد

1. نابودکننده ایمان، 2. آفت دین، 3. نابودکننده نیکی‌ها، 4. رسیدن به کفر و تفکرات کفرآمیز، 5. غیبت، 6. حسرت زیاد، (گناه زیاد)، 7. حجاب ضخیمی در برابر شناخت حقایق می‌افکند، 8. مانع رشد و تعالی، روحی فکری، معنوی خانوادگی و اجتماعی می‌گردد.

ج: آثار جسمانی حسد

افراد حسود معمولاً افرادی رنجور، حساس، عصبی، پرخاشگر و افسرده می‌باشند. دستگاه‌های مختلف بدن تحت تأثیر این حالت روحی دچار بیماری می‌گردد.

حضرت علی (ع) می‌فرماید: شگفتا که حسودان از سلامتی خود غافل مانده‌اند.

د: آثار اخروی حسد

1. بدون حساب به جهنم می‌رود، 2. بدبختی و شقاوت دنیا و آخرت

حسد، ریشه تمامی رذایل

حسد، گناهی است که حالت تولیدی و زایش دیگر گناهان را دارد و تهمت، دروغ‌گویی، نفاق، غیبت، اهانت، کتک زدن، قتل و نابودی دیگران و... به وسیله آن به وجود می‌آید.ازاین‌رو شاید بتوان آن را ام الرذایل، یا مادر همه صفات بد دانست؛ همچنان‌که امام علی (ع) فرموده است: «رَأْسُ الرَّذَائِلِ الْحَسَدُ»[4] ریشه تمامی رذیلت‌ها و صفات ناپسند حسادت است.

رسول خدا (ص) نیز درباره خطر این صفت چنین هشدار داده است: «اَخْوَفُ مَا اَخَافُ عَلَی امّتیان یَکْثُرَ لَهُمُ الْمَالُ فَیَتَحَاسَدُونَ وَ یَقْتَتِلُونَ»[5] بدترین چیزی که بر امتم ترس دارم، این است که مال آن‌ها فراوان شود؛ پس بر همدیگر حسودی کنند و به جنگ و قتال بپردازند.

حسد و عدم پیشرفت و ناامنی

در هر جامعه اگر قدرت در دست شایستگان باشد، آن جامعه رو به تکامل می‌رود؛ ولی اگر حسادت در آن جامعه راه یابد، حسودان نمی‌گذارند افراد شایسته، مطرح شده و پیشرفت کنند.

در نتیجه جامعه در دست یک گروه حسود بی‌لیاقت قرار خواهد گرفت. از سوی دیگر، همین افراد حسود، در مقام حکومتی، میان خود به حسادت مشغول شده، از خدمت به جامعه بازمی‌مانند؛ چرا که همواره در پی مچ‌گیری و رسوا نمودن همدیگرند تا یکدیگر را تضعیف کنند.

ازاین‌رو، هیچ‌کس در این جامعه احساس امنیت نخواهد کرد. هم چنان‌که در حدیثی آمده است: رسول خدا (ص) به عبدالرحمن بن عوف فرمود: هنگامی که گنجینه‌های فارس و روم به روی شما گشوده شد، چگونه مردمی خواهید بود؟ عبدالرحمان بن عوف گفت: همان را که خداوند خواسته است، خواهیم گفت و انجام خواهیم داد. رسول خدا (ص) فرمود: و یا غیر از این، رقابت می‌کنید، سپس حسادت می‌ورزید، سپس به یکدیگر پشت می‌کنید، سپس از یکدیگر نفرت و یا همانند آن پیدا می‌کنید، سپس به سوی خانه‌های مهاجرین روان می‌شوید و برخی را حاکم برخی دیگر قرار می‌دهید.[6]

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ»[7]

خطبه دوم

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا العبد المؤید و الرسول المسدد المصطفی الأمجد ابی‌القاسم محمد (ص) و علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی صدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة و علی ائمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر (عج)، حججک علی عبادک و أمنائک فی بلادک، ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمان و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین .

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»[8]عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

 

امنیت و سلامت جامعه

دین اسلام پیش‌شرط اصلی سلامت و سعادت اجتماع انسانی را در اعتقاد به خدا و استقرار امنیت می‌داند. این نیاز به امنیت تا بدان‌جا ارزشمند است که حتی امنیت بر معیشت تقدم داده شده است. با این توصیف، به میزانی که امنیت در حوزه فردی و اجتماعی قوام و استقرار می‌یابد، به همان میزان شادابی، سرزندگی، پویائی و شکوفائی در انسان‌ها و اجتماع آنان تبلور یافته و احساس خوشایند امنیت جلوه‌گر می‌شود. بدین لحاظ، رویش احساس امنیت مبتنی است بر ارتقاء سطح ارزش‌گرایی دینی جامعه است که می‌تواند تأثیر مستقیمی بر امنیت جامعه و درنهایت امنیت ملی داشته باشد. چنانکه یکی از آثار و برکات ایمان، رسیدن به مقام امن و امنیت است. یعنی یکی از ویژگی‌های فرد مؤمن و جامعه مؤمنان این است که در برابر حوادث و عوامل تهدیدکننده و بیم دهنده، خوف و دغدغه‌ای احساس نمی‌کنند و از زندگی آسوده و مطمئنی برخوردارند «الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یلْبِسُوا إِیمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِک لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ»[9] یعنی آن‌ها که ایمان آوردند و ایمان خود را به ظلم نیالودند، برای آن‌ها ایمنی و آسودگی است و هم آن‌ها به حقیقت هدایت یافته‌اند.

 با توجه به مطالب فوق نگاه اسلام به امنیت بسیار حیاتی و اساسی است.اگر بپذیریم که اساس مهندسی اجتماع حفظ امنیت است. اسلام به عنوان دین سازنده و تکمیل‌کننده جامعه از این قاعده نیز مستثنی نمی‌باشد و برنامه دقیق را در این خصوص دارد.

 نظام مقدس جمهوری اسلامی نیز که با اندیشه بنیان‌گذار فرزانه آن حضرت امام (ره) پایه‌گذاری گردیده با دارا بودن ماهیت دینی در طول سی سال گذشته نشان داده است که امنیت ملی آن در زمان‌های مختلف متأثر از کارکرد مؤلفه دین بوده است و امروزه ایران اسلامی با پایداری، استقلال و هویت‌جویی آرمان‌گرایانه متأثر از اندیشه دینی با هدایت رهبر معظم انقلاب در حال پیمودن مسیر رشد و تعالی است. این مطالب نشان از آن دارد که امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بی‌تأثیر از اندیشه الهی نیست و اوج و بالندگی آن نیز در گرو نقش‌آفرینی بیشتر دین در آن می‌باشد.

هفته نیروی انتظامی

امنیتی که در جامعه حاکم است ثمره خون شهدایی است که در راه حفظ این کشور ریخته شده و نیروهای انتظامی و نظامی به خوبی توانسته‌اند از آن حفظ و حراست کنند.نیروی انتظامی مظهر اقتدار ملی است و برقراری نظم و امنیت از کارهای ارزشمندی است که توجه به آن ضروری است.ارزشمندترین وظیفه افراد در نیروی انتظامی حفاظت از ارزش‌های دینی و اسلامی است.نیروی انتظامی تنها نهادی است که بیشترین تعامل را با مردم دارد و بیشترین خدمت‌رسانی را به مردم ارائه می‌دهد.رفتار کارکنان نیروی انتظامی می‌تواند بهترین الگو در جامعه باشد و امت ایران اسلامی امت قدرشناسی است و هرگاه که نیروی انتظامی در موضوعی وارد شد و همراهی مردم را نیاز داشت، مردم به خوبی از خادمان خود در نیروی انتظامی استقبال کرده و بیشترین همکاری را با پلیس دارند.رفتار حسنه کارکنان نیروی انتظامی در برابر مردم، تنها علت همراهی و مشارکت مردم در مسائل گوناگون است و امیدواریم این مشارکت، روزبه‌روز بیشتر شود تا شاهد امنیتی پایدار در سطح جامعه باشیم.

اعتکاف

یکی از سنت‌های حسنه و مستحبات اسلامی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی احیاء گردید، سنت مبارک اعتکاف است. این سنت، در طول تاریخ اسلام و ادیان آسمانی طرفداران و عاملانی داشته و در بلاد اسلامی به‌طور عموم و شهرهای شیعه و مراکز حوزوی به‌طور خاص موردتوجه بوده است.

این عبادت که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی حالت فراگیر و عمومی نداشت، در چند ساله اخیر در میان جمع کثیری از صالحان و نیکان و خواهران و برادران دینی از اقشار گوناگون اجتماعی به‌ویژه دانشجویان و طلاب، متداول گردیده است و مساجد بسیاری از شهرهای ایران و جهان اسلام پذیرای مهمانان خدا در ایام البیض ماه پربرکت رجب است. از آنجا که اشتغال انسان به کار و زندگی و مسؤولیت‌های اجتماعی، گاهی موجب غفلت می‌شود، و توجه به کار، گاه از توجه به هدف بازمی‌دارد و سبب می‌شود وظیفه بزرگ یاد خدا و توجه به خودسازی و مبدأ و منتهای هستی فراموش شود.

اعتکاف زمینه توبه و بازگشت است. بازگشت به قرآن و معنویت، بازگشت به دعا و استمداد از عالم غیب، بازگشت از خودمداری به خداگرایی آن‌ها که مسؤولیت‌های حساس‌تر و بزرگ‌تری دارند، بیش از دیگران به اعتکاف و خودسازی نیاز دارند.

نسئلک اللهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعزّه الاجلّ الاکرم یا الله و... یاارحم الرحمین اللهم ارزقنی توفیق الطاعة بعد المعصیة صدقة النیّة و عرفان الحرمة اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر و اهله.

 


[1]. سوره اعراف آیه43.

[2]. آل عمران، آیه 102.

[3]. حشر، آیه 10.

[4]. تمیمی آمدی، غررالحکم، ح 558

[5]. ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج 1، ص 127.

[6]. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1324.

[7]. سوره والعصر.

[8]. حشر، آیه 18.

[9]. انعام، آیه 82.