فقه / فقه اقتصاد / تدلیس ماشطه؛ جلسه 1387/01/19

بسم الله الرحمن الرحيم

 

قسم چهارم مكاسب محرمه: تكسب به اعمال محرمه

مقام دوم: بحث صغروی

هفت، هشت مقدمه اي را ذكر كرديم و به اينجا رسيديم كه جاي يك بحث فقه الاخلاقي كه به بررسي اجتناب و اتصاب به فضائل اخلاقي بپردازد، جاي چنين بابي در فقه مي شود گفت خالي است. گر چه در مكاسب محرمه و جاهاي ديگر پراكنده به آن اشاره شده است. اما به هر حال به نظر مي آيد ما وجهي نداريم بگوييم فقه نبايد به اين امر نپردازد. به نظر مي آيد كه بايد پرداخته شود. در اخلاق هم اكتساب به فضائل كه بحث شده است با اين نگاه بحث نشده است. با يك روش و متد اجتهادي بخواهد حكم استخراج بشود. اينجور چيزي در اخلاق نيست. يكي دو سه كتاب به عنوان فقه الاخلاق به اين شكل وارد شده است. 10/2 دو جلد فقه الاخلاق دارد. آنها احتمالاً آمده اند فقه را به معناي فقه اكبر گرفته اند. و اسم بحثهاي اخلاقيشان را فقه الاخلاق گذاشته اند. اين است كه ما مي گوييم نه فقه الاخلاق، فقه اصغراست، يعني فقه به معناي تعيين حكم تكليفي و احكام خمسه است. منتهي بايد در حوزه اكتساب و اجتناب فضائل و رذائل، حكمش چيست؟ مستند به ادله با همان فطرت فقهي و اخلاقي، يك ليستي هم در رذائل است كه در آن وجوب يا استحباب حرمت بحث مي شود. اين كار فقهي بايد انجام شود كه نشده است.

 بخشهای فقه الاخلاق:

1. حكم اكتساب به فضائل و اجتناب رذائل است. فهرست اين هم همين است. يك مقدماتي دارد. بحثهاي فقهي و مقدماتي دارد. بعد هم ليست همان فضائلي كه در اخلاق آمده با ليستي كه در رذائل اخلاقي آمده يك به يك بايد با روش و شيوه و منهج اصولي و فقاهتي و اجتهادي بايد بررسي شود.

2. افعال اخلاقي، كه آن هم خودش بخش دوم مي شود. كه بايد بحث شود. در اينجا بعضي از صفات و بعضي از افعال اخلاقي مثل كذب و غش و اينها در اينجا آمده و در حوزه فقه الاخلاق مي آيد.

 روابط ميان فردي و روابط ميان افراد در جامعه:

يك بحث روابط ميان فردي وجود دارد. هم در روانشناسي و هم در جامعه شناسي و اينها. و آن چيزي است كه بخشي از آن در رساله حقوق و جاهاي ديگر آمده كه حقوقي كه افراد نسبت به همديگر دارند. و روابطي كه افراد در جامعه با يكديگر بينشان متصور است. در بحث تكريم، احترام، ادب و سلام و امثال اينها كه چيزهايي فراواني است آن هم يك بابي است، يك قسمتش با همين بخشهاي اخلاقي  ارتباط پيدا مي كند. و يك قسمتهاي جديدي هم دارد كه اين هم در جاي خودش بايد از نظر فقهي تنقيح شود. روابط ميان فردي هم جايش خالي است. يعني روابط ميان فردي ميان آحاد و افراد اجتماع، بعضي از محورهايش در افعال اخلاقي آمده است. اخلاق اجتماعي يك معناي عام تري هم دارد. كه شايد در روابط كلان اجتماعي را هم بگيرد. اگر آن را بگويد، اما اگر اخلاق اجتماعي همين روابط افراد در جامعه باشد آن را هم مي گيرد. اين هم هست كه مي شود يك قسمتي از اخلاق مي تواند باشد. مي شود چيز مستقلي هم قرار داد. بنابراين يك فقه روابط اجتماعي يا روابط ميان فردي در جامعه كه بخشي از آن به روابط اجتماعي ارتباط پيدا مي كند. آن هم ضرورت دارد كه بعضي از آن بحثهايي كه اينجا مي آيد با آن ارتباط پيدا مي كند.

تدليس الماشطه:

تدليس ماشطه در تحرير نيامده است. و لذا در فرمايشات حضرت امام و شرحي كه مرحوم آقاي فاضل در تحرير دارند، تدليس نيامده است. اما در مكاسب آمده و آقاي خوئي و آقاي تبريزي و آقاي مكارم هم بحث كرده اند. كتب قدما هم در بعضي هست ودر بعضي نيست. تدليس ماشطه اولين بحثي است كه به عنوان امر محرم مطرح شده است. و طرحش هم در اينجا به دليل اين است كه تدليس ماشطه و آرايش گري كه انجام مي شد، اين هم امري بوده كه در باب ازدواج انجام مي شد كه براي اينكه كسي را عروس بكنند. و ازدواج بكند، تدليس مي كردند. و آرايش گري مي كردند. و خودش يك پديده رايجي بوده و در روايات هم اصل اين آرايش گري و حكم آن مطرح است. و هم معامله و كسب به اين تدليس، كه قديم خودش يك شغل و حرفه بوده است. و امروزه در سطح خيلي وسيع تري به عنوان شغل و حرفه در آمده است. و لذا اينجا هم بحث صغروي مهم است، هم بحث كبروي. بحث كبروي به دليل اينكه روايات خاصه دارد. و الاّ اگر روايات خاصه نبود، حكم هماني بود كه قبلاً مطرح مي كرديم. كه اگر حرمت چيزي در محدوده ثابت شد، اشتغال به آن تكليفاً حرام است. ولي وضعاً حرام نيست. اما به لحاظ صغروي و به لحاظ روايات خاصه اينجا بايد بحث شود.

 مقدمه بحث: بیان حکم کلی

حكم كلي اين است كه اصل آرايش كردن، نه تدليس، اصل مشاطت يا تزين در جايي كه موجب حرامي نشود، از نظر شرعي مانعي ندارد. اگر در حدي كه تزين موجب حرام نشود. براي افراد مانعي ندارد. و در بعضي از جاها تزين هم مي گويد اعم از اين است كه لباس خوب بپوشد و قيافه اش را مرتب كند. اصل تزين بما هو هو ، اصل اين حداقلش اين است كه مانعي ندارد. در يك مواردي ترغيب هم شده است، البته با يك حدودي، يكي بحث اينكه افراد در جامعه و در روابط ميان خودشان آراسته باشند. تزين به معناي آراستگي، آراستگي در قيافه در لباس در نظافت، اينها همه به نحوي مفاهيم آراستگي را مي رساند. اين يك نوع تزين عمومي است كه در جامعه ميان افراد مورد ترغيب قرار گرفته است. و اين از چيزهايي است كه جاي بحث فقهي مفصل دارد. و در بعضي از روايات مذمت شده كه كسي نظيف و مرتب نباشد. و امثال اينها، اين امر مطلوب است.

حد وحدود اصل آراستگي:

1.در آنجايي كه تغيير خلقت نباشد.

2.تصرف و تبذيرنباشد.

3. تهييج شهواني نباشد.

4. زن براي مرد و مرد براي زن اجنبي نباشد.

 تا اين حد آراستگي و تزيين خوب و مطلوب است از نظر اسلام در روابط ميان انسانها دست كمش اين است كه يك مستحب مؤكد است، طبق ترغيباتي كه در روايات و اينها آمده است. اين يك بحث است كه در جاي خودش بايد جامع و مبسوط روايات و اخبار و احاديثش را انسان بررسي كند.

موارد مورد تأكيدآراستگي:

1.يكي بحث آراستگي در مسجد، خذوا زينتكم عند كل مسجد. البته زينت در بعضي از روايات گفته شده است كه عمامه است. و فقط مقصود از زينت عمامه نيست، آراستگي و لباس مناسب و عطر و نظافت وانگشتر و اينكه با هيئت مناسب و جميلي وارد مسجد بشود. و در محضر خدا حضور پيدا كند. و در عبادت و در نماز و اينها اين هم در روايات هست كه لباس هر چقدر بيشتر باشد. مثلا عبا و عمامه، اينها ثواب را بيشتر مي كنند. يعني هر چقدر بيشتر اجزاء عالم ماده در محضر خدا همراه انسان باشد، ثواب بيشتري دارد. اين تزيين در اينجا، بخشي از اين مصاديق اين زينت علاوه بر قاعده كلي در موارد خاص مي گوييم. بخشي از اينها چيزهاي ثابتي است كه در خود روايات ذكر شده است. مثل عمامه اينطور است. يا عبا اينها مصاديق زينت هستند. بخشي هم متغيير است. مثلاً در روايات و اينها دارد كه موي پيامبر اكرم يا گوششان ريخته بود. آنوقت متداول زينت بود. ولي الان معلوم نيست اين را زينت بدانند. اصلش اين است كه خذوا زينتكم عند كل مسجد. اين يك مورد خاصي است علاوه بر مورد كلي كه تأكيدي دارد.

 2.مورد ديگري كه تأكيد فراوان شده است، تزين زن براي مرد است. و حتي تزين مرد براي زن در روابط خانوادگي و زناشويي و زن و مرد، نه مطلق محارم، زن و مرد، زوجين اين هم از مسائلي است كه در ابواب مقدمات نكاح آمده. و اين روايات متعدد است و طرفيني هم است، البته براي زن تأكيد بيشتري شده است. كه زن براي مرد تزين كند. حتي رواياتي دارد كه لا ينبغي بالمرأه عن تعطل نفسها و زوجها و لو بقلاده و لو كانت مسنه، كه اين هم در روايات به آن تأكيد شده است. معكوسش هم همينطور است كه اجمالاً عرض مي كنم. خود ائمه هم مي فرمايند كه همانطور كه مرد رغبتهايي دارد زن هم رغبتهايي دارد. البته درجه اين متفاوت است. تأكيد در روايات خيلي متفاوت است.

معنای عام تزين:

تزين و زينت هم لباس را مي گيرد. و هم قيافه را مي گيرد. و هم نظافت را مي گيرد. و هم امور ديگر را مي گيرد. عطر و اينها اگر در زينت هم نباشد. در روايات خيلي به آن تأكيد شده است. خضاب هم در روايات در حد استحباب دارد. بعيد نيست زينت كه مي گوييم اينها را هم بگيرد. و همه اينها يك چهارچوبهايي دارد. كه اجمالاً گفتيم.

حکم تغييرات چهره:

عمليه هاي جراحي و اينها براي تزيين و اينها، اين اگر ضرري برساند،آنوقت بايد ببينيم كه اضرار به نفس را ما مطلقاً تحريم مي كنيم، يا بعضي از مواردش را، كه بين فقها اختلاف است. اگر بگويد مطلقاً حرام است، حرام است. يا اينكه مستلزم نگاه نامحرم باشد، آن هم جاي بحث است. يا اينكه غش برايش صادق باشد. و البته بعيد است كه صادق باشد. براي اينكه دختري قيافه اش را عوض مي كند زيبا مي شود و چهره زشت او تغيير پيدا مي كند. مگر اينكه بگوييم همينكه با عمليه جراحيه اينطور شده است خود اين خدعه اي است. اگر طرف نداند كه با جراحي اينطور شده است. بدون جراحي اينجور نبوده است. اين ممكن است اشكال پيدا كند. و لذا اين هم يك نكته ديگري است كه عمليات جراحيه و عمل جراحي و جراحيهاي پلاستيكي و و جراحيهايي كه به منظور زيباسازي چهره و اعضاء و جوارح انجام مي شود. اگر اضراري در آن نباشد و نگاه نامحرمي نباشد و امثال اين معلوم نيست. اشكال و مانعي داشته باشد. اگر للعلاج باشد مانعي ندارد. مثلاً زگيل را بر مي دارد. و يا زگيل برايش ضرر دارد. و مشكلاتي دارد كه بايد عمل بكند كه آن واجب است. و مانعي ندارد. اگر هيچ كدام از وجوه را ندارد، فقط براي تزيين و زيباسازي است. اين محل بحث است. و الاّ آنجايي كه مرضي را معالجه مي كند. يا اينكه چهره كريهي پيدا كرده است، آنجا ممكن است بگوييم لازم است آن كار را بكند. يعني آن چهره كريه كه موجب تنفر ديگران مي شود. لا يبعد كه آنجا قائل مي شويم به اينكه بايد اين كار انجام شود.

تزيين بالمعني الخاص:

 يعني به نحو تغيير چهره بعمليه الجراحيهاين بخشش اگر براي معالجه باشد، يجوز، به معناي اينكه گاهي هم واجب است. گاهي جواز به معني العام است يا جاهايي جواز مطلق دارد و گاهي هم جواز استحباب دارد. گاهي هم واجب مي شود. و اگر براي دفع ضرر و معالجه باشد. جاي ديگري هم باز اين تغييرات چهره اي اگر در جايي انجام ندهد نوعي اظلال است . چهره تنفر زا است و قابل معالجه است. اين هم لا يبعد كه بگوييم واجب است به عناوين كلي و ثانوي، كما اينكه اين در عمليات جراحيه تزييني است. در غير تزييني هم اينطور است. بچه اش به دنيا آمده و پايش كج است. اگر در همان سه روز اول گچ بگيرد درست مي شود.

بنابراين تزيين يك بحث كليش آن بود. تزيين با عمليه جراحي هم براي معالجه مانعي ندارد. بلكه ربما يجوز، قسم دومش هم آنجايي است كه موجب تنفر و كراهتي در شخص بشود يا آسيب جدي كه هميشه بنا است او را همراهي كند. اين هم بعيد نيست كه بگوييم با عناوين ثانويه واجب است.

جمع بندی بحث تزيين:

حكم اوليه اش استحباب است با سه، چهار قيد. كه تهييج شهواني نباشد، محرم و نامحرم نباشد و شهرت و امثال اينها نباشد. با اينها مستحب مي شود. در روابط زن و شوهر و در مسجد مستحب مؤكد مي شود ، و ربما تعرض عليه عناوين أخري يوجب وجوب التزيين، آنجايي كه اگر اين نباشد موجب ايذاء مي شود، يا موجب فتنه يا اعانه بر اثمي باشد. زني كه اعتنايي به اين امور ندارد و موجب اين مي شود كه شوهرش در گناه بيفتد. با عناوين اوليه و ثانويه اين حكم اين است.

مقام اول بحث تزيين: تزيين بدون تغييرات

تغيير دارد، ولي تغييرات متعارف است. اين تزيين مستحب مع شرائط، و يتأكد استحبابه في موارد. و ربما يجب لعناوين ثانويه

مقام دوم بحث تزيين: تزيين با تغييرات بدن

عمليه جراحيه اگر براي معالجه باشد كه يجوز و قد يجب، اگر براي معالجه نيست، فقط براي تزيين است. آن هم اگر در آن اضرار نباشد. و عناوين ثانويه مثل نگاه نامحرم و امثال اينها نباشد جايز است، بلكه گاهي واجب مي شود. اما اگر اضراري در آن باشد آن اشكال دارد. اينكه غش يا تدليس هم حساب شود، بعيد نيست. براي اينكه اگر كسي نگويد و اين كار را انجام بدهد. ممكن است بگوييم اين هم نوعي غش در ازدواج و اينها است.